فایل صوتی:

فایل متنی:

متن سخنرانی:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

سلام عرض می‌کنم خدمت همه عزیزان پادکست‌های تلنگر. خب، واقعیت این است که در مقطع حساس کنونی که هستیم و چند بار هم به آن تذکر داده شده، من می‌خواهم یک مثلث را برای شما تصویر کنم. اگر دو ضلع این مثلث را ترسیم کنم، قاعدتاً ضلع سوم کاملاً قابل‌فهم است و مشخص می‌شود چه اتفاقی خواهد افتاد. ضلع سوم نتیجه تعریف دو ضلع اول است.

 

ضلع اول این است: آیا مذاکرات جواب می‌دهد یا نه؟ این خودش یک بحث مفصل است. آیا مذاکرات ما با آمریکا به نتیجه می‌رسد یا خیر؟ خیلی واضح است که این مذاکرات جواب نمی‌دهد. می‌بینید که خدا نکند جواب بدهد! به عبارتی، اگر جواب بدهد، چه اتفاقی می‌افتد؟ حالا عرض می‌کنم. اگر خدایی نکرده مذاکرات به نتیجه برسد، معنای آن ارتداد، استبدال و استخلاف است. همان‌طور که در قرآن آمده: «وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ». اگر به آرمان‌های خود پشت کنید، خداوند شما را استبدال می‌کند و قوم دیگری را جایگزین‌تان می‌کند که داعیه‌دار حرکت‌های بزرگ انقلابی باشند. این را عرض می‌کنم، اما به‌هیچ‌وجه به این معنا نیست که مذاکره‌کنندگان ما بلد نیستند یا نمی‌دانند چه کنند. نه! اصلاً این بدبینی به تیم خودمان نیست، بلکه بدبینی کامل به حریف و طرف مقابل است.

 

باز هم یادآوری می‌کنم همان آیاتی را که بارها شنیده‌اید: «وَلَنْ تَرْضَى عَنْکَ الْیَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ». اگر بخواهم این را به زبان امروزی ترجمه کنم، یعنی آمریکا و اسرائیل. از شما راضی نمی‌شوند مگر اینکه کاملاً در مسیر آن‌ها قرار بگیرید. عزیزان، یک‌بار دیگر مرور کنید: مشکل آمریکا با ما مسئله کلاهک هسته‌ای نیست. خودشان هم این را می‌دانند، ما هم می‌دانیم. هرچه داریم یا نداریم، اطلاعاتش دست آن‌هاست. پس کسی این بحث را تقلیل ندهد به اینکه انگار شبهه‌ای وجود دارد یا بین ما و آمریکا سوءتفاهمی ایجاد شده که باید برویم و حلش کنیم. نه! تا مرز تطبیع کامل، آن‌ها راضی نمی‌شوند.

 

بعد می‌فرماید: «وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَمَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا نَصِیرٍ». بگو هدایت، همان هدایتی است که در منطق خودمان تعریف شده. کسی که بعد از برجام و نتایج آن، بعد از ماجرای اوکراین و زلنسکی و اتفاقاتی که دیده، باز هم بگوید «ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا نَصِیرٍ»، دیگر این حجت‌های خدا برای بازی و شوخی نیست. این‌ها حجت‌های خداست که نشان می‌دهد چه صحنه‌هایی در انتظار ماست. لذا گفته‌اند قرآن را دقیق بخوانید تا بفهمید جریان چیست. قرآن را سرسری نخوانید! «آتَیْنَا الْکِتَابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ أُولَئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ یَکْفُرْ بِهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ». کسانی که قرآن را به‌حق تلاوت می‌کنند، می‌فهمند چه اتفاقاتی در جریان است. مثل کسی که یک علم را خوب بلد است و قواعد و سنن حاکم بر آن را می‌داند و پیش‌بینی می‌کند چه رخ خواهد داد.

 

اتفاقی که بین ما و دشمنان هژمونیک ما می‌افتد، نه صرفاً به‌خاطر قاتلان حاج قاسم، بلکه به‌طور کلی مشخص است. حالا به هر دلیلی تصور شده که ما و دشمنان‌مان بنشینیم و به تعبیر قرآن، «أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ»، یعنی سلاح را زمین بگذاریم. اما همین‌جا هست که «وَخُذُوا حِذْرَكُمْ» سلاح را می‌توانید زمین بگذارید، اما سپر را نه! سپر را باید بردارید و نگه دارید. این دشمن، حتی اگر جایی باج بدهد یا کوتاه بیاید، مطمئن باشید برای ده جای دیگر نقشه باج‌گیری کشیده است. همان که امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: «إذا اقترب العدو فاحذر، ربما غار لیتقرب». وقتی دشمن نزدیک می‌شود، بترس! نزدیک می‌شود تا غافلگیرت کند، تا خنجرش را از فاصله نزدیک فرو کند. شما باید صحنه را این‌گونه ببینید و وارد آن شوید.

 

بنابراین، ضلع اول این است که مذاکرات به‌صورت طبیعی به نتیجه خاصی نمی‌رسد. و اگر هم به نتیجه‌ای برسد، حتماً مذاکرات بعدی شروع می‌شود. یعنی وارد مراحل بعدی می‌شویم. این‌طور نیست که فکر کنید اگر این مذاکره به نتیجه خوبی رسید و فرضاً باجی هم ندادیم، همه‌چیز تمام می‌شود. خیر! تردید نکنید که مذاکره بعدی باز می‌شود و باید وارد مذاکرات بعدی شوید. این‌طور نیست که فقط بحث هسته‌ای یا کلاهک هسته‌ای باشد. خودشان می‌دانند ما چه داریم یا نداریم. اطلاعاتشان در این زمینه کافی است. این ضلع اول است که واقعاً جای تأمل دارد. این مقدار خوش‌بینی و شرطی کردن مردم نسبت به چنین مذاکراتی خلاف تدبیر است.

 

ضلع دوم، ضلع بسیار مهمی است که می‌خواهم با توضیحی عرض کنم. از سال ۸۸ به بعد، طبق تحلیل‌ها و رصدها، اتفاقی در جریان است که روزبه‌روز تشدید می‌شود. این اتفاق توسط دشمنان و گاهی به‌صورت ناآگاهانه توسط دوستان، البته با همدلی کامل، دامن زده می‌شود. این اتفاق چیست؟ ما داریم موقعیت رهبر را به‌اشتباه در جایی که نباید، برجسته می‌کنیم. ممکن است در ابتدا به نظر بیاید که کار خوبی می‌کنیم، اما دقت کنید! دشمن متوجه شده که می‌تواند با کارهایی، به تعبیر خودش، «آلتیمیت ریسپانسیبیلیتی» یا مسئولیت نهایی را در موارد مختلف به گردن رهبر بیندازد. خب، می‌گویند: «پس ولی جامعه چه کاره است؟» ببینید، کار ولی جامعه این است که مواظب باشد آهنگ ناموزونی نسبت به اسلام و انقلاب ایجاد نشود. این کلیت کار رهبری است. اما مسئول هر خرده‌ریز در نظام، رهبری نیست. هر چیزی مسئول خودش را دارد. حتی سیاست خارجی هم مسئول خودش را دارد.

 

چند مثال می‌زنم. وقتی قرآن را می‌خوانید، با اینکه مخاطب اصلی‌اش پیامبر است، انگار با شما صحبت می‌کند: «یا أیها الناس»، «یا أیها الذین آمنوا». مسئولیت به عهده ماست. بله، در نقاط بسیار حساسی مثل امر ولایت، می‌فرماید: «یا أیها الرسول بلغ ما أنزل إلیک»، یعنی این را ابلاغ کن. یا «یا أیها النبی حرض المؤمنین علی القتال»، یعنی مؤمنین را تشویق کن به جنگ بروند، اما خودت نرو وسط میدان! حتی در جنگ‌ها، پیامبر وسط میدان نبودند که خودشان بجنگند. در نهج‌البلاغه وقتی به امیرالمؤمنین (ع) می‌گویند خودت برو با معاویه بجنگ، می‌فرمایند: «أَتَقَلْقَلُ تَقَلْقُلَ الْقِدْحِ فِي الْجَفِيرِ الْفَارِغِ؟» مثل تیر در ترکش خالی، بلند شوم بروم با معاویه بجنگم؟ شما باید بجنگی! بار مسئولیت فرامین پیامبر و امیرالمؤمنین را چه کسی می‌کشید؟ کلیت را پیامبر می‌گفت، اما وسط میدان چه کسی بود؟ امیرالمؤمنین. در بدر، خیبر و احد، با اینکه ظاهراً مسئول پیامبر بود، اما کینه‌ها را از امیرالمؤمنین گرفتند. چرا؟ چون ایشان کار را می‌گرفت، می‌فهمید و وسط میدان انجام می‌داد. مالک اشتر هم برای امیرالمؤمنین همین نقش را داشت. جهت‌گیری را می‌دانست، کار رهبری را می‌فهمید، خودش مسئول بود و کارش را انجام می‌داد.

 

دشمن از یک جایی فهمید که می‌تواند مقصر اصلی هر چیزی را رهبر اعلام کند. با توجه به ضلع اول که مذاکرات به نتیجه نمی‌رسد، چه اتفاقی می‌افتد؟ مقصر نهایی ناکارآمدی‌ها رهبر می‌شود. می‌گویند: «نشد چون آقا نخواست.» وقتی دلار بالا می‌رود یا مشکلات زیر فرش بیرون می‌زند، همه‌چیز به گردن ایشان می‌افتد. این از آن تحلیل‌های اشتباهی است که حتی گاهی بچه‌های حزب‌اللهی ما هم گرفتارش می‌شوند. می‌گویند: «همه خفه! آقا فرمودند.» فکر می‌کنند آقا باید جزئیات را بفهمد، راهکار بدهد، همه‌چیز را مشخص کند. من کورم؟ بی‌تحلیلم؟ این کمکی نمی‌کند. ولی جامعه یک انسان کور و بی‌بصیرت نمی‌خواهد. کسی که همیشه در شک و تردید است، نمی‌داند اینجا چه کند، آنجا چه کند، نمی‌تواند یار باشد. کلیت را فرموده‌اند دیگر!

 

حالا چرا ترامپ نامه به آقا می‌نویسد؟ مگر نباید به رئیس‌جمهور نامه بنویسد؟ این همان طرح و سیاست است که بگوید: «اگر مذاکرات پیش نمی‌رود، به‌خاطر آقاست.» حتی وقتی از بزرگان می‌پرسند مذاکرات چگونه پیش می‌رود، می‌گویند: «همونی که آقا فرمودند.» درحالی‌که خود آقا این را رد می‌کنند و می‌گویند این یکی از ده‌ها کار وزارت امور خارجه است. برادران عزیز امت حزب‌الله هم گاهی به‌اشتباه در همین پازل می‌افتند. می‌گویند: «به فرموده آقا، ما تا فلان سال ۲۰ هزار مگاوات برق هسته‌ای لازم داریم.» چه ربطی دارد؟ شما برق هسته‌ای لازم دارید، چه آقا بفرماید چه نفرماید! چرا این را به عهده آقا می‌گذارید؟ خطوط ریلی، ترافیک، آلودگی، خودرو، همه‌چیز را به آقا ربط می‌دهند. این تئوری که مسئولیت نهایی را به گردن آقا می‌اندازد، اشتباه است.

 

آقا می‌فرمایند: «وَلا یَرْغَبُوا عَنْ أَنْفُسِهِمْ»، یعنی پشت آقا نروید. تبعیت پشت آقا بودن نیست که اگر گلوله‌ای آمد، به آقا بخورد. تبعیت این است که شما هم سپر شوید. اگر آقا می‌گویند مذاکره شرافتمندانه و عزتمندانه نیست، شما هم بگویید شرافتمندانه نیست، عزتمندانه نیست. مگر شما بلندگو یا میکروفن هستید؟ باید توضیح دهید چرا شرافتمندانه نیست. با آیه، روایت، تاریخ معاصر، هر جور که می‌توانید تبیین کنید. تبیین وظیفه پیامبر بود که آیات الهی را توضیح دهد، نه اینکه فقط بخواند. «إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ». شما باید تبیین کنید. جهاد شما تبیین است، نه اینکه بگویید: «همونی که آقا فرمودند.» این کمکی نمی‌کند.

 

کسانی که چشم‌بسته و بی‌تحلیل می‌خواهند پیش بروند، می‌گویند: «راهکار را آقا بدهد، تحلیل را آقا بدهد.» دشمن این را فهمیده. الان طوری شده که ما در جامعه هستیم و هر مشکلی پیش می‌آید، می‌گویند: «آقا!» برق، ترافیک، آلودگی، خودرو، همه‌چیز به آقا ربط داده می‌شود. کار آقا این‌ها نیست. کار ایشان به‌عنوان ولی و رهبر جامعه، مراقبت از کلیت نظام است. این ترند قرآن و نهج‌البلاغه است. نهج‌البلاغه را بخوانید. مسئولیت‌ها مستقیماً به عهده کارگزاران و مسئولین است. آن‌ها باید کار را انجام دهند و پاسخگو باشند. بله، ممکن است بگویید خود آقا گاهی در زمینه‌ها وارد می‌شوند. این به‌خاطر نقص من و شماست، عزیز من! اگر کسی سفره را جمع نکند، آخر پدر و مادر باید سفره را جمع کنند. نباید گذاشت این فرامین مدام پایین بیاید و همه کور و کر باشند نسبت به اینکه چه باید بکنند.

 

حالا ضلع سوم. این پیش‌بینی من است و فکر می‌کنم قاعدتاً این اتفاق می‌افتد. ضلع اول این بود که مذاکرات به نتیجه نمی‌رسد. ضلع دوم این بود که مسئول نهایی ناکارآمدی‌ها، به تعبیر دشمن و با ندانم‌کاری دوستان، آقاست. نتیجه چیست؟ مذاکرات به نتیجه نمی‌رسد و مقصرش هم به تعبیر دشمن، آقاست. این قرائتی است که در جامعه ترند می‌شود. ضلع سوم این است: فتنه داخلی. فتنه داخلی خطرناکی علیه ارکان نظام، به‌خصوص ولی جامعه، شکل می‌گیرد. این قرائت که ولی جامعه مانع زندگی و معیشت مردم شده، دامن زده می‌شود و بالا می‌آید. اگر ما جنگ نداشته باشیم که ما را بمباران کند، حتماً یک فتنه داخلی همین الان در حال طرح‌ریزی و پی‌ریزی است.

 

اینجا جای هوشیاری و بصیرت است. باید حواس‌مان جمع باشد. مبانی ما مشخص است. به نتیجه رسیدن یا نرسیدن به این مبانی بستگی دارد. مسئولین هم باید کار خودشان را انجام دهند و مدام مسئولیت را به گردن ولی جامعه نیندازند. دشمن خودش همین کار را می‌کند. اگر حواس‌مان به این نکته جمع نباشد، با یک فتنه داخلی مواجه می‌شویم. ان‌شاءالله که نباشیم. دمتان گرم. یا علی. التماس دعا.