<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>    <rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:cc="http://web.resource.org/cc/"
         xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
         xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:podcast="https://podcastindex.org/namespace/1.0"
         xmlns:googleplay="http://www.google.com/schemas/play-podcasts/1.0"
         xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
        >
        <channel>
            <atom:link href="https://qasemian.ir/lectures-category/%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%87%d8%a7/rssfeed" rel="self" type="application/rss+xml"/>
            <title>پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام والمسلمین قاسمیان - سایر برنامه‌ها</title>
            <pubDate>Sun, 25 Sep 2022 11:08:50 +0000</pubDate>
            <lastBuildDate>Sat, 11 Jan 2025 09:28:26 +0000</lastBuildDate>
            <generator>CarenDMA</generator>
            <link>
                https://qasemian.ir            </link>
            <language>fa</language>
            <copyright><![CDATA[Copyright 2026 پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام والمسلمین قاسمیان]]></copyright>
            <docs>https://qasemian.ir</docs>
            <managingEditor>info@qasemian.ir (info@qasemian.ir)</managingEditor>
            
            <image>
                <url>https://dl.qasemian.net/upload/2023/11/sayerTotal.png</url>
                <title>پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام والمسلمین قاسمیان - سایر برنامه‌ها</title>
                <link><![CDATA[https://qasemian.ir]]></link>
            </image>
            <itunes:image href="https://dl.qasemian.net/upload/2023/11/sayerTotal.png" />
                        <itunes:summary><![CDATA[سایر برنامه‌ها]]>
            </itunes:summary>
            <itunes:author>حجت الاسلام قاسمیان</itunes:author>
            <itunes:category text="Society &amp; Culture"/>
            <itunes:category text="Society &amp; Culture">
                <itunes:category text="Documentary"/>
            </itunes:category>
            <itunes:explicit>false</itunes:explicit>
            <itunes:owner>
                <itunes:name><![CDATA[حجت الاسلام قاسمیان]]></itunes:name>
                <itunes:email>info@qasemian.ir</itunes:email>
            </itunes:owner>
            <description>
                <![CDATA[سایر برنامه‌ها]]>
            </description>
            <itunes:subtitle><![CDATA[پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام والمسلمین قاسمیان - سایر برنامه‌ها]]></itunes:subtitle>
            <itunes:type>episodic</itunes:type>
            <podcast:locked owner="info@qasemian.ir">no</podcast:locked>

            <item>
        <title>ویژه برنامه سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی</title>
        <itunes:title>ویژه برنامه سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی</itunes:title>
        <pubDate>Sat, 11 Jan 2025 09:28:26 +0000</pubDate>
        <guid isPermaLink="false"><![CDATA[9814]]></guid>
        <link><![CDATA[https://qasemian.ir/lecture/%d9%88%db%8c%da%98%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%ad%d8%a7%d8%ac-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85/]]></link>
        <description><![CDATA[هیئت میثاق با شهداء]]>
        </description>
        <content:encoded><![CDATA[هیئت میثاق با شهداء]]>
        </content:encoded>
        <enclosure type="audio/mpeg"
                   url="https://dl.qasemian.net/upload/2025/01/Misaq_14031011.mp3"/>
        <itunes:subtitle><![CDATA[هیئت میثاق با شهداء]]>
        </itunes:subtitle>
        
    </item><item>
        <title>جلسه دوم شرح بیانات مقام معظم رهبری آذر ماه 1403</title>
        <itunes:title>جلسه دوم شرح بیانات مقام معظم رهبری آذر ماه 1403</itunes:title>
        <pubDate>Thu, 26 Dec 2024 09:53:21 +0000</pubDate>
        <guid isPermaLink="false"><![CDATA[9732]]></guid>
        <link><![CDATA[https://qasemian.ir/lecture/%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-1403-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%af%d9%88%d9%85/]]></link>
        <description><![CDATA[شرح بیانات حضرت آقا 2
بسم الله الرحمن الرحیم.

صفحه ۴۲۶ قرآن را بیاورید. آیه ۶۰ سوره احزاب. در مورد شرح فرمایشات حضرت آقا که به نظر می‌آید چند نکته را باید اشاره کرد. ببینید، یک جریانی متأسفانه گاهی اوقات راه می‌افتد، مبنی بر اینکه هر کسی امروز بخواهد زنهار بدهد و نهیب بزند، به عنوان مرجفون، گاهی اوقات ازش یاد می‌شود. این کار خطرناکی است که حالا بهتون نشان می دهم چرا خطرناک است که اتفاقاً جا و فضا را باز می کند برای کار معوقین به عبارتی. آن جمع سالم بین اینکه انسان نهیب بزند، خطررا دید و بعد امیدآفرین هم باشد، این جمع سالم مهم است. وگرنه یک فاصله‌ای است بین دو تا مفهوم: یکی رجا و امید، یکی امنیه و خوش خیالی.
امیدآفرینی صرف ممنوع
قرآن اتفاقاً کاری که می‌کند، و خود حضرت آقا هم این حرکت را این دفعه زدند، این است که خسارت را می‌گوید، شکست را می‌گوید، زمینه‌های این شکست و شکست را هم می‌گوید. اگر نگوید و صرفاً امیدآفرینی بکند، این می‌شود همان امنیه، می‌شود خوشخیالی. می‌گوید و به بن‌بست نمی‌رساند. این کار درست است. اگر انسان خسارت نگوید، نگوید سید حسن نصرالله وقتی شهید شد، یک خسارت بود واقعاً. از پارس جنوبی حتما خسارتش بیشتر بود شهادت حسن نصرالله، کما اینکه شهادت حضرت حمزه هم اینجوری بود. بعداً در ماجرای سقیفه معلوم شد این چه قدر خسارت بود. خب انسان اگر خسارت نگوید، اگر شکست نگوید، مثل اینکه  احد را عرض کردیم، شکست را می‌گوید و رو به جلو حرکت می‌کند. وگرنه عبرت ها را کی باید بگوید؟

حالا یک عده بعد از این بیانات هم نمی‌دانم چرا، با این‌که خود حضرت آقا هم تبیین خسارت میکنند، یعنی می‌گویند که سید حسن نصرالله رفتنش خسارت است. یا جریانات سوریه، به هرجهت، و از دست رفتن سوریه یک خسارتی به جهتی است، یک شکستی محسوب می‌شود. اما اینکه شما از شکست، پل پیروزی درست کنید، تهدید را به فرصت تبدیل کنید، این کار قرآن [است]، این کار در حقیقت حضرت آقا است. لذا این تبیین، یک تبیین جامعی است. و آن موقع نکته‌ای که هست اینجاست که شما هر بیعتی در مواقع حساس با رهبر، هر بیعتی شما را در معرض یک جهش قرار می‌دهد، مثل بیعت رضوان. بیعت رضوان همین بود. بیعت رضوان، در سوره فتح دیدیم، حالا اگر هم لازم باشد یک بار دیگر می‌بینیم این آیات را. بیعت رضوان در فضایی اتفاق افتاد که در صلح حدیبیه، به دلیل کم کاری عده‌ای، به جامعه اسلامی تحمیل شد. منتهای مراتب، این بیعت رضوان که اینها بسته بودند، زمینه‌های فتح خیبر و فتح مکه را این بیعت درست کرد که این را در سوره فتح مفصل گفتیم. ممکن است صرفاً یک نگاهی بیندازیم، ولی به این توجه بکنید. یک نکته مهم است. لذا انسان‌ها را به دلیل اینکه نهیب می‌زنند، اینها را زنهار می‌دهند به اتفاقات افتاده و شکست‌ها را بیان می‌کنند، بله، اگر نگویند که این اتفاقات باعث می شود یک اتفاق خیلی بزرگ می شود، این نامیدکننده است در این صورت.

وگرنه در این لبه قضیه هم من دیدم همه میگویند نه، ما سوریه را از دست دادیم. اینها جزء مثلاً اتفاقات خوب ماست. سید حسن نصرالله را از دست دادیم، این جزوه افتخارات ماست که ما چنین شهدایی داریم، تقدیم می‌کنیم. این چه حرفی است که مثلاً ما انقدر چیزیم که چنین شهدایی را تقدیم می کنیم؟ خب ببینید، آن موقع آن مرجفون که عرض کردم، این مرجفون را ببینید در این آیه. اصلاً ربطی ندارد این بحث به کسانی که دلسوزانه دارند می‌گویند، دارند نهیب می‌زنند، زنهار می‌دهند، خطرات را می‌گویند، خطرات را می‌بینند، تحلیل می‌کنند، می‌گویند. مرجفون بعد از جریان، نگاه کنید، آیه اش نگاه کنید. بعد از جریان جنگ احزاب که جنگ نرم فرهنگی شروع شد که با بحث حجاب هم شروع شد، که «يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَآءِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ يُدۡنِينَ عَلَيۡهِنَّ مِن جَلَٰبِيبِهِنَّۚ ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَن يُعۡرَفۡنَ فَلَا يُؤۡذَيۡنَ» این رو و سوار بر جریان زن، زندگی، آزادی، عده ای سوار بر این جریان شدند و هدایت شده یک طرح را بردند جلو و آن طرح زمینگیر کردن نرم جامعه دینی (بود). یک کار طاغوتی، نه یک کار معمولی. در حقیقت حالا کسی چه میدانم، خودش معتاد است، می‌خواهد آن بغل دستی‌اش هم معتاد کند. نه، اینجوری نبوده، یعنی از سر فحشا یا اشاعه فحشا نبوده است، نه، بلکه از سر یک حرکت منسجم طاغوتی بوده است.

با این اتفاقی که افتاد، پیغمبر شمشیر می‌کشد در مقابل اینها که «لَّئِن لَّمۡ يَنتَهِ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضࣱ وَٱلۡمُرۡجِفُونَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ لَنُغۡرِيَنَّكَ بِهِمۡ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَآ إِلَّا قَلِيلࣰا». پیغمبر اگر این منافقون بس نکنند، این « وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضࣱ وَٱلۡمُرۡجِفُونَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ». این کسانی که دارند رجفه ولرزه ایجاد میکنند در شهر پیغمبر که این اصل این رجفه و لرزه هم فتنه زن، زندگی، آزادی آن موقع بوده است. خب اگر این کار را نکنند، «لَنُغۡرِيَنَّكَ بِهِمۡ» تو را علیه آنها می‌شورانیم، آن موقع تو آنها را تبعید می‌کنی، می‌اندازی بیرون «مَّلۡعُونِينَۖ أَيۡنَمَا ثُقِفُوٓاْ أُخِذُواْ وَقُتِّلُواْ تَقۡتِيلࣰا» در این حد است که ریز ریزشان میکنیم. این هم سنتی است که «سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلࣰا». خلاصه می‌خواهم بگویم این بحث مرجفون، هیچ ارتباطی به این بحث ندارد. کما اینکه خیلی استشهاد به آیات در این مدت زیاد بود که ارتباط نداشت. این هم یک حرکت از سر قوه قهریه است.

&nbsp;
مجازات بدون رافت طاغوت
این چیزی است که اتفاقاً یادتان هست؟ لوط را، حضرت لوط را بیان کرد که «قَالَ لَوۡ أَنَّ لِي بِكُمۡ قُوَّةً أَوۡ ءَاوِيٓ إِلَىٰ رُكۡنࣲ شَدِيدࣲ »؟ یادتان هست که (میگفت) ای کاش من قوه ای داشتم یا تکیه گاه نفرات تعیین کننده داشتم. ببینید قوه داشتم یعنی کاش من زور داشتم. استفاده از قوای شدید همیشه اینطور نیست که  «قَالَ لَوۡ أَنَّ لِي بِكُمۡ قُوَّةً أَوۡ ءَاوِيٓ إِلَىٰ رُكۡنࣲ شَدِيدࣲ » یعنی اینجور نیست که همیشه نظام اسلامی ‌بنشیند نصیحت ‌کند که، هیچ‌وقت این کار را نمی‌کند. در هیچ جای دنیا این کار را نمی‌کنند. اعمال زور می‌کنند به عبارتی. یعنی آن طرفی که یک گناهی برداشته است این مدلی را درست کرده و اینها، یا کسانی که دزدی می‌کند، نصیحت نمی‌کنند که. بله، این نصیحت مال توده مردم فلان است. اما یک سری آدم‌هایی که یک کاری را پایه‌گذاری می‌کنند، دزدی می‌کنند، در همه جای دنیا را می‌گیرند، می‌کنند در هلفدونی. ببینید، من الان کاری به بحث قانون حجاب ندارم. قانون حجاب خوب است، بد است، ولی لااقل برای یک عده باید بگیرند بیاندازند هلفدونی. اصلاً یک عده‌ای که از شهرداری شناسایی شدند اینهاآن موقعی که در شهرداری رفت و آمد، شناسایی شدند. یعنی اصلاً ترویج کننده این کار هستند. اصلاً پول میگیرند بابت این کار. اینها را حتماً باید بگیرند بکنند در هلفدونی. اینی که می‌گویند چرا از قوه قهریه استفاده می‌کنید، در همه جای دنیا از قوه قهریه استفاده میشود، اتفاقاً خیلی هم کار خوبی است.

اصلاً قصاص، دیات، حدود، تمام اینها در احکام اسلامی، در حقیقت اینها همه خلاصه زمینه‌سازی این است که حکومت اسلامی برای شکل‌گیری و استفاده از قوه قهریه است در ارتباط با یک سری آدمی که ورود ممنوع‌های خیلی سنگین را میایند. هرکسی که ورود ممنوع میاید. یک سیستمی دارد. من اینها را گفتم به مجلسآن موقعی که ارتباط داشتیم. اتفاقاً یک کار دین این نیست که همه مجرمین را جریمه کند. اصلاً اینجوری این مدلش نیست. کار دین، این است که یک سری مدل آدم فاجر را می‌گیرد، پوستشان را می‌کند، بعد از رسانه‌های می‌کند. برای چیست در بحث زنا می‌گویند که خلاصه «وَلْیَشْهَدْ عَذَابَهُما طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ». یک طایفه‌ای باید بنشینند، این چیزها را ببینند. بعدش هم «وَلَا تَأۡخُذۡكُم بِهِمَا رَأۡفَةࣱ فِي دِينِ ٱللَّهِ» بعد از بقیه مستشان را کیسه می‌کنند.

یعنی قرار نیست وقتی که می‌خواهد بیاید جریمه بکند، بیاید تمام متخلفین را جریمه بکند، حالا کم یا زیاد. نه، اصلاً این کار را نمی‌کند. تمام متخلفین، چشم اندازش این مدلی نیست. یک عده را که خلاصه نتقشان کشید، آن موقع بقیه حساب کار دستشان می‌آید که چه کارهایی می‌توانند بکنند و چه کارهایی نمی‌توانند در سطح جامعه. نه اینکه کلاً چه کارهایی می‌توانند بکنند و چند بار این را عرض کردم. حالا هی هم داریم متعرض حضرت لوط میشویم. به خاطر همین است که چند بار عرض کردم حضرت لوط همین را می‌گوید. می‌گوید در سوره عنکبوت فکر کنم. می‌گوید «وَتَأْتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنْكَرَ» شما منکر را آوردید در پابلیک، در حقیقت آوردید در ملاعام. منکر در ملاء عام. این اشتباه است. کسانی که بسیار دارند اینکار را می‌کنند، آنها را باید بهشان آدم حواسش را جمع بکند. اگر این را حواسمان نباشد آیه ۱8 همین سوره احزاب را ببینید.

صفحه ۴۲۰. حالا سر بحث قانون حجاب اگر لازم شد، یک موقعیت مشکل این قانون را عرض میکنیم. ولی این حتماً اجرا نمی‌شود. ببینید، سنگ بزرگی است که حتماً اجرا نمی‌شود و غلط است. به لحاظ محتوایی غلط در آن هست. یعنی به لحاظ چشم‌اندازی غلط در آن وجود دارد. آیه ۱۸ را نگاه کنید. «قَدۡ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ ٱلۡمُعَوِّقِينَ مِنكُمۡ وَٱلۡقَآئِلِينَ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ هَلُمَّ إِلَيۡنَاۖ وَلَا يَأۡتُونَ ٱلۡبَأۡسَ إِلَّا قَلِيلًا». ببینید «قَدْ یَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقینَ مِنكُمْ». این خوشخیالی‌ها جای پای معوقین را صاف می‌کند؟ معوق کیست؟ کسی که «وَٱلۡقَآئِلِينَ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ هَلُمَّ إِلَيۡنَاۖ» به خودیها می‌گویند: آقا ول کن، بیا بنشین دیگر.انقدر چرا حرف میزنی؟ چرا انقدر هزینه درست میکنی؟ چرا اینقدر فکر میکنی باید بروی بجنگ؟ بس است دیگر. بنشین. ببین، این می‌شود معوق. این خیلی وقت‌ها زمینه را پیدا می‌کند در همین فضایی که حالا یک عده دلسوزانه می‌گویند که آقا امیدآفرینی کنید، کسی زنهار هم ندهد. او از سر خدمت این را می‌گوید. آن موقع جای پای چه کسی را سفت می کند؟ جای پای معوق را سفت می‌کند. یک عده‌ای که کلاً می‌گویند آقا بنشین، حرف نزن. اینها کسانی‌اند که «وَلَا يَأۡتُونَ ٱلۡبَأۡسَ إِلَّا قَلِيلًا» اینها وارد جنگ‌ها نمی‌شوند. یعنی مرد جنگی نیست که نشسته حالادارد دعوت به سکوت می‌کند. مرد نجنگ است. اتفاقاً این مرد عدم مبارزه است. این کسی است که آن موقع دعوت به «هَلُمَّ إِلَيۡنَاۖ» می‌کند و معوق استو همه چیز را به نوعی عقب می‌اندازد.
عمل، فاصله بین خوش خیالی و رجاء
همه نوع درگیری ها را دارد به نوعی فضا می‌دهد و عقب می‌اندازد. آن موقع است که یک نکته خیلی مهم این است که ما فاصله بین. خوب دقت کن، این مهم است. فاصله بین امنیه که خوب دیدید قرآن به عنوان آرزوهای خوشخیالانه که امنیه را مطرح می‌کند که می‌گوید: «تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ»، « ليۡس بأمانيكمۡ ولا أماني أهۡل ٱلۡكتبۗ» می‌گوید آقا آرزو نپرورید در ذهنتان. فاصله بین امید و رجا، پدیده‌ه ای به نام عمل است که حالا این را در مفصلش را در همین مناجات‌های قرآنی میگوییم… . « أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ‌» عمل در حقیقت آن تفاوت کسی است که آرزو دارد و کسیکه امیددارد و عمل میکند. در روایت دارد که کسی که امید دارد عمل میکند.

اتفاقاً آدم امیدوار عمل می‌کند: « من رجا عرف رجاوه في عمله»، تفاوت این دو این است که یکی خوش خیالی میکند و نشسته است و یکی در حقیقت شرایط را تحلیل میکند، خطرات را می‌بینند، از آن ور امیدها را می‌بینند و اگر تا الان پنج واحد داشت حرکت می کرد الان ده واحد حرکت میکند.

این صفحه 466 را بیاورید که برای اقامه حکومت مهدوی، آیه 74 را نگاه کنید، پایین صفحه دارد که اینها بهشتی‌ها در بهشت که «قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی صَدَقَنَا وَعْدَهُ» حمد خدایی را که وعده‌اش را بر ما صادق کرد و «وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَّبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشَاءُ» و آن موقع زمین را از بهشت، حیث نشاء، آنجایی که ما بخواهیم برای ما به میراث گذاشته است. این آیات میراث زمین آیات مهدوی هستند. درست است اینجا جنت را دارد می‌گوید ولی… . مثل «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ». کلا میراث زمین، آیاتی که در حقیقت مهدویت در آن اشراف شده است و «أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَّبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشاءُفنعم، اجر العاملین ».  بارک الله به عاملین. بارک الله به اجر عاملین. عاملین اینجا مهم است که اینها عمل کردند و به نتیجه رسیدند. می خواستم این توهماین که همه عبرت‌ها، تمام حقیقت بیان شکست‌ها و اینها را همه می‌گویند: نه، سوریه را از دست دادیم. اتفاقاً ما هر چه بود حالا حکومت بشار شد بد این وسط. بابا این حرف بدی است. به هر جهت ما سوریه، من کاری به بشار ندارم، سوریه شریک کار ما بود در مقاومت و اتفاقا داشت بخاطر مقاومت هزینه می‌داد. این را بدانید. حالا من میخواهم بگویم همه، حالا همه اش می شود آن (یا مثلا میگویند) ما جزو افتخاراتمان است که در حقیقت سید حسن نصرالله چنین شد و چنان شد. آدم باید افتخار بکند به همچین چیزی. خب بله، یک موقع شما رجز می‌خوانیددر مقابل دشمن همین را می‌گویید. کما اینکه امیرالمؤمنین می‌گفت: حمزه سیدالشهدا از ماست. به معاویه می‌گفتند حمزه سیدالشهدا از ماست. یعنی واقعا این در ما رشد کرده است. بله، امثال سلیمانی و امثال سید حسن نصرالله، اینها را در دامن شیعه وجود آمدند. اصلاً یک همچین آدم‌هایی در دامن مقاومت به وجود می‌آیند. ولی در اینکه خسارت بوده است، اگر نگویم و همینجوری رد کند، یک آدم احساس می‌کند که پشت گوش‌هاش ​​مخملی است به عبارتی.

مَن نامَ لَم یُنَم عَنه

من یک نکته پایانی بگویم و در این بخش یک نکته درباره جوانان سوری که به نظرم می‌آید خوب است که با این منطق به عبارتی با جوانان سوری صحبت کنید. امروزه این خوب است که به هر حال شما خیلی راحت می‌توانید حرف‌هایی بزنید، جملات کوتاه بنویسید، اینها را به عربی ترجمه کنید، اینها را در جهان اسلام منتشر کنید و یک نهیب و هشداری به جوانان سوری واقعاً می‌شود دست به قلم شد.یک چند دانهلزومی هم ندارد که آدم یک مقاله نمی‌دانم چی بنویسد، ولی اینها خیلی راحت به عربی ترجمه می‌شود، به انگلیسی می‌شود. این را در ایتا هم نگذارید خواهشاً. این را توییت کنید. نمی‌دانم، در فضای تلگرام، در فضای اینستاگرام.

بله اگر خودش خطر را می‌گوید، امیدآفرین هم هست و دعوت به تلاش و بیعت مجدد می‌کند، این نه، این اصلاً مصداق مرجفون نیست. خود قرآن این کار را می کند. خود حضرت آقا اتفاقاً این کار را می کند. ببینید، یک فیلم هست از حضرت آقا. از این کارهایی که زیاد می‌کند. آقا حالا فیلمش را اگر خواستید پیدا می‌کنم، می‌گذارم در گروه. حضرت آقا می‌گویند که این یک نکته قرآنی خیلی تر و تمیز می‌گویند. میگویند که اینی که ما در ادعیه داریم «رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنَّکَ رَحْمَةً رَحْمَةً». این اتفاقاً یعنی ما در معرض زیغ قلبیم و برگشت از آرمان‌ها هستیم، در معرض انحراف هستیم. این نهیب که سر جای خودش درست است که یعنی جامعه در معرض انحراف است. خوب یکی‌اش هم عمل است. عرض کردم جامعه در معرض انحراف استایشان استناد می‌کنند به آیات صف، سوره صف، که خدا زیغ ایجاد نمی‌کند. زیغ ایجاد نمی‌کند مگر اینکه خودت ایجاد کنی. «فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ». وقتی که منحرف می‌شوند، خدا منحرف می‌کند دل‌ها را. پس ریشه‌اش دست ماست. ریشه‌اش دست ماست.

یکی از بحث های مهم هم عمل است. ببینید، شما یک موقع هست که می‌گویی آقای مبارزه سخت شده است. خب الان اینجوری است. مبارزه سخت شده است. این علامت این است که جریان حق و باطل دارند به نقاط المپیک می‌رسند به عبارتی. از آن ور می‌دانید که جریان باطل، وقتی خیلی قوی می‌شود، یعنی اینکه جریان حق مقابلش به اندازه آن قوی می‌شود. یعنی می‌روند در نقطه اوج با همدیگر درگیر می‌شوند. هیچوقت مثلا تیمچه میدانمبرزیل نمی‌آید با تیم محلاتنمی‌دانم چی که بازی نمی‌کند که درزمین خاکی. تیم برزیل با تیم آلمان بازی می‌کند. خب یعنی این جریان به جریان‌های اوج درگیری می‌رسد. یعنی جریان حق پتانسیلی پیدا کرده که می‌تواند با جریان (باطل مقابله کند.).

اساساً تیم ایران را هیچوقت راه نمی‌دهد با برزیل بازی کند. خب چرا؟ تیم ایران اصلاً پتانسیلش را ندارد بازی کند با برزیل. همین آرژانتین و آلمان و ایتالیا و اینها باید با آن بازی کنند. اگر در حقیقت سطح درگیری دارد در آن حد طرح می‌شود، یعنی جریان حق پر از پتانسیل مبارزه با باطل شده است حالا انکه این کار را می کند یا نمیکند یا مثل برزیل برزیلی بازی کن یا نه. ولی وقتی در حد همدیگر قرار بگیرند، خیلی سریع در مقابل همدگیر قرار میگیرند، جریان حق پتانسیل جهانی دارد پیدا می کند. این مهم است که آدم جایگاهش را بفهمد و بعد از جایگاهش را در نظر بگیرد و حمله کند و مراقب باشد. چه جوری حضرت آقا میفرمایند عبرت. مراقب باش و حمله کند، نه اینکه مراقب باشد و بنشیند. مراقب باشید اگر مراقب باشید بنشیند، خب این یک آدم خوش‌خیال است. به عبارتی اینجا باز دوباره بار این را از حضرت آقا شنیدید. «مَن نامَ لَم یُنَم عَنه»‌. اگر در اردوگاه بگیری بخوابی که (دشمن) نمی‌خوابد که. اینجور نیست که تو در اردوگاه بخوابی، آن هم می‌خوابد. نه، نمی‌خوابد.

دیدید در فوتبال می‌گویند بهترین دفاع از حمله است. نزنی میخوری. ببینید، تهاجم به ائمه کفر، تهاجم به آمریکا، تهاجم کردن و روحیه تهاجمی داشتن، این خود یک شاخص است. اگر کسی گفته است ما دیگر یک خرده با آمریکا شلش کنخب معلوم است آدم در حقیقت… .

خوب اینها همین چیز دیگری است. گاهی اوقات افراط و تفریط یعنی این. ببینید حضرت آقا فرمودند این فرمایشی که فرمودند جرم است، این استفاده از امر سلطانی است.  می‌دانید که وقتی گفته می‌شود جرم است، یعنی اعلام جرم شد. اینجا طبیعتاً باید قوه قضائیه وارد شود، نمی‌تواند وارد نشود، زیرا حضرت آقا فرمودند جرم است. حالا قوه قضائیه خودش تحت تأثیر چه چیزهایی قرار می‌گیرد که حالا دیگر هر کسی بخواهد حرف بزند، بگو آقا تو مجرمی الان این می‌شود نتیجه‌اش می‌شود خفگی. یک عده انسانی که دارد می‌بیند چه اتفاقی می‌افتد و اگر اینها را نهیب نزند، زنهار ندهد، آن اتفاق می‌افتد. مردم هم در یک خوشخیالی جدی (هستند).

می‌دانند که وقتی فاو را پس گرفتند و آن جریانات اتفاق افتاد، تمام فرماندهان ما در یک همایشی در تهران بودند. وقتی که می‌گفتند که آقا فاو پس گرفته شد، اینجوری شد، آنجوری شد، اصلاً اینها باور نمی‌کردند. چرا؟ چون که اطلاعاتی که از صحنه آمده بود، رسیده بود به فرماندهان ما این بود که آقا همه چی تثبیت است. خب نتیجه‌اش همین شد. خب نتیجه‌اش این شد که فرماندهان ما همه در یک همایشی در تهران بودند، آنجا فاو را گرفتند، پس گرفتند. خب این مشکل می‌شود. آن موقع اگر ما حواسمان نباشدمهمین می شود.
جوانان، نیروی محرکه حکومتها
صفحه ۲۳۰ را هم بیاورید. من عرضم را اینجا تمام بکنم که گفتم این را خلاصه واقعاً جای نهیب زدن به جوانان سوری دارد. البته جوانان خودمان هم همینجور. هیچ حکومتی، هیچ پیغمبری بدون جوان جلو نرفته است. نه جوان پیاده نظام، نخیر، جوان سر کار. چون جوانی که سر کار است، نه اینکه سر کار است. خب ما یک مشکل یا ویژگی خصوصیتی در حقیقت کشور ما اتفاق افتاده که این کماکان یقه کشور ما را گرفته است. این باید به نوعی مطالبه بشود و درست شود این فضا. من یک موقعی به آقای قالیباف هم اتفاقاً گفتم و گفتم که یک ویژگی کشور ما پیدا کرده است، شماها ۱۷، ۱۸ ساله بودید، ۲۰ ساله بودید در مهم‌ترین آزمون الهی و کشوری و اینها شرکت کردید.،رفتید جنگیدید، آمدید در سن 28 سالگی خب با کوله‌باری از تجربه. سنتان هم ۲۸ ساله. خب نمی‌شود شما را کنار بگذارید که در ۲۸ سالگی که. همه فرماندهان ما جنگ که تمام شده است، ۲۸ ساله، ۲۹ ساله، ۳۰ سالشان بوده اند. خب نمی‌شود اینها را کنار گذاشت. اینها شدند سد مستحکمی برای دهه ۵۰ و ۶۰ یا فلان. همه‌اش اینها پشت سر اینها قرار گرفته‌اند و اینها هیچ آزمونهای جدیدی را ندادند و هیچ جای دیگری را فتح نکردند. نبودند در جاهای مدیریتی که باعث رشد می‌شود. آن حسن باقری در آن تولید می شود. خب در این آزمون‌ها حسن باقری‌ها تولید می‌کنند. خب و بعد بدنه در حقیقت لشکری ​​ما، کشوری ما، وزرای ما، همه به همین صورت پیرمرد، پیرمرد دارند جلو می‌آیند. این یک مشکل است. خب یکی از مشکلات امروز کشور است که جوانش مگر تینکه خیلی دیگر فرصت بیشتری پیدا بکند مثلاً اینها که بیاید در این عرصه‌ها و کارزارهایی که حسن باقری‌ها را تولید می‌کند. ببینید که کماکان بعد از گذشت مثلاً نزدیک به ۴۰ سال از جنگ و در همین فضاها می‌بینید که کماکان این گروه می‌آیند بالا دوبارهو چون کنار نمی‌روند و هیچ سیستمی هم نیست که کنار گذاشته شوند اینها، کماکان می‌بینید که شما یک نگاهی به هیئت دولت خودمان بکنید، همینجوری است. یک نگاهی به سپاه خودمان بکنید، باز هم همینجوری است. خب یک نگاهی به ارتش ما بکنید، باز هم همینجوری است. یعنی ما فکر کنید یک جوان ۴۰ سالهحتی من نمی‌گویم جوان ۲۰ ساله مثل زمان جنگ، یک جوان ۴۰ ساله، یک عاقل مرد ۴۰ ساله، 35ساله و اینها (نمی تواند.)

خب بله دیگر، برای همین است.اصلاً یکی از چیزهایی که آقای مخبر منصوب کردند همین نکته است. ولی خب تلقی نشده این موضوع. واقعاً تلخ است. من خودم با آقای مخبرخیلی به همدیگر زنگ می‌زنیم، دل می‌دهیم، قلوه می‌گیریم با  آقای مخبر. منتهی خب به هر جهت با رنگ کردن مو انسان جوان که نمی‌شود. این یک چیز واضح است و خود این کار هم یک کاری است که اگر طرف جوان نباشد که نمی‌تواند جوانان را و ارتباط با فضای جوانان نداشته باشد نمی تواند باشد. ببینید چه جوری آقا هر چه دست می‌کند، آخرش هم با یک سری سن و سال‌دار دارد. این یک مشکل در فضای کشور ما که باید حالا حل شود این موضوع در مورور زمان.
أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشيدٌ
ببخشید وقتم دیر شد. من این آیه را بخوانم و این نهیبی است که حضرت لوط می‌زند، این مدلی خیلی به نظر من جای کار دارد. شما نگاه کنید آیه 28، آیه 78. وقتی آن میهمانان حضرت لوط می‌آیند و خلاصه قرآن گزارش جالبی می‌کند از اینکه جا و قومش آمدند مثل گاو «وَجَآءَه قَوۡمُه یُهۡرَعُونَ إِلَیۡه». این اصل معنیش این است که یک سری شتر تشنه به آب رسیدند، اینجوری همینجوری سرشان را می‌اندازند پایین، تنه می‌زنند. اینجوری مثل گاو بلند شدند، آمدند در خانه حضرت لوط. بعد می‌گوید: « وَمِن قَبۡلُ كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ٱلسَّيِّـَٔاتِ». این از سیئات. این خیلی مهم است. چرا یک همچین گناهی را انجام داد؟ به خاطر اینکه سیئه به سیئات تبدیل شده است. یعنی اینقدر گناه کرده که این خودش یک بحث معرفتی خیلی جدی دارد. عین همین بحث را در یک سوره دیگر بدارد که «كَانَت تَّعۡمَلُ ٱلۡخَبَـٰٓئِثَ.» هی خبیث انجام می‌دادند و می‌دادند، توبه هم نمی‌کردند و اینها را انجام داده‌اند.

ببینید، شیطان، نمی‌دانم دریل‌کاری تا حالا کرد یا نه. یک دانه سر دریل را می‌زنید، بعد از فشار می‌دهید. اول آن سر با دقت می‌زند، بعد از فشار می‌دهد. شیطان همین کار را می‌کند. یک همزه می‌گذارد. یک همزه. همزه دیگر کمترین حرف چیز عربی است. یک همزه می‌گذارد. به تعبیر قران «وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنۡ هَمَزَٰتِ ٱلشَّيَٰطِينِ» یعنی همین. یک همزه می‌گذارد، بعد دیگر فشار می‌دهد. خب من اگر دستش. خط خورد در آن همزه، وگرنه همینجور دیگر فشار می‌دهد. این هی گشاد می‌کند، گشاد می‌کند، به هزار تا چیز دیگر هم می‌رسد. یکهو می‌بینی سر از چی درآورد. سر از یک چیزی که اصلاً به تعبیر قرآن « مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنۡ أَحَدࣲ مِّنَ ٱلۡعَٰلَمِينَ ». بعد میگوید: «قَالَ یا قَوْمِ هَٰؤُلَاءِ». می‌گوید این دخترهای من بیایید سراغ اینها. دخترهای من همنه اینکه دخترهای خودش که حالا می‌گویند چه پدری است مثلاً دخترش را به یک سری همجنس‌بازها بدهد. نه، دختران امتدخترانشان یا دختران «هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ ۖ » این با طهارت قرین است. «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَلا تُخْزُونِ فِی ضَیْفی». من را در مورد چیزی رسوا نکنید. «أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشيدٌ». ببینید این خیلی مهم است. آقا در شما مرد پیدا نمی شود؟ ببینید تحریک چیست؟ آن روحیه غیرت و مردانگی. آقا خیلی در این زمینه به نظر من قشنگ صحبت میکنند. هی نهیب به غیرت زدن و به مردانگی میزنند با آقا که مثلاً «أَلَیْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشِیدٌ». در شما مرد نیست؟ یک آدم با شرف نیست؟

ببینید، این را به نظر می‌آید که این اصلاً نمی‌تواند خودش می‌تواند هشتگ شود می تواند تیتر شود. «أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشيدٌ». اصلاً شما باشرف دارید؟ اگر واقعاً در شما با ضرف وجود داشته باشد، نباید این جریان تروریست‌ها را به اضافه جریان اسرائیل فلان و همه اینها، تحمل کند که خیلی سریع هم در می‌آید. الان دارند مثلاً کپسول گاز می‌دهند و از این چیزها می‌دهند. یعنی اینکه یک خرده خودشان را توجیه کند برای مردم، برای مردم سوریه. اما واقعاً این نکته را که «أَلَیْسَ مِنکُمْ رَجُلٌ رَّشِیدٌ»، در شما آدم باشرف نیست مثلاً ؟ … . مرد ندارد در شما؟. به نظر می‌آید که آن حمله به فطرت آدم‌ها  (تاثیرگذار باشد.) اینطور نیست که یک دانه آیه قرآن هم بخواند. شما وظیفه‌تان در آخرالزمان فلان است. نه اصلاً حمله به فطرت میکند . اصلاً هم حضرت ابراهیم و هم حضرت لوط پیامبران فطرتند. حمله می‌کنند به فطرت و فطرت‌ها را به جوش می‌آورند. «أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشيدٌ». حالا یک مقدار طولانی شد. ببخشید. انشاءالله نکات دیگر را بنده عرض می‌کنم. صلی الله علی سیدنا محمد و آله و سلم.]]>
        </description>
        <content:encoded><![CDATA[شرح بیانات حضرت آقا 2
بسم الله الرحمن الرحیم.

صفحه ۴۲۶ قرآن را بیاورید. آیه ۶۰ سوره احزاب. در مورد شرح فرمایشات حضرت آقا که به نظر می‌آید چند نکته را باید اشاره کرد. ببینید، یک جریانی متأسفانه گاهی اوقات راه می‌افتد، مبنی بر اینکه هر کسی امروز بخواهد زنهار بدهد و نهیب بزند، به عنوان مرجفون، گاهی اوقات ازش یاد می‌شود. این کار خطرناکی است که حالا بهتون نشان می دهم چرا خطرناک است که اتفاقاً جا و فضا را باز می کند برای کار معوقین به عبارتی. آن جمع سالم بین اینکه انسان نهیب بزند، خطررا دید و بعد امیدآفرین هم باشد، این جمع سالم مهم است. وگرنه یک فاصله‌ای است بین دو تا مفهوم: یکی رجا و امید، یکی امنیه و خوش خیالی.
امیدآفرینی صرف ممنوع
قرآن اتفاقاً کاری که می‌کند، و خود حضرت آقا هم این حرکت را این دفعه زدند، این است که خسارت را می‌گوید، شکست را می‌گوید، زمینه‌های این شکست و شکست را هم می‌گوید. اگر نگوید و صرفاً امیدآفرینی بکند، این می‌شود همان امنیه، می‌شود خوشخیالی. می‌گوید و به بن‌بست نمی‌رساند. این کار درست است. اگر انسان خسارت نگوید، نگوید سید حسن نصرالله وقتی شهید شد، یک خسارت بود واقعاً. از پارس جنوبی حتما خسارتش بیشتر بود شهادت حسن نصرالله، کما اینکه شهادت حضرت حمزه هم اینجوری بود. بعداً در ماجرای سقیفه معلوم شد این چه قدر خسارت بود. خب انسان اگر خسارت نگوید، اگر شکست نگوید، مثل اینکه  احد را عرض کردیم، شکست را می‌گوید و رو به جلو حرکت می‌کند. وگرنه عبرت ها را کی باید بگوید؟

حالا یک عده بعد از این بیانات هم نمی‌دانم چرا، با این‌که خود حضرت آقا هم تبیین خسارت میکنند، یعنی می‌گویند که سید حسن نصرالله رفتنش خسارت است. یا جریانات سوریه، به هرجهت، و از دست رفتن سوریه یک خسارتی به جهتی است، یک شکستی محسوب می‌شود. اما اینکه شما از شکست، پل پیروزی درست کنید، تهدید را به فرصت تبدیل کنید، این کار قرآن [است]، این کار در حقیقت حضرت آقا است. لذا این تبیین، یک تبیین جامعی است. و آن موقع نکته‌ای که هست اینجاست که شما هر بیعتی در مواقع حساس با رهبر، هر بیعتی شما را در معرض یک جهش قرار می‌دهد، مثل بیعت رضوان. بیعت رضوان همین بود. بیعت رضوان، در سوره فتح دیدیم، حالا اگر هم لازم باشد یک بار دیگر می‌بینیم این آیات را. بیعت رضوان در فضایی اتفاق افتاد که در صلح حدیبیه، به دلیل کم کاری عده‌ای، به جامعه اسلامی تحمیل شد. منتهای مراتب، این بیعت رضوان که اینها بسته بودند، زمینه‌های فتح خیبر و فتح مکه را این بیعت درست کرد که این را در سوره فتح مفصل گفتیم. ممکن است صرفاً یک نگاهی بیندازیم، ولی به این توجه بکنید. یک نکته مهم است. لذا انسان‌ها را به دلیل اینکه نهیب می‌زنند، اینها را زنهار می‌دهند به اتفاقات افتاده و شکست‌ها را بیان می‌کنند، بله، اگر نگویند که این اتفاقات باعث می شود یک اتفاق خیلی بزرگ می شود، این نامیدکننده است در این صورت.

وگرنه در این لبه قضیه هم من دیدم همه میگویند نه، ما سوریه را از دست دادیم. اینها جزء مثلاً اتفاقات خوب ماست. سید حسن نصرالله را از دست دادیم، این جزوه افتخارات ماست که ما چنین شهدایی داریم، تقدیم می‌کنیم. این چه حرفی است که مثلاً ما انقدر چیزیم که چنین شهدایی را تقدیم می کنیم؟ خب ببینید، آن موقع آن مرجفون که عرض کردم، این مرجفون را ببینید در این آیه. اصلاً ربطی ندارد این بحث به کسانی که دلسوزانه دارند می‌گویند، دارند نهیب می‌زنند، زنهار می‌دهند، خطرات را می‌گویند، خطرات را می‌بینند، تحلیل می‌کنند، می‌گویند. مرجفون بعد از جریان، نگاه کنید، آیه اش نگاه کنید. بعد از جریان جنگ احزاب که جنگ نرم فرهنگی شروع شد که با بحث حجاب هم شروع شد، که «يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَآءِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ يُدۡنِينَ عَلَيۡهِنَّ مِن جَلَٰبِيبِهِنَّۚ ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَن يُعۡرَفۡنَ فَلَا يُؤۡذَيۡنَ» این رو و سوار بر جریان زن، زندگی، آزادی، عده ای سوار بر این جریان شدند و هدایت شده یک طرح را بردند جلو و آن طرح زمینگیر کردن نرم جامعه دینی (بود). یک کار طاغوتی، نه یک کار معمولی. در حقیقت حالا کسی چه میدانم، خودش معتاد است، می‌خواهد آن بغل دستی‌اش هم معتاد کند. نه، اینجوری نبوده، یعنی از سر فحشا یا اشاعه فحشا نبوده است، نه، بلکه از سر یک حرکت منسجم طاغوتی بوده است.

با این اتفاقی که افتاد، پیغمبر شمشیر می‌کشد در مقابل اینها که «لَّئِن لَّمۡ يَنتَهِ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضࣱ وَٱلۡمُرۡجِفُونَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ لَنُغۡرِيَنَّكَ بِهِمۡ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَآ إِلَّا قَلِيلࣰا». پیغمبر اگر این منافقون بس نکنند، این « وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضࣱ وَٱلۡمُرۡجِفُونَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ». این کسانی که دارند رجفه ولرزه ایجاد میکنند در شهر پیغمبر که این اصل این رجفه و لرزه هم فتنه زن، زندگی، آزادی آن موقع بوده است. خب اگر این کار را نکنند، «لَنُغۡرِيَنَّكَ بِهِمۡ» تو را علیه آنها می‌شورانیم، آن موقع تو آنها را تبعید می‌کنی، می‌اندازی بیرون «مَّلۡعُونِينَۖ أَيۡنَمَا ثُقِفُوٓاْ أُخِذُواْ وَقُتِّلُواْ تَقۡتِيلࣰا» در این حد است که ریز ریزشان میکنیم. این هم سنتی است که «سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلࣰا». خلاصه می‌خواهم بگویم این بحث مرجفون، هیچ ارتباطی به این بحث ندارد. کما اینکه خیلی استشهاد به آیات در این مدت زیاد بود که ارتباط نداشت. این هم یک حرکت از سر قوه قهریه است.

&nbsp;
مجازات بدون رافت طاغوت
این چیزی است که اتفاقاً یادتان هست؟ لوط را، حضرت لوط را بیان کرد که «قَالَ لَوۡ أَنَّ لِي بِكُمۡ قُوَّةً أَوۡ ءَاوِيٓ إِلَىٰ رُكۡنࣲ شَدِيدࣲ »؟ یادتان هست که (میگفت) ای کاش من قوه ای داشتم یا تکیه گاه نفرات تعیین کننده داشتم. ببینید قوه داشتم یعنی کاش من زور داشتم. استفاده از قوای شدید همیشه اینطور نیست که  «قَالَ لَوۡ أَنَّ لِي بِكُمۡ قُوَّةً أَوۡ ءَاوِيٓ إِلَىٰ رُكۡنࣲ شَدِيدࣲ » یعنی اینجور نیست که همیشه نظام اسلامی ‌بنشیند نصیحت ‌کند که، هیچ‌وقت این کار را نمی‌کند. در هیچ جای دنیا این کار را نمی‌کنند. اعمال زور می‌کنند به عبارتی. یعنی آن طرفی که یک گناهی برداشته است این مدلی را درست کرده و اینها، یا کسانی که دزدی می‌کند، نصیحت نمی‌کنند که. بله، این نصیحت مال توده مردم فلان است. اما یک سری آدم‌هایی که یک کاری را پایه‌گذاری می‌کنند، دزدی می‌کنند، در همه جای دنیا را می‌گیرند، می‌کنند در هلفدونی. ببینید، من الان کاری به بحث قانون حجاب ندارم. قانون حجاب خوب است، بد است، ولی لااقل برای یک عده باید بگیرند بیاندازند هلفدونی. اصلاً یک عده‌ای که از شهرداری شناسایی شدند اینهاآن موقعی که در شهرداری رفت و آمد، شناسایی شدند. یعنی اصلاً ترویج کننده این کار هستند. اصلاً پول میگیرند بابت این کار. اینها را حتماً باید بگیرند بکنند در هلفدونی. اینی که می‌گویند چرا از قوه قهریه استفاده می‌کنید، در همه جای دنیا از قوه قهریه استفاده میشود، اتفاقاً خیلی هم کار خوبی است.

اصلاً قصاص، دیات، حدود، تمام اینها در احکام اسلامی، در حقیقت اینها همه خلاصه زمینه‌سازی این است که حکومت اسلامی برای شکل‌گیری و استفاده از قوه قهریه است در ارتباط با یک سری آدمی که ورود ممنوع‌های خیلی سنگین را میایند. هرکسی که ورود ممنوع میاید. یک سیستمی دارد. من اینها را گفتم به مجلسآن موقعی که ارتباط داشتیم. اتفاقاً یک کار دین این نیست که همه مجرمین را جریمه کند. اصلاً اینجوری این مدلش نیست. کار دین، این است که یک سری مدل آدم فاجر را می‌گیرد، پوستشان را می‌کند، بعد از رسانه‌های می‌کند. برای چیست در بحث زنا می‌گویند که خلاصه «وَلْیَشْهَدْ عَذَابَهُما طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ». یک طایفه‌ای باید بنشینند، این چیزها را ببینند. بعدش هم «وَلَا تَأۡخُذۡكُم بِهِمَا رَأۡفَةࣱ فِي دِينِ ٱللَّهِ» بعد از بقیه مستشان را کیسه می‌کنند.

یعنی قرار نیست وقتی که می‌خواهد بیاید جریمه بکند، بیاید تمام متخلفین را جریمه بکند، حالا کم یا زیاد. نه، اصلاً این کار را نمی‌کند. تمام متخلفین، چشم اندازش این مدلی نیست. یک عده را که خلاصه نتقشان کشید، آن موقع بقیه حساب کار دستشان می‌آید که چه کارهایی می‌توانند بکنند و چه کارهایی نمی‌توانند در سطح جامعه. نه اینکه کلاً چه کارهایی می‌توانند بکنند و چند بار این را عرض کردم. حالا هی هم داریم متعرض حضرت لوط میشویم. به خاطر همین است که چند بار عرض کردم حضرت لوط همین را می‌گوید. می‌گوید در سوره عنکبوت فکر کنم. می‌گوید «وَتَأْتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنْكَرَ» شما منکر را آوردید در پابلیک، در حقیقت آوردید در ملاعام. منکر در ملاء عام. این اشتباه است. کسانی که بسیار دارند اینکار را می‌کنند، آنها را باید بهشان آدم حواسش را جمع بکند. اگر این را حواسمان نباشد آیه ۱8 همین سوره احزاب را ببینید.

صفحه ۴۲۰. حالا سر بحث قانون حجاب اگر لازم شد، یک موقعیت مشکل این قانون را عرض میکنیم. ولی این حتماً اجرا نمی‌شود. ببینید، سنگ بزرگی است که حتماً اجرا نمی‌شود و غلط است. به لحاظ محتوایی غلط در آن هست. یعنی به لحاظ چشم‌اندازی غلط در آن وجود دارد. آیه ۱۸ را نگاه کنید. «قَدۡ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ ٱلۡمُعَوِّقِينَ مِنكُمۡ وَٱلۡقَآئِلِينَ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ هَلُمَّ إِلَيۡنَاۖ وَلَا يَأۡتُونَ ٱلۡبَأۡسَ إِلَّا قَلِيلًا». ببینید «قَدْ یَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقینَ مِنكُمْ». این خوشخیالی‌ها جای پای معوقین را صاف می‌کند؟ معوق کیست؟ کسی که «وَٱلۡقَآئِلِينَ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ هَلُمَّ إِلَيۡنَاۖ» به خودیها می‌گویند: آقا ول کن، بیا بنشین دیگر.انقدر چرا حرف میزنی؟ چرا انقدر هزینه درست میکنی؟ چرا اینقدر فکر میکنی باید بروی بجنگ؟ بس است دیگر. بنشین. ببین، این می‌شود معوق. این خیلی وقت‌ها زمینه را پیدا می‌کند در همین فضایی که حالا یک عده دلسوزانه می‌گویند که آقا امیدآفرینی کنید، کسی زنهار هم ندهد. او از سر خدمت این را می‌گوید. آن موقع جای پای چه کسی را سفت می کند؟ جای پای معوق را سفت می‌کند. یک عده‌ای که کلاً می‌گویند آقا بنشین، حرف نزن. اینها کسانی‌اند که «وَلَا يَأۡتُونَ ٱلۡبَأۡسَ إِلَّا قَلِيلًا» اینها وارد جنگ‌ها نمی‌شوند. یعنی مرد جنگی نیست که نشسته حالادارد دعوت به سکوت می‌کند. مرد نجنگ است. اتفاقاً این مرد عدم مبارزه است. این کسی است که آن موقع دعوت به «هَلُمَّ إِلَيۡنَاۖ» می‌کند و معوق استو همه چیز را به نوعی عقب می‌اندازد.
عمل، فاصله بین خوش خیالی و رجاء
همه نوع درگیری ها را دارد به نوعی فضا می‌دهد و عقب می‌اندازد. آن موقع است که یک نکته خیلی مهم این است که ما فاصله بین. خوب دقت کن، این مهم است. فاصله بین امنیه که خوب دیدید قرآن به عنوان آرزوهای خوشخیالانه که امنیه را مطرح می‌کند که می‌گوید: «تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ»، « ليۡس بأمانيكمۡ ولا أماني أهۡل ٱلۡكتبۗ» می‌گوید آقا آرزو نپرورید در ذهنتان. فاصله بین امید و رجا، پدیده‌ه ای به نام عمل است که حالا این را در مفصلش را در همین مناجات‌های قرآنی میگوییم… . « أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ‌» عمل در حقیقت آن تفاوت کسی است که آرزو دارد و کسیکه امیددارد و عمل میکند. در روایت دارد که کسی که امید دارد عمل میکند.

اتفاقاً آدم امیدوار عمل می‌کند: « من رجا عرف رجاوه في عمله»، تفاوت این دو این است که یکی خوش خیالی میکند و نشسته است و یکی در حقیقت شرایط را تحلیل میکند، خطرات را می‌بینند، از آن ور امیدها را می‌بینند و اگر تا الان پنج واحد داشت حرکت می کرد الان ده واحد حرکت میکند.

این صفحه 466 را بیاورید که برای اقامه حکومت مهدوی، آیه 74 را نگاه کنید، پایین صفحه دارد که اینها بهشتی‌ها در بهشت که «قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی صَدَقَنَا وَعْدَهُ» حمد خدایی را که وعده‌اش را بر ما صادق کرد و «وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَّبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشَاءُ» و آن موقع زمین را از بهشت، حیث نشاء، آنجایی که ما بخواهیم برای ما به میراث گذاشته است. این آیات میراث زمین آیات مهدوی هستند. درست است اینجا جنت را دارد می‌گوید ولی… . مثل «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ». کلا میراث زمین، آیاتی که در حقیقت مهدویت در آن اشراف شده است و «أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَّبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشاءُفنعم، اجر العاملین ».  بارک الله به عاملین. بارک الله به اجر عاملین. عاملین اینجا مهم است که اینها عمل کردند و به نتیجه رسیدند. می خواستم این توهماین که همه عبرت‌ها، تمام حقیقت بیان شکست‌ها و اینها را همه می‌گویند: نه، سوریه را از دست دادیم. اتفاقاً ما هر چه بود حالا حکومت بشار شد بد این وسط. بابا این حرف بدی است. به هر جهت ما سوریه، من کاری به بشار ندارم، سوریه شریک کار ما بود در مقاومت و اتفاقا داشت بخاطر مقاومت هزینه می‌داد. این را بدانید. حالا من میخواهم بگویم همه، حالا همه اش می شود آن (یا مثلا میگویند) ما جزو افتخاراتمان است که در حقیقت سید حسن نصرالله چنین شد و چنان شد. آدم باید افتخار بکند به همچین چیزی. خب بله، یک موقع شما رجز می‌خوانیددر مقابل دشمن همین را می‌گویید. کما اینکه امیرالمؤمنین می‌گفت: حمزه سیدالشهدا از ماست. به معاویه می‌گفتند حمزه سیدالشهدا از ماست. یعنی واقعا این در ما رشد کرده است. بله، امثال سلیمانی و امثال سید حسن نصرالله، اینها را در دامن شیعه وجود آمدند. اصلاً یک همچین آدم‌هایی در دامن مقاومت به وجود می‌آیند. ولی در اینکه خسارت بوده است، اگر نگویم و همینجوری رد کند، یک آدم احساس می‌کند که پشت گوش‌هاش ​​مخملی است به عبارتی.

مَن نامَ لَم یُنَم عَنه

من یک نکته پایانی بگویم و در این بخش یک نکته درباره جوانان سوری که به نظرم می‌آید خوب است که با این منطق به عبارتی با جوانان سوری صحبت کنید. امروزه این خوب است که به هر حال شما خیلی راحت می‌توانید حرف‌هایی بزنید، جملات کوتاه بنویسید، اینها را به عربی ترجمه کنید، اینها را در جهان اسلام منتشر کنید و یک نهیب و هشداری به جوانان سوری واقعاً می‌شود دست به قلم شد.یک چند دانهلزومی هم ندارد که آدم یک مقاله نمی‌دانم چی بنویسد، ولی اینها خیلی راحت به عربی ترجمه می‌شود، به انگلیسی می‌شود. این را در ایتا هم نگذارید خواهشاً. این را توییت کنید. نمی‌دانم، در فضای تلگرام، در فضای اینستاگرام.

بله اگر خودش خطر را می‌گوید، امیدآفرین هم هست و دعوت به تلاش و بیعت مجدد می‌کند، این نه، این اصلاً مصداق مرجفون نیست. خود قرآن این کار را می کند. خود حضرت آقا اتفاقاً این کار را می کند. ببینید، یک فیلم هست از حضرت آقا. از این کارهایی که زیاد می‌کند. آقا حالا فیلمش را اگر خواستید پیدا می‌کنم، می‌گذارم در گروه. حضرت آقا می‌گویند که این یک نکته قرآنی خیلی تر و تمیز می‌گویند. میگویند که اینی که ما در ادعیه داریم «رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنَّکَ رَحْمَةً رَحْمَةً». این اتفاقاً یعنی ما در معرض زیغ قلبیم و برگشت از آرمان‌ها هستیم، در معرض انحراف هستیم. این نهیب که سر جای خودش درست است که یعنی جامعه در معرض انحراف است. خوب یکی‌اش هم عمل است. عرض کردم جامعه در معرض انحراف استایشان استناد می‌کنند به آیات صف، سوره صف، که خدا زیغ ایجاد نمی‌کند. زیغ ایجاد نمی‌کند مگر اینکه خودت ایجاد کنی. «فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ». وقتی که منحرف می‌شوند، خدا منحرف می‌کند دل‌ها را. پس ریشه‌اش دست ماست. ریشه‌اش دست ماست.

یکی از بحث های مهم هم عمل است. ببینید، شما یک موقع هست که می‌گویی آقای مبارزه سخت شده است. خب الان اینجوری است. مبارزه سخت شده است. این علامت این است که جریان حق و باطل دارند به نقاط المپیک می‌رسند به عبارتی. از آن ور می‌دانید که جریان باطل، وقتی خیلی قوی می‌شود، یعنی اینکه جریان حق مقابلش به اندازه آن قوی می‌شود. یعنی می‌روند در نقطه اوج با همدیگر درگیر می‌شوند. هیچوقت مثلا تیمچه میدانمبرزیل نمی‌آید با تیم محلاتنمی‌دانم چی که بازی نمی‌کند که درزمین خاکی. تیم برزیل با تیم آلمان بازی می‌کند. خب یعنی این جریان به جریان‌های اوج درگیری می‌رسد. یعنی جریان حق پتانسیلی پیدا کرده که می‌تواند با جریان (باطل مقابله کند.).

اساساً تیم ایران را هیچوقت راه نمی‌دهد با برزیل بازی کند. خب چرا؟ تیم ایران اصلاً پتانسیلش را ندارد بازی کند با برزیل. همین آرژانتین و آلمان و ایتالیا و اینها باید با آن بازی کنند. اگر در حقیقت سطح درگیری دارد در آن حد طرح می‌شود، یعنی جریان حق پر از پتانسیل مبارزه با باطل شده است حالا انکه این کار را می کند یا نمیکند یا مثل برزیل برزیلی بازی کن یا نه. ولی وقتی در حد همدیگر قرار بگیرند، خیلی سریع در مقابل همدگیر قرار میگیرند، جریان حق پتانسیل جهانی دارد پیدا می کند. این مهم است که آدم جایگاهش را بفهمد و بعد از جایگاهش را در نظر بگیرد و حمله کند و مراقب باشد. چه جوری حضرت آقا میفرمایند عبرت. مراقب باش و حمله کند، نه اینکه مراقب باشد و بنشیند. مراقب باشید اگر مراقب باشید بنشیند، خب این یک آدم خوش‌خیال است. به عبارتی اینجا باز دوباره بار این را از حضرت آقا شنیدید. «مَن نامَ لَم یُنَم عَنه»‌. اگر در اردوگاه بگیری بخوابی که (دشمن) نمی‌خوابد که. اینجور نیست که تو در اردوگاه بخوابی، آن هم می‌خوابد. نه، نمی‌خوابد.

دیدید در فوتبال می‌گویند بهترین دفاع از حمله است. نزنی میخوری. ببینید، تهاجم به ائمه کفر، تهاجم به آمریکا، تهاجم کردن و روحیه تهاجمی داشتن، این خود یک شاخص است. اگر کسی گفته است ما دیگر یک خرده با آمریکا شلش کنخب معلوم است آدم در حقیقت… .

خوب اینها همین چیز دیگری است. گاهی اوقات افراط و تفریط یعنی این. ببینید حضرت آقا فرمودند این فرمایشی که فرمودند جرم است، این استفاده از امر سلطانی است.  می‌دانید که وقتی گفته می‌شود جرم است، یعنی اعلام جرم شد. اینجا طبیعتاً باید قوه قضائیه وارد شود، نمی‌تواند وارد نشود، زیرا حضرت آقا فرمودند جرم است. حالا قوه قضائیه خودش تحت تأثیر چه چیزهایی قرار می‌گیرد که حالا دیگر هر کسی بخواهد حرف بزند، بگو آقا تو مجرمی الان این می‌شود نتیجه‌اش می‌شود خفگی. یک عده انسانی که دارد می‌بیند چه اتفاقی می‌افتد و اگر اینها را نهیب نزند، زنهار ندهد، آن اتفاق می‌افتد. مردم هم در یک خوشخیالی جدی (هستند).

می‌دانند که وقتی فاو را پس گرفتند و آن جریانات اتفاق افتاد، تمام فرماندهان ما در یک همایشی در تهران بودند. وقتی که می‌گفتند که آقا فاو پس گرفته شد، اینجوری شد، آنجوری شد، اصلاً اینها باور نمی‌کردند. چرا؟ چون که اطلاعاتی که از صحنه آمده بود، رسیده بود به فرماندهان ما این بود که آقا همه چی تثبیت است. خب نتیجه‌اش همین شد. خب نتیجه‌اش این شد که فرماندهان ما همه در یک همایشی در تهران بودند، آنجا فاو را گرفتند، پس گرفتند. خب این مشکل می‌شود. آن موقع اگر ما حواسمان نباشدمهمین می شود.
جوانان، نیروی محرکه حکومتها
صفحه ۲۳۰ را هم بیاورید. من عرضم را اینجا تمام بکنم که گفتم این را خلاصه واقعاً جای نهیب زدن به جوانان سوری دارد. البته جوانان خودمان هم همینجور. هیچ حکومتی، هیچ پیغمبری بدون جوان جلو نرفته است. نه جوان پیاده نظام، نخیر، جوان سر کار. چون جوانی که سر کار است، نه اینکه سر کار است. خب ما یک مشکل یا ویژگی خصوصیتی در حقیقت کشور ما اتفاق افتاده که این کماکان یقه کشور ما را گرفته است. این باید به نوعی مطالبه بشود و درست شود این فضا. من یک موقعی به آقای قالیباف هم اتفاقاً گفتم و گفتم که یک ویژگی کشور ما پیدا کرده است، شماها ۱۷، ۱۸ ساله بودید، ۲۰ ساله بودید در مهم‌ترین آزمون الهی و کشوری و اینها شرکت کردید.،رفتید جنگیدید، آمدید در سن 28 سالگی خب با کوله‌باری از تجربه. سنتان هم ۲۸ ساله. خب نمی‌شود شما را کنار بگذارید که در ۲۸ سالگی که. همه فرماندهان ما جنگ که تمام شده است، ۲۸ ساله، ۲۹ ساله، ۳۰ سالشان بوده اند. خب نمی‌شود اینها را کنار گذاشت. اینها شدند سد مستحکمی برای دهه ۵۰ و ۶۰ یا فلان. همه‌اش اینها پشت سر اینها قرار گرفته‌اند و اینها هیچ آزمونهای جدیدی را ندادند و هیچ جای دیگری را فتح نکردند. نبودند در جاهای مدیریتی که باعث رشد می‌شود. آن حسن باقری در آن تولید می شود. خب در این آزمون‌ها حسن باقری‌ها تولید می‌کنند. خب و بعد بدنه در حقیقت لشکری ​​ما، کشوری ما، وزرای ما، همه به همین صورت پیرمرد، پیرمرد دارند جلو می‌آیند. این یک مشکل است. خب یکی از مشکلات امروز کشور است که جوانش مگر تینکه خیلی دیگر فرصت بیشتری پیدا بکند مثلاً اینها که بیاید در این عرصه‌ها و کارزارهایی که حسن باقری‌ها را تولید می‌کند. ببینید که کماکان بعد از گذشت مثلاً نزدیک به ۴۰ سال از جنگ و در همین فضاها می‌بینید که کماکان این گروه می‌آیند بالا دوبارهو چون کنار نمی‌روند و هیچ سیستمی هم نیست که کنار گذاشته شوند اینها، کماکان می‌بینید که شما یک نگاهی به هیئت دولت خودمان بکنید، همینجوری است. یک نگاهی به سپاه خودمان بکنید، باز هم همینجوری است. خب یک نگاهی به ارتش ما بکنید، باز هم همینجوری است. یعنی ما فکر کنید یک جوان ۴۰ سالهحتی من نمی‌گویم جوان ۲۰ ساله مثل زمان جنگ، یک جوان ۴۰ ساله، یک عاقل مرد ۴۰ ساله، 35ساله و اینها (نمی تواند.)

خب بله دیگر، برای همین است.اصلاً یکی از چیزهایی که آقای مخبر منصوب کردند همین نکته است. ولی خب تلقی نشده این موضوع. واقعاً تلخ است. من خودم با آقای مخبرخیلی به همدیگر زنگ می‌زنیم، دل می‌دهیم، قلوه می‌گیریم با  آقای مخبر. منتهی خب به هر جهت با رنگ کردن مو انسان جوان که نمی‌شود. این یک چیز واضح است و خود این کار هم یک کاری است که اگر طرف جوان نباشد که نمی‌تواند جوانان را و ارتباط با فضای جوانان نداشته باشد نمی تواند باشد. ببینید چه جوری آقا هر چه دست می‌کند، آخرش هم با یک سری سن و سال‌دار دارد. این یک مشکل در فضای کشور ما که باید حالا حل شود این موضوع در مورور زمان.
أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشيدٌ
ببخشید وقتم دیر شد. من این آیه را بخوانم و این نهیبی است که حضرت لوط می‌زند، این مدلی خیلی به نظر من جای کار دارد. شما نگاه کنید آیه 28، آیه 78. وقتی آن میهمانان حضرت لوط می‌آیند و خلاصه قرآن گزارش جالبی می‌کند از اینکه جا و قومش آمدند مثل گاو «وَجَآءَه قَوۡمُه یُهۡرَعُونَ إِلَیۡه». این اصل معنیش این است که یک سری شتر تشنه به آب رسیدند، اینجوری همینجوری سرشان را می‌اندازند پایین، تنه می‌زنند. اینجوری مثل گاو بلند شدند، آمدند در خانه حضرت لوط. بعد می‌گوید: « وَمِن قَبۡلُ كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ٱلسَّيِّـَٔاتِ». این از سیئات. این خیلی مهم است. چرا یک همچین گناهی را انجام داد؟ به خاطر اینکه سیئه به سیئات تبدیل شده است. یعنی اینقدر گناه کرده که این خودش یک بحث معرفتی خیلی جدی دارد. عین همین بحث را در یک سوره دیگر بدارد که «كَانَت تَّعۡمَلُ ٱلۡخَبَـٰٓئِثَ.» هی خبیث انجام می‌دادند و می‌دادند، توبه هم نمی‌کردند و اینها را انجام داده‌اند.

ببینید، شیطان، نمی‌دانم دریل‌کاری تا حالا کرد یا نه. یک دانه سر دریل را می‌زنید، بعد از فشار می‌دهید. اول آن سر با دقت می‌زند، بعد از فشار می‌دهد. شیطان همین کار را می‌کند. یک همزه می‌گذارد. یک همزه. همزه دیگر کمترین حرف چیز عربی است. یک همزه می‌گذارد. به تعبیر قران «وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنۡ هَمَزَٰتِ ٱلشَّيَٰطِينِ» یعنی همین. یک همزه می‌گذارد، بعد دیگر فشار می‌دهد. خب من اگر دستش. خط خورد در آن همزه، وگرنه همینجور دیگر فشار می‌دهد. این هی گشاد می‌کند، گشاد می‌کند، به هزار تا چیز دیگر هم می‌رسد. یکهو می‌بینی سر از چی درآورد. سر از یک چیزی که اصلاً به تعبیر قرآن « مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنۡ أَحَدࣲ مِّنَ ٱلۡعَٰلَمِينَ ». بعد میگوید: «قَالَ یا قَوْمِ هَٰؤُلَاءِ». می‌گوید این دخترهای من بیایید سراغ اینها. دخترهای من همنه اینکه دخترهای خودش که حالا می‌گویند چه پدری است مثلاً دخترش را به یک سری همجنس‌بازها بدهد. نه، دختران امتدخترانشان یا دختران «هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ ۖ » این با طهارت قرین است. «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَلا تُخْزُونِ فِی ضَیْفی». من را در مورد چیزی رسوا نکنید. «أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشيدٌ». ببینید این خیلی مهم است. آقا در شما مرد پیدا نمی شود؟ ببینید تحریک چیست؟ آن روحیه غیرت و مردانگی. آقا خیلی در این زمینه به نظر من قشنگ صحبت میکنند. هی نهیب به غیرت زدن و به مردانگی میزنند با آقا که مثلاً «أَلَیْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشِیدٌ». در شما مرد نیست؟ یک آدم با شرف نیست؟

ببینید، این را به نظر می‌آید که این اصلاً نمی‌تواند خودش می‌تواند هشتگ شود می تواند تیتر شود. «أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشيدٌ». اصلاً شما باشرف دارید؟ اگر واقعاً در شما با ضرف وجود داشته باشد، نباید این جریان تروریست‌ها را به اضافه جریان اسرائیل فلان و همه اینها، تحمل کند که خیلی سریع هم در می‌آید. الان دارند مثلاً کپسول گاز می‌دهند و از این چیزها می‌دهند. یعنی اینکه یک خرده خودشان را توجیه کند برای مردم، برای مردم سوریه. اما واقعاً این نکته را که «أَلَیْسَ مِنکُمْ رَجُلٌ رَّشِیدٌ»، در شما آدم باشرف نیست مثلاً ؟ … . مرد ندارد در شما؟. به نظر می‌آید که آن حمله به فطرت آدم‌ها  (تاثیرگذار باشد.) اینطور نیست که یک دانه آیه قرآن هم بخواند. شما وظیفه‌تان در آخرالزمان فلان است. نه اصلاً حمله به فطرت میکند . اصلاً هم حضرت ابراهیم و هم حضرت لوط پیامبران فطرتند. حمله می‌کنند به فطرت و فطرت‌ها را به جوش می‌آورند. «أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشيدٌ». حالا یک مقدار طولانی شد. ببخشید. انشاءالله نکات دیگر را بنده عرض می‌کنم. صلی الله علی سیدنا محمد و آله و سلم.]]>
        </content:encoded>
        <enclosure type="audio/mpeg"
                   url="https://dl.qasemian.net/upload/2024/12/SHarhBayanat_002.mp3"/>
        <itunes:subtitle><![CDATA[شرح بیانات مقام معظم رهبری درباره سقوط سوریه]]>
        </itunes:subtitle>
        
    </item><item>
        <title>جلسه اول شرح بیانات مقام معظم رهبری آذر ماه 1403</title>
        <itunes:title>جلسه اول شرح بیانات مقام معظم رهبری آذر ماه 1403</itunes:title>
        <pubDate>Thu, 12 Dec 2024 10:01:32 +0000</pubDate>
        <guid isPermaLink="false"><![CDATA[9683]]></guid>
        <link><![CDATA[https://qasemian.ir/lecture/%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-1403-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%a7%d9%88%d9%84/]]></link>
        <description><![CDATA[شرح بیانات حضرت آقا قسمت اول
بسم الله الرحمن الرحیم.

صلی الله علی سیدنا محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد. صلوات اللهم صلی الله علیه و آله و سلم و آل محمد.

عرض شد که یک دو سه جلسه را به تبیین قرآنی فرمایشات حضرت آقا اختصاص می‌دهیم. برای این کار این است که به هر جهت، واقعاً در موقعیت حساسی که وجود دارد، آن جوان حزب اللهی که باید مطلب را بفهمد و مطالبه و کنشگری بکند، اگر خودش دقیقاً مطلب را نفهمد، طبیعتاً نمی توانیم از این مرحله خیلی حساس به درستی عبور کنیم. بعد، خوب، از آنجایی که حرف‌های حضرت آقا باید و قاعدتاً همین‌طور است که باید فصل الخطاب قرار بگیرد، باید ما آن را توضیح بدهیم و این توضیح را با همدیگر تکمیل کنیم و این توضیح تکمیلی را گسترش دهیم. یعنی در اینجا واقعاً من از شما هم توقعی دارم راجع به این که اگر به آن چیزی که رسیدیم و قرار شد آن را گسترش داد، حتماً این کار را بکنیم و خدا از هر ابزاری که حالا دستمان می‌آید بنده یک سری ابزارهایی که دم دستم هست، شما هم یک سری ابزارهایی دم دستتان هست، اقلش این است که انسان در گروه‌هایی که دارد این‌ها را منتشر ‌کند. نه اینکه بحث‌های بنده را منتشر ‌کنید، بلکه این بحث‌ها، آن معارف را منتشر ‌کنید که در جهت انجام وظایف نسبت به این موضوع است. همینطور از کنارش عبور نکرده باشید.
نقش جوانان در پیش برد پروژه های دین
حالا من به چند نکته اشاره می کنم و توضیحاتی می دهم که شما اگر نکاتی را فهمیدید، اشاره کنید. سؤالاتی را به خود من بدهید یا در گروه قرار دهید، مثلاً موضع‌گیریهای حالا خودم را از قرآن خدمت شما بگویم. ابتکاریترین نکته‌ای که بود و گفته شد، خطاب به جوانان سوری بود. این رسماً به معنای درست کردن جریان حزب‌الله در سوریه بود و خواستن از جوانان برای یک اتفاق بزرگ. و این را از جوانان را می خواستند و از دولت ها نخواستند. کار دولت‌ها حالا معلوم نیست چه‌کار می‌کنند، ولی بالاخره جوانان این کار را انجام بدهند. حالا خود جوانان سوريه و جهان اسلام كه مخاطب قضیه هستند، و البته يك نكته‌اي وجود دارد كه ما هم به هر جهت از آن بهره‌مند شويم و آن نکته این است که اساساً دین همیشه و همیشه با جوانانش جلو رفته است. با جوانان جلو رفته است.

ساختارها اگر یک مقدار خلاصه پیرمردی شود، در حقیقت از بین می‌رود. آنهایی که نشاط جوانی دارند، می‌توانند کار کنند، فکر کنند، عملیات انجام دهند، عملیات طراحی کنند، با آن ذهن خلاق کار کنند، اینها جوان هستند. برای همین است که اساساً میبینید قرآن اصرار دارد حتی آن اصحاب کهف را در میانسال‌اند، مثلاً حدود 40 45سال هستند، آن‌ها را هم به عنوان جوان معرفی می‌کند، «إِنَّهُمۡ فِتۡيَةٌ ءَامَنُواْ بِرَبِّهِمۡ وَزِدۡنَٰهُمۡ هُدࣰى» چون روی انرژی و خلاقیت و آن بُرش جوان‌ها حساب کرده است و این خودش یک سرفصلی است که باید مجزا از آیات و روایات استفاده کنیم و بررسی کنیم.
دیدگاه قرآن، دیدگاهی بدون شکست
اما نکته‌ای که من بارها عرض کرده بودم در این کلاسهای قرآن، منتها به دلیل این بیانات می‌خواهم که اینبار چند جمله‌ای را از قرآن نشان بدهم. آن این است که اگر قرآن دستتان هست، ببینید، قرآن یک سبک خیلی ویژه در بیان معارف خود دارد که فاصله‌های بین زنهار و ناامیدسازی است. یعنی کاری می‌کند که هم نهیب خود را بزند، این مهم است، و هم آن اتفاقی را که رقم می‌زند، در مقابل را ناامید نکند.

اولاً همه پیامبران را، همه پیامبران را متصف می‌کند به این که آن‌ها با یک سری دشمنی‌هایی مواجه هستند که این دشمنی‌ها واقعاً دشمنی‌های سرسختی و از طرفی بیدلیلی هستند. یعنی چه؟ ببینید، هیچ‌وقت قرآن یک حرف حسابی را از دشمن نقل نمی‌کند. یعنی شما را در موقعیتی قرار نمی‌دهد که مثلاً تصور کنید با یک حرف حسابی مواجه شده‌اید. مثلاً اینطور است، همیشه یا این ساحر است، یا مجنون است، «يَٰحَسۡرَةً عَلَى ٱلۡعِبَادِۚ مَا يَأۡتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ» دارد مسخره میشود. یا اینطور است که «لِيُثۡبِتُوكَ أَوۡ يَقۡتُلُوكَ أَوۡ يُخۡرِجُوكَ» اگر حرف بزنی زندانیت میکنیم یا تو را می کشیم یا اخراجت می کنیم. یا مثلاً حرف که بالا می‌گیرد، می‌گویند که «يَٰنُوحُ قَدۡ جَٰدَلۡتَنَا فَأَكۡثَرۡتَ جِدَٰلَنَا» چقدر حرف می‌زنی.

یک موقع می‌گویند که اگر این‌هایی که می‌گویند راست است، «فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّـٰدِقِينَ»، اگر راست می‌گویی آن عذابی را می‌گویی، بیاور. خلاصه هر چه هست، همین است. شما فرض بفرمایید در داستان حضرت ابراهیم، ​​وقتی که ابراهیم را بردند و نسوخت و… خب قاعدتاً باید به طرف مقابل بگویند که حالا دلایل شما چیست، چه کاره هستید،همه اینها. دارد که ایشان را به همراه لوط، حقیقت حضرت ابراهیم یا دایی حضرت لوط بود یا عموی او یا طبق منابع ما پسر خاله همدیگر بوده اند. حضرت لوط هم یک جوانی بوده است که در کنار حضرت ابراهیم بوده است.

خلاصه به جای اینکه ظاهراً کار حضرت ابراهیم جلو برود، کار حضرت ابراهیم عقب می‌رود. یعنی به حسب ظاهر. چون که اخراج می‌شوند. اصلاً از آن منطقه اخراج می‌شوند. و بعد هم به همراه همدیگر به سمت منطقه شامات می‌روند. قرآن هم همین را می‌گوید که اینها را فرستادیم. کجاست آیه‌اش؟ در سوره انبیاء، آیه ۷۱: «وَنَجَّيۡنَٰهُ وَلُوطًا إِلَى ٱلۡأَرۡضِ ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا لِلۡعَٰلَمِينَ» اینها را فرستادند به آن منطقه و در حقیقت اینها را اخراج کرند. با حالتی که حضرت ابراهیم منع شده بوئ برای اینکه در شهری فرود بیاید.

حالا نگاه کنید این سرسختی و نامیدی را ببینید چگونه است. نامیدی و نامید نشدن. همه چیزهای ابراهیم را، تمام زمینه را از او گرفته اند. دارد «إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَىٰ رَبِّيٓ» (؟12:20) من به سمت پروردگارم می‌روم. حضرت ابراهیم رفت سر یک جاده‌ای ترانزیتی در آن منطقه که همه داشتند حرکت می‌کردند و مسافرین متعددی بودند. یک هتل رستوران زد. در آن هتل رستورانی که در آنجا زد، نیازهای مسافران را برآورده می‌کرد. ببینید، حضرت ابراهیم نمی‌گوید که دیگر من هیچی ندارم، دیگر تمام شد. میز و صندلی کارم را بردند. اصلا هیچ پیغمبری نمی‌نشیند. حضرت ابراهیم هم جوان بود و به هر جهت لوط هم جوان. این‌ها جوانان بودند که می‌رفتند و بعد چون خودشان نمی‌توانند وارد شهری بشوند، حضرت لوط را وارد همان سرزمین «سدوم» وارد آن شهرستان میکند، وارد آن مرکز شهر «مؤتفِکات» می‌کند، میدانید که چند شهر بودند که سدوم مرکز استان محسوب میشده است.

می‌بینید که از همان نقطه منهای صفر (شروع میکند). شما [می‌دانید] در شهر خودش بوده است در بابل و در عراق و در همان تکه‌ای که بوده اند بالاخره یک آبرو داشتند. خانواده‌ی معتبری داشتند، «آزر» در حقیقت پدربزرگ مادری‌اش بوده است، از این جهت او هم مشاور اعظم فرعون (نمرود؟) و معاون اول مملکت بوده است و یک چنین چیزی برای نمرود آنجا بوده است. یک اعتباری داشته اند.[او را] انداختند در بیابان. در بیابان می‌بینید که همانجا بساطش را می‌کند. یک دور دیگر، از منهای هزار شروع می‌کند. شروع می‌کند به چادر زدن، مهمان‌نوازی کردن و باز تبلیغ کردن در آنجا. و بعد لوط را می‌فرستد به سمت آن شهر پایتخت، همان مرکز استان در حقیقت. مرکز استان مؤتفکات. و دوباره آنجا شروع می‌کند به تبلیغ کردن.

تبلیغ‌ها حتی در زمانی که واقعاً با دشمنی‌های عجیبی هم همراه بود، قرآن شکست گزارش نمیکند آخرش. خیلی جالب است که هیچوقت قرآن شکست گزارش نمی‌کند. بله، همین مایوس نشدن، منفعل نشدن مال همین است. یک موقع می ایستید نگاه می‌کنید به صحنه، یک موقع ابتکار عمل را خودتان می‌گیرید. حتی قرآن شکست را و کاری را که دشمن می‌کند، تحقیر می‌کند. به این ادبیات دقت کنید. وقتی در مقابل پیغمبر صف‌آرایی می‌شود، گفته می‌شود «لَن يَضُرُّوكُمۡ إِلَّآ أَذࣰى» اینها هیچ ضرری برای شما ندارد، الا در حد یک اذیت. در حد یک اذیت. یعنی اذیت می‌کنند فقط. یعنی شما نگاه می‌کنید حتی حضرت لوط در این داستان می‌آید و تقریبا ناموفق است حضرت لوط. اگر به حسب ظاهر حساب کنیم، شاید یکی از ناموفق‌ترین پیامبران الهی است. به خاطر اینکه ۳۰ سال پیغمبری می‌کند و هیچ‌کس به او ایمان نمی‌آورد. به مدل قصه نگاه کنید. ما خدا وکیلی اگر کار کنیم [و] کسی به حرف ما گوش ندهد، اصلاً به ۳۰ سال نمی‌کشانیم قضیه را. میگوییم شکست خوردیم، طرح شکست خورد.

ببینید، هیچوقت روحیه یک پیغمبر این نیست که شکست خورده است. در [برابر] شکست، آنجا قرآن در میگوید «وَمَا وَجَدْنَا فِیهَا غَیْرَ بَیْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ» یک خانه فقط ایمان آورد که خود لوط بود و دخترانش. همین. پسر هم که نداشت. همسرش هم که ایمان نیاورد. این شد کل حرکت حضرت لوط. ولی باز دوباره می‌بینی که گزارش، گزارش شکست نیست. کاملاً مقتدرانه لوط دارد کارش را انجام می دهد. از آن طرف دشمنان هم آن‌جوری کارشان را انجام می‌دهند. البته یک نکته ای وجود دارد در این حوادث. اینجا را نگاه کنید. سوره مبارکه هود را بیاورید. در آیه ۷۹، صفحه ۲۳۰. در این آیات اینطور بیان شده است که وقتی می‌آیند مثل گاو، تعبیر قرآن این است «وَجَآءَهُۥ قَوۡمُهُۥ يُهۡرَعُونَ إِلَيۡهِ»، اینها به مهمانان حضرت حمله می‌کنند. «يُهۡرَعُونَ» معنی مثل شتر، حرکتی که شتر تشنه به سمت آب می‌کند، همه را می‌زند کنار. مسابقه‌ی فساد می‌دادند این‌ها. بعد از حضرت لوط میگوید «فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُخۡزُونِ فِي ضَيۡفِيٓۖ أَلَيۡسَ مِنكُمۡ رَجُلࣱ رَّشِيدࣱ» آدم رشیدی، آدم رشد یافته ای در شما نیست.

می‌گویند ما حقی نسبت به بنات تو نداریم. «وَإِنَّكَ لَتَعۡلَمُ مَا نُرِيدُ». تو میدانی ما چه میخواهیم. البته حالا اینجا این نکته هست، خیلی ارتباطی به بحث ما نیست. اینجا که میگوید «قَالَ يَٰقَوۡمِ هَـٰٓؤُلَآءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطۡهَرُ لَكُمۡ» بعضی دیدم می گویند حضرت لوط دخترانش را حاضر بوده به عقد یک سریهمجنس‌باز دربیاورد. نه، اینطور نیست. «قبنَاتِی» یعنی «بَنَاتِ أُمَّتی». در حقیقت به این معناست، چون اینها دختران امت من هستند. ولی آخرش این را می‌گوید: «قَالَ لَوۡ أَنَّ لِي بِكُمۡ قُوَّةً أَوۡ ءَاوِيٓ إِلَىٰ رُكۡنࣲ شَدِيدࣲ». کاش من قدرت داشتم بر شما، با زوری، اعمال قدرت می‌کردم، «أَوۡ ءَاوِيٓ إِلَىٰ رُكۡنࣲ شَدِيدࣲ» یا یارانی داشتم. ببینید، زور داشتن و یار داشتن. «رُکْنٍ شَدِیدٍ» یعنی اینکه شما یارانی داشته باشید که به آن‌ها تکیه کرد. این مهم  است در پیشبرد اهداف انبیا. اگر زور و قدرت و هیمنه و تسلط وجود نداشته باشد، از طرفی هم یار پای کار با برش این‌جوری وجود ندارد، کار جلو نمی‌رود واقعاً.

یکی از اتفاقاتی که می‌شود کار انبیا را جلو برد هم همین است که هم قدرت حاکمیتی پیدا کند، زور داشته باشد، و زور بگوید. چون که حاکمیت و پیشبرد کارهای فرهنگی و همه اینها فقط با کارهای فرهنگی نیست. اعمال زور لازم است. یک جایی شما باید زور داشته باشید که بتوانی زور بگویی. چون شما زور که داشته باشی کتاب درسی ها دست شماست، اعلان جرمها دست شماست. زور مهم است. برای همین گفته اند «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن قُوَّةࣲ»  شما زورت را باید بیاوری وسط.

اگر زور هم نداشته باشی که بتوانی زور بگویی «أَوۡ ءَاوِيٓ إِلَىٰ رُكۡنࣲ شَدِيدࣲ». بايد در حقيقت یک سری آدم داشته باشی که بتوانی به آنها تکیه کنی که لوط نداشت.  یار اینجوری ندارد. برای همین از ذیل روایت، ذیل این آیه، روایت می‌گوید این آیه «أَوۡ ءَاوِيٓ إِلَىٰ رُكۡنࣲ شَدِيدࣲ» برای امام زمان و آن ۳۱۳ نفر است. یعنی ۳۱۳ نفر آدم اینجوری دارد.یعنی امام زمان ۳۱۳ نفر آدم دارد که در هر گوشه‌ای دنیا «رُکْنٍ شَدِیدٍ» هستند. نه اینکه کل یاران امام زمان ۳۱۳ نفر باشند. یک سری آدم دارد که می تواند به آنها تکیه کند. زن و مرد. یک چنین چیزی وجود دارد. نه اینکه کل یاران امام زمان 313 نفر هستند.به این عناصر پناهنده می‌شوند.

این نکته که شما میبینید هر گزارش شکستی که قرآن می‌کند، حتی پشت سرش پیروزی است. یعنی نمی‌گذارد طرف مقابل و مخاطب خودش منفعل شود. یعنی شما نگاه کنید چند گزارش شکست داریم؟ بعضی چیزها را که اصلاً نقل نمی کند. یعنی حالا بعداً قاعده کلی‌اش را می‌گویم. بعضی ها را اصلاً نقل نمی‌کند. مثلاً فرض کنید که هر تاریخ دانی ممکن است به بحث شعب ابوطالب اشاره‌ای داشته باشید. قرآن با اینکه این سه سال تحریم است، اصلاً نمی‌گوید. اصلاً نمی‌گوید. شکست‌ها یکی هم که گفتم حنین است. شما نگاه کنید، اولاً ریشه‌یابی غرور می‌کند. بعد از هم گزارشش به نتیجه می‌شود. «لَقَدۡ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةࣲۙ وَيَوۡمَ حُنَيۡنٍۙ إِذۡ أَعۡجَبَتۡكُمۡ كَثۡرَتُكُمۡ فَلَمۡ تُغۡنِ عَنكُمۡ شَيۡـࣰٔا وَضَاقَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡأَرۡضُ بِمَا رَحُبَتۡ ثُمَّ وَلَّيۡتُم مُّدۡبِرِينَ» زدید در رفتید دیگر. مغرور شدید. و از آنجایی که شیطان برعکس [اینکه] از نقطه‌ی ضعف شما بزند، شیطان یک چیزی دارد خیلی مهم است، از نقطه‌ای قوت شما به شما می‌زند. میدانید برای چه از نقطه‌ای قوت می‌زند؟ برای اینکه نقطه‌ای قوت جایی است که شما نمی پاییدش. میگویید نقطه‌ی قوت است دیگر. چون نقطه‌ای قوت شماست، شما هواستان نیست. برای همین، این تکه‌ آیه را حتماً بگذارید. «إِنَّهُۥ يَرَىٰكُمۡ هُوَ وَقَبِيلُهُۥ مِنۡ حَيۡثُ لَا تَرَوۡنَهُمۡۗ» از آنجایی که شما نمی‌پایید می‌زند که آنهجا عمدتا نقاط قوت انسان است، را از همانجا می زند.

بله، این غرور کاذبی است که ایجاد می‌شود. این «ثُمَّ وَلَّيۡتُم مُّدۡبِرِينَ» بعدش «ثُمَّ أَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ» است. یعنی ماجرا را به رفتن در تمام نمی‌کند. این‌طور می‌شود که «ثُمَّ وَلَّيۡتُم مُّدۡبِرِينَ»، بعدش «ثُمَّ أَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ». بعد از سکینه پروردگار آمد و اینطور شد و شما بردید. آخرش می شود شما بردید. یک بار دیگر هم عرض کردم، شما احد را نگاه کنید. در احد شما رسماً باختید. ولی شروع می‌کند یک کار می‌کند، یک برنامه‌ریزی می‌کند، یک حرف‌هایی می‌زند، آخرش با غزو حمراء الاسد تمام می‌کند و در نهایت شما بردید. یعنی این‌ها بالاخره شما آخرش، شما آخرش نباختید هیچوقت. و این طبق یک قاعده است.

این آیه را واقعاً بیاورید. این خیلی مهم است. سوره هود را بیاورید، آیه ۱۲۰، صفحه ۲۳۵. «وَكُلࣰّا نَّقُصُّ عَلَيۡكَ مِنۡ أَنۢبَآءِ ٱلرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِۦ فُؤَادَكَۚ». ما از انباء رسل، از این اخبار پیامبران، آن چیزهایی را برای تو نقل می کنیم که قلب تو را تثبیت کند. «وَجَآءَكَ فِي هَٰذِهِ ٱلۡحَقُّ وَمَوۡعِظَةࣱ وَذِكۡرَىٰ لِلۡمُؤۡمِنِينَ». ما از انباء رسل، همه‌ی تکه‌هایش را نقل نمی‌کنیم. آن چیزی را نقل می کنیم که قلب تو را تثبیت می کند. یعنی به عبارتی، همه این اتفاقات خیلی بد و ضایع را نقل نمی‌کنیم. این یک سیاستی است که شما واقعه نمایی کن. واقعه ‌نمایی یعنی اینکه زنهارش را می‌دهد، حرفش را میزند، همه این کارها را بکند. اما طرف مقابلش منفعل نمیشود. فکر کند که باید حرکتش را بکند و اتفاقاً حرکتش را بیشتر بکند. برای همین است که حتی این عبارت خیلی عجیب است. می گوید پیغمبر «لَا يَحۡزُنكَ ٱلَّذِينَ يُسَٰرِعُونَ فِي ٱلۡكُفۡرِ»، یعنی یکسره دارد چیزهای بد نقل می‌کند اما می‌گوید این تو را محزون نکند. «لَا یُحْزِنْکَ» حادثه‌ای بد. یک سری یهودی‌ها با منافقین جمع می‌شوند، این کار را می‌کنند، این تو را محزون نکند.

پیغمبر «لَا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فِي ٱلۡبِلَٰدِ»کفار در شهرها چهارنعل می‌تازند تو را منفعل نکند. یعنی آن حادثه را می‌گوید، کنارش این را هم می‌گوید که منفعل این قصه نشوی. و یا میگوید «وَلَا تُعۡجِبۡكَ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَأَوۡلَٰدُهُمۡ» که اموال و اولاد اینها تو را به شگفتی نیاورد. اموال، اولادشان، خلاصه این حرکت‌هایشان باعث عذاب این‌ها می‌شود. یعنی سرتاسر قرآن که می‌بینید، پیامبران شکست‌خورده‌ ما، گزارش موفقیت دارند. مثل لط، مثل نوح، حالا مثلا یوسف را [در نظر بگیرید]. یوسف از ته چاه درآمد و به آن سروری رسید. لوط اصلا این هم نشد. نوح پس از ۹۵۰ سال پیغمبری، آخرش مثلاً هفتاد و چند نفر شدند. ۹۵۰ سال. ولی گزارش قرآن یک گزارش نجات اینها و عذاب آنهاست. گزارش، گزارش انفعالی و شکست نیست. این نکته شاید شاه‌بیت حرفی است در مورد انبیا و در مورد مؤمن باشد که اولاً «ءَاوِيٓ إِلَىٰ رُكۡنࣲ شَدِيدࣲ» واقعاً من طوری زندگی کنم که امام زمان روی من حساب کند. اصلاً به من پناهنده شود. به من پناهنده شود و من پناه و کار راه بینداز ایشان باشم و «رُکْنٍ شَدِیدٍ» محسوب بشوم. این خلاصه این نکته است.

یک هم اینکه نکته‌ی حوادث، حتما حوادث سخت و سهمگینی هستند. اولاً گزارش حوادث سخت و سهمگین را خیلی سخت و سنگین ندهیم. حتی اگر در حقیقت این‌جوری بوده، اصلاح کنیم. در نهایت یک پروژه خالص سازی در این وسط وجود دارد.
مرجفون چه کسانی هستند؟
یک نکته‌ خیلی گذرا بگویم انشاءالله تا بعداً. دیگر وقت زیاد گذشت. ببینید، زنهار دادن اسمش «رَجْفَه» نیست. مرجفون، الان چون خیلی این بحث شده است که یک عده کسانی که زنهار می‌دهند، تذکر می‌دهند، اینها اسمشان را در قرآن به نام مرجون بعضی ثبت کرده اند. این حرف بدی است. مرجفین منافقینی هستند که بیرون گود ایستاده اند و هی دارند رجفه ایجاد می کنند و می لرزانند. نه کسانی که در خود گود هستند، جزو جامعه ایمانی‌اند و دارند زنهار میدهند از یک طرف و از یک طرف دستور می‌دهند، امیدآفرینی می‌کنند. اگر قرار باشد هر زنهاری اسمش مرجفون باشد، در این صورت خود قرآن هم همین کار را می‌کند. بالاخره حرفهایش را می‌زند، زنهار را می‌دهد. آن که در قرآن مرجفون داریم و کسانیکه لرزه بر اندام ها می اندازد، یعنی در حقیقت خود داخلی نظام نیست. او دارد زنهارش را می دهد، حرفش را می‌زند. این را نروید به نام مرجفون بزنید که اگر اینطور باشد که خود قرآن هم دارد همین کار را میکند، امیرالمؤمنین هم همین کار را می‌کند، حضرت آقا هم همین کار را می‌کند.

یعنی می‌بینید که زنهار می‌دهند، خطر انفعال را می‌گویند. می‌گویند این‌جوری است، آن‌جوری است، خلاصه این‌جوری عمل نمی کنند (که بگویند) من می‌دانم ما را شکست خوردیم و این دیگر را نمی‌توان جمع کرد. اینجوری خواهد شد. همین مقدار باشد دیگر. صلی الله علی سیدنا محمد.

&nbsp;]]>
        </description>
        <content:encoded><![CDATA[شرح بیانات حضرت آقا قسمت اول
بسم الله الرحمن الرحیم.

صلی الله علی سیدنا محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد. صلوات اللهم صلی الله علیه و آله و سلم و آل محمد.

عرض شد که یک دو سه جلسه را به تبیین قرآنی فرمایشات حضرت آقا اختصاص می‌دهیم. برای این کار این است که به هر جهت، واقعاً در موقعیت حساسی که وجود دارد، آن جوان حزب اللهی که باید مطلب را بفهمد و مطالبه و کنشگری بکند، اگر خودش دقیقاً مطلب را نفهمد، طبیعتاً نمی توانیم از این مرحله خیلی حساس به درستی عبور کنیم. بعد، خوب، از آنجایی که حرف‌های حضرت آقا باید و قاعدتاً همین‌طور است که باید فصل الخطاب قرار بگیرد، باید ما آن را توضیح بدهیم و این توضیح را با همدیگر تکمیل کنیم و این توضیح تکمیلی را گسترش دهیم. یعنی در اینجا واقعاً من از شما هم توقعی دارم راجع به این که اگر به آن چیزی که رسیدیم و قرار شد آن را گسترش داد، حتماً این کار را بکنیم و خدا از هر ابزاری که حالا دستمان می‌آید بنده یک سری ابزارهایی که دم دستم هست، شما هم یک سری ابزارهایی دم دستتان هست، اقلش این است که انسان در گروه‌هایی که دارد این‌ها را منتشر ‌کند. نه اینکه بحث‌های بنده را منتشر ‌کنید، بلکه این بحث‌ها، آن معارف را منتشر ‌کنید که در جهت انجام وظایف نسبت به این موضوع است. همینطور از کنارش عبور نکرده باشید.
نقش جوانان در پیش برد پروژه های دین
حالا من به چند نکته اشاره می کنم و توضیحاتی می دهم که شما اگر نکاتی را فهمیدید، اشاره کنید. سؤالاتی را به خود من بدهید یا در گروه قرار دهید، مثلاً موضع‌گیریهای حالا خودم را از قرآن خدمت شما بگویم. ابتکاریترین نکته‌ای که بود و گفته شد، خطاب به جوانان سوری بود. این رسماً به معنای درست کردن جریان حزب‌الله در سوریه بود و خواستن از جوانان برای یک اتفاق بزرگ. و این را از جوانان را می خواستند و از دولت ها نخواستند. کار دولت‌ها حالا معلوم نیست چه‌کار می‌کنند، ولی بالاخره جوانان این کار را انجام بدهند. حالا خود جوانان سوريه و جهان اسلام كه مخاطب قضیه هستند، و البته يك نكته‌اي وجود دارد كه ما هم به هر جهت از آن بهره‌مند شويم و آن نکته این است که اساساً دین همیشه و همیشه با جوانانش جلو رفته است. با جوانان جلو رفته است.

ساختارها اگر یک مقدار خلاصه پیرمردی شود، در حقیقت از بین می‌رود. آنهایی که نشاط جوانی دارند، می‌توانند کار کنند، فکر کنند، عملیات انجام دهند، عملیات طراحی کنند، با آن ذهن خلاق کار کنند، اینها جوان هستند. برای همین است که اساساً میبینید قرآن اصرار دارد حتی آن اصحاب کهف را در میانسال‌اند، مثلاً حدود 40 45سال هستند، آن‌ها را هم به عنوان جوان معرفی می‌کند، «إِنَّهُمۡ فِتۡيَةٌ ءَامَنُواْ بِرَبِّهِمۡ وَزِدۡنَٰهُمۡ هُدࣰى» چون روی انرژی و خلاقیت و آن بُرش جوان‌ها حساب کرده است و این خودش یک سرفصلی است که باید مجزا از آیات و روایات استفاده کنیم و بررسی کنیم.
دیدگاه قرآن، دیدگاهی بدون شکست
اما نکته‌ای که من بارها عرض کرده بودم در این کلاسهای قرآن، منتها به دلیل این بیانات می‌خواهم که اینبار چند جمله‌ای را از قرآن نشان بدهم. آن این است که اگر قرآن دستتان هست، ببینید، قرآن یک سبک خیلی ویژه در بیان معارف خود دارد که فاصله‌های بین زنهار و ناامیدسازی است. یعنی کاری می‌کند که هم نهیب خود را بزند، این مهم است، و هم آن اتفاقی را که رقم می‌زند، در مقابل را ناامید نکند.

اولاً همه پیامبران را، همه پیامبران را متصف می‌کند به این که آن‌ها با یک سری دشمنی‌هایی مواجه هستند که این دشمنی‌ها واقعاً دشمنی‌های سرسختی و از طرفی بیدلیلی هستند. یعنی چه؟ ببینید، هیچ‌وقت قرآن یک حرف حسابی را از دشمن نقل نمی‌کند. یعنی شما را در موقعیتی قرار نمی‌دهد که مثلاً تصور کنید با یک حرف حسابی مواجه شده‌اید. مثلاً اینطور است، همیشه یا این ساحر است، یا مجنون است، «يَٰحَسۡرَةً عَلَى ٱلۡعِبَادِۚ مَا يَأۡتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ» دارد مسخره میشود. یا اینطور است که «لِيُثۡبِتُوكَ أَوۡ يَقۡتُلُوكَ أَوۡ يُخۡرِجُوكَ» اگر حرف بزنی زندانیت میکنیم یا تو را می کشیم یا اخراجت می کنیم. یا مثلاً حرف که بالا می‌گیرد، می‌گویند که «يَٰنُوحُ قَدۡ جَٰدَلۡتَنَا فَأَكۡثَرۡتَ جِدَٰلَنَا» چقدر حرف می‌زنی.

یک موقع می‌گویند که اگر این‌هایی که می‌گویند راست است، «فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّـٰدِقِينَ»، اگر راست می‌گویی آن عذابی را می‌گویی، بیاور. خلاصه هر چه هست، همین است. شما فرض بفرمایید در داستان حضرت ابراهیم، ​​وقتی که ابراهیم را بردند و نسوخت و… خب قاعدتاً باید به طرف مقابل بگویند که حالا دلایل شما چیست، چه کاره هستید،همه اینها. دارد که ایشان را به همراه لوط، حقیقت حضرت ابراهیم یا دایی حضرت لوط بود یا عموی او یا طبق منابع ما پسر خاله همدیگر بوده اند. حضرت لوط هم یک جوانی بوده است که در کنار حضرت ابراهیم بوده است.

خلاصه به جای اینکه ظاهراً کار حضرت ابراهیم جلو برود، کار حضرت ابراهیم عقب می‌رود. یعنی به حسب ظاهر. چون که اخراج می‌شوند. اصلاً از آن منطقه اخراج می‌شوند. و بعد هم به همراه همدیگر به سمت منطقه شامات می‌روند. قرآن هم همین را می‌گوید که اینها را فرستادیم. کجاست آیه‌اش؟ در سوره انبیاء، آیه ۷۱: «وَنَجَّيۡنَٰهُ وَلُوطًا إِلَى ٱلۡأَرۡضِ ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا لِلۡعَٰلَمِينَ» اینها را فرستادند به آن منطقه و در حقیقت اینها را اخراج کرند. با حالتی که حضرت ابراهیم منع شده بوئ برای اینکه در شهری فرود بیاید.

حالا نگاه کنید این سرسختی و نامیدی را ببینید چگونه است. نامیدی و نامید نشدن. همه چیزهای ابراهیم را، تمام زمینه را از او گرفته اند. دارد «إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَىٰ رَبِّيٓ» (؟12:20) من به سمت پروردگارم می‌روم. حضرت ابراهیم رفت سر یک جاده‌ای ترانزیتی در آن منطقه که همه داشتند حرکت می‌کردند و مسافرین متعددی بودند. یک هتل رستوران زد. در آن هتل رستورانی که در آنجا زد، نیازهای مسافران را برآورده می‌کرد. ببینید، حضرت ابراهیم نمی‌گوید که دیگر من هیچی ندارم، دیگر تمام شد. میز و صندلی کارم را بردند. اصلا هیچ پیغمبری نمی‌نشیند. حضرت ابراهیم هم جوان بود و به هر جهت لوط هم جوان. این‌ها جوانان بودند که می‌رفتند و بعد چون خودشان نمی‌توانند وارد شهری بشوند، حضرت لوط را وارد همان سرزمین «سدوم» وارد آن شهرستان میکند، وارد آن مرکز شهر «مؤتفِکات» می‌کند، میدانید که چند شهر بودند که سدوم مرکز استان محسوب میشده است.

می‌بینید که از همان نقطه منهای صفر (شروع میکند). شما [می‌دانید] در شهر خودش بوده است در بابل و در عراق و در همان تکه‌ای که بوده اند بالاخره یک آبرو داشتند. خانواده‌ی معتبری داشتند، «آزر» در حقیقت پدربزرگ مادری‌اش بوده است، از این جهت او هم مشاور اعظم فرعون (نمرود؟) و معاون اول مملکت بوده است و یک چنین چیزی برای نمرود آنجا بوده است. یک اعتباری داشته اند.[او را] انداختند در بیابان. در بیابان می‌بینید که همانجا بساطش را می‌کند. یک دور دیگر، از منهای هزار شروع می‌کند. شروع می‌کند به چادر زدن، مهمان‌نوازی کردن و باز تبلیغ کردن در آنجا. و بعد لوط را می‌فرستد به سمت آن شهر پایتخت، همان مرکز استان در حقیقت. مرکز استان مؤتفکات. و دوباره آنجا شروع می‌کند به تبلیغ کردن.

تبلیغ‌ها حتی در زمانی که واقعاً با دشمنی‌های عجیبی هم همراه بود، قرآن شکست گزارش نمیکند آخرش. خیلی جالب است که هیچوقت قرآن شکست گزارش نمی‌کند. بله، همین مایوس نشدن، منفعل نشدن مال همین است. یک موقع می ایستید نگاه می‌کنید به صحنه، یک موقع ابتکار عمل را خودتان می‌گیرید. حتی قرآن شکست را و کاری را که دشمن می‌کند، تحقیر می‌کند. به این ادبیات دقت کنید. وقتی در مقابل پیغمبر صف‌آرایی می‌شود، گفته می‌شود «لَن يَضُرُّوكُمۡ إِلَّآ أَذࣰى» اینها هیچ ضرری برای شما ندارد، الا در حد یک اذیت. در حد یک اذیت. یعنی اذیت می‌کنند فقط. یعنی شما نگاه می‌کنید حتی حضرت لوط در این داستان می‌آید و تقریبا ناموفق است حضرت لوط. اگر به حسب ظاهر حساب کنیم، شاید یکی از ناموفق‌ترین پیامبران الهی است. به خاطر اینکه ۳۰ سال پیغمبری می‌کند و هیچ‌کس به او ایمان نمی‌آورد. به مدل قصه نگاه کنید. ما خدا وکیلی اگر کار کنیم [و] کسی به حرف ما گوش ندهد، اصلاً به ۳۰ سال نمی‌کشانیم قضیه را. میگوییم شکست خوردیم، طرح شکست خورد.

ببینید، هیچوقت روحیه یک پیغمبر این نیست که شکست خورده است. در [برابر] شکست، آنجا قرآن در میگوید «وَمَا وَجَدْنَا فِیهَا غَیْرَ بَیْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ» یک خانه فقط ایمان آورد که خود لوط بود و دخترانش. همین. پسر هم که نداشت. همسرش هم که ایمان نیاورد. این شد کل حرکت حضرت لوط. ولی باز دوباره می‌بینی که گزارش، گزارش شکست نیست. کاملاً مقتدرانه لوط دارد کارش را انجام می دهد. از آن طرف دشمنان هم آن‌جوری کارشان را انجام می‌دهند. البته یک نکته ای وجود دارد در این حوادث. اینجا را نگاه کنید. سوره مبارکه هود را بیاورید. در آیه ۷۹، صفحه ۲۳۰. در این آیات اینطور بیان شده است که وقتی می‌آیند مثل گاو، تعبیر قرآن این است «وَجَآءَهُۥ قَوۡمُهُۥ يُهۡرَعُونَ إِلَيۡهِ»، اینها به مهمانان حضرت حمله می‌کنند. «يُهۡرَعُونَ» معنی مثل شتر، حرکتی که شتر تشنه به سمت آب می‌کند، همه را می‌زند کنار. مسابقه‌ی فساد می‌دادند این‌ها. بعد از حضرت لوط میگوید «فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُخۡزُونِ فِي ضَيۡفِيٓۖ أَلَيۡسَ مِنكُمۡ رَجُلࣱ رَّشِيدࣱ» آدم رشیدی، آدم رشد یافته ای در شما نیست.

می‌گویند ما حقی نسبت به بنات تو نداریم. «وَإِنَّكَ لَتَعۡلَمُ مَا نُرِيدُ». تو میدانی ما چه میخواهیم. البته حالا اینجا این نکته هست، خیلی ارتباطی به بحث ما نیست. اینجا که میگوید «قَالَ يَٰقَوۡمِ هَـٰٓؤُلَآءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطۡهَرُ لَكُمۡ» بعضی دیدم می گویند حضرت لوط دخترانش را حاضر بوده به عقد یک سریهمجنس‌باز دربیاورد. نه، اینطور نیست. «قبنَاتِی» یعنی «بَنَاتِ أُمَّتی». در حقیقت به این معناست، چون اینها دختران امت من هستند. ولی آخرش این را می‌گوید: «قَالَ لَوۡ أَنَّ لِي بِكُمۡ قُوَّةً أَوۡ ءَاوِيٓ إِلَىٰ رُكۡنࣲ شَدِيدࣲ». کاش من قدرت داشتم بر شما، با زوری، اعمال قدرت می‌کردم، «أَوۡ ءَاوِيٓ إِلَىٰ رُكۡنࣲ شَدِيدࣲ» یا یارانی داشتم. ببینید، زور داشتن و یار داشتن. «رُکْنٍ شَدِیدٍ» یعنی اینکه شما یارانی داشته باشید که به آن‌ها تکیه کرد. این مهم  است در پیشبرد اهداف انبیا. اگر زور و قدرت و هیمنه و تسلط وجود نداشته باشد، از طرفی هم یار پای کار با برش این‌جوری وجود ندارد، کار جلو نمی‌رود واقعاً.

یکی از اتفاقاتی که می‌شود کار انبیا را جلو برد هم همین است که هم قدرت حاکمیتی پیدا کند، زور داشته باشد، و زور بگوید. چون که حاکمیت و پیشبرد کارهای فرهنگی و همه اینها فقط با کارهای فرهنگی نیست. اعمال زور لازم است. یک جایی شما باید زور داشته باشید که بتوانی زور بگویی. چون شما زور که داشته باشی کتاب درسی ها دست شماست، اعلان جرمها دست شماست. زور مهم است. برای همین گفته اند «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن قُوَّةࣲ»  شما زورت را باید بیاوری وسط.

اگر زور هم نداشته باشی که بتوانی زور بگویی «أَوۡ ءَاوِيٓ إِلَىٰ رُكۡنࣲ شَدِيدࣲ». بايد در حقيقت یک سری آدم داشته باشی که بتوانی به آنها تکیه کنی که لوط نداشت.  یار اینجوری ندارد. برای همین از ذیل روایت، ذیل این آیه، روایت می‌گوید این آیه «أَوۡ ءَاوِيٓ إِلَىٰ رُكۡنࣲ شَدِيدࣲ» برای امام زمان و آن ۳۱۳ نفر است. یعنی ۳۱۳ نفر آدم اینجوری دارد.یعنی امام زمان ۳۱۳ نفر آدم دارد که در هر گوشه‌ای دنیا «رُکْنٍ شَدِیدٍ» هستند. نه اینکه کل یاران امام زمان ۳۱۳ نفر باشند. یک سری آدم دارد که می تواند به آنها تکیه کند. زن و مرد. یک چنین چیزی وجود دارد. نه اینکه کل یاران امام زمان 313 نفر هستند.به این عناصر پناهنده می‌شوند.

این نکته که شما میبینید هر گزارش شکستی که قرآن می‌کند، حتی پشت سرش پیروزی است. یعنی نمی‌گذارد طرف مقابل و مخاطب خودش منفعل شود. یعنی شما نگاه کنید چند گزارش شکست داریم؟ بعضی چیزها را که اصلاً نقل نمی کند. یعنی حالا بعداً قاعده کلی‌اش را می‌گویم. بعضی ها را اصلاً نقل نمی‌کند. مثلاً فرض کنید که هر تاریخ دانی ممکن است به بحث شعب ابوطالب اشاره‌ای داشته باشید. قرآن با اینکه این سه سال تحریم است، اصلاً نمی‌گوید. اصلاً نمی‌گوید. شکست‌ها یکی هم که گفتم حنین است. شما نگاه کنید، اولاً ریشه‌یابی غرور می‌کند. بعد از هم گزارشش به نتیجه می‌شود. «لَقَدۡ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةࣲۙ وَيَوۡمَ حُنَيۡنٍۙ إِذۡ أَعۡجَبَتۡكُمۡ كَثۡرَتُكُمۡ فَلَمۡ تُغۡنِ عَنكُمۡ شَيۡـࣰٔا وَضَاقَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡأَرۡضُ بِمَا رَحُبَتۡ ثُمَّ وَلَّيۡتُم مُّدۡبِرِينَ» زدید در رفتید دیگر. مغرور شدید. و از آنجایی که شیطان برعکس [اینکه] از نقطه‌ی ضعف شما بزند، شیطان یک چیزی دارد خیلی مهم است، از نقطه‌ای قوت شما به شما می‌زند. میدانید برای چه از نقطه‌ای قوت می‌زند؟ برای اینکه نقطه‌ای قوت جایی است که شما نمی پاییدش. میگویید نقطه‌ی قوت است دیگر. چون نقطه‌ای قوت شماست، شما هواستان نیست. برای همین، این تکه‌ آیه را حتماً بگذارید. «إِنَّهُۥ يَرَىٰكُمۡ هُوَ وَقَبِيلُهُۥ مِنۡ حَيۡثُ لَا تَرَوۡنَهُمۡۗ» از آنجایی که شما نمی‌پایید می‌زند که آنهجا عمدتا نقاط قوت انسان است، را از همانجا می زند.

بله، این غرور کاذبی است که ایجاد می‌شود. این «ثُمَّ وَلَّيۡتُم مُّدۡبِرِينَ» بعدش «ثُمَّ أَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ» است. یعنی ماجرا را به رفتن در تمام نمی‌کند. این‌طور می‌شود که «ثُمَّ وَلَّيۡتُم مُّدۡبِرِينَ»، بعدش «ثُمَّ أَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ». بعد از سکینه پروردگار آمد و اینطور شد و شما بردید. آخرش می شود شما بردید. یک بار دیگر هم عرض کردم، شما احد را نگاه کنید. در احد شما رسماً باختید. ولی شروع می‌کند یک کار می‌کند، یک برنامه‌ریزی می‌کند، یک حرف‌هایی می‌زند، آخرش با غزو حمراء الاسد تمام می‌کند و در نهایت شما بردید. یعنی این‌ها بالاخره شما آخرش، شما آخرش نباختید هیچوقت. و این طبق یک قاعده است.

این آیه را واقعاً بیاورید. این خیلی مهم است. سوره هود را بیاورید، آیه ۱۲۰، صفحه ۲۳۵. «وَكُلࣰّا نَّقُصُّ عَلَيۡكَ مِنۡ أَنۢبَآءِ ٱلرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِۦ فُؤَادَكَۚ». ما از انباء رسل، از این اخبار پیامبران، آن چیزهایی را برای تو نقل می کنیم که قلب تو را تثبیت کند. «وَجَآءَكَ فِي هَٰذِهِ ٱلۡحَقُّ وَمَوۡعِظَةࣱ وَذِكۡرَىٰ لِلۡمُؤۡمِنِينَ». ما از انباء رسل، همه‌ی تکه‌هایش را نقل نمی‌کنیم. آن چیزی را نقل می کنیم که قلب تو را تثبیت می کند. یعنی به عبارتی، همه این اتفاقات خیلی بد و ضایع را نقل نمی‌کنیم. این یک سیاستی است که شما واقعه نمایی کن. واقعه ‌نمایی یعنی اینکه زنهارش را می‌دهد، حرفش را میزند، همه این کارها را بکند. اما طرف مقابلش منفعل نمیشود. فکر کند که باید حرکتش را بکند و اتفاقاً حرکتش را بیشتر بکند. برای همین است که حتی این عبارت خیلی عجیب است. می گوید پیغمبر «لَا يَحۡزُنكَ ٱلَّذِينَ يُسَٰرِعُونَ فِي ٱلۡكُفۡرِ»، یعنی یکسره دارد چیزهای بد نقل می‌کند اما می‌گوید این تو را محزون نکند. «لَا یُحْزِنْکَ» حادثه‌ای بد. یک سری یهودی‌ها با منافقین جمع می‌شوند، این کار را می‌کنند، این تو را محزون نکند.

پیغمبر «لَا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فِي ٱلۡبِلَٰدِ»کفار در شهرها چهارنعل می‌تازند تو را منفعل نکند. یعنی آن حادثه را می‌گوید، کنارش این را هم می‌گوید که منفعل این قصه نشوی. و یا میگوید «وَلَا تُعۡجِبۡكَ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَأَوۡلَٰدُهُمۡ» که اموال و اولاد اینها تو را به شگفتی نیاورد. اموال، اولادشان، خلاصه این حرکت‌هایشان باعث عذاب این‌ها می‌شود. یعنی سرتاسر قرآن که می‌بینید، پیامبران شکست‌خورده‌ ما، گزارش موفقیت دارند. مثل لط، مثل نوح، حالا مثلا یوسف را [در نظر بگیرید]. یوسف از ته چاه درآمد و به آن سروری رسید. لوط اصلا این هم نشد. نوح پس از ۹۵۰ سال پیغمبری، آخرش مثلاً هفتاد و چند نفر شدند. ۹۵۰ سال. ولی گزارش قرآن یک گزارش نجات اینها و عذاب آنهاست. گزارش، گزارش انفعالی و شکست نیست. این نکته شاید شاه‌بیت حرفی است در مورد انبیا و در مورد مؤمن باشد که اولاً «ءَاوِيٓ إِلَىٰ رُكۡنࣲ شَدِيدࣲ» واقعاً من طوری زندگی کنم که امام زمان روی من حساب کند. اصلاً به من پناهنده شود. به من پناهنده شود و من پناه و کار راه بینداز ایشان باشم و «رُکْنٍ شَدِیدٍ» محسوب بشوم. این خلاصه این نکته است.

یک هم اینکه نکته‌ی حوادث، حتما حوادث سخت و سهمگینی هستند. اولاً گزارش حوادث سخت و سهمگین را خیلی سخت و سنگین ندهیم. حتی اگر در حقیقت این‌جوری بوده، اصلاح کنیم. در نهایت یک پروژه خالص سازی در این وسط وجود دارد.
مرجفون چه کسانی هستند؟
یک نکته‌ خیلی گذرا بگویم انشاءالله تا بعداً. دیگر وقت زیاد گذشت. ببینید، زنهار دادن اسمش «رَجْفَه» نیست. مرجفون، الان چون خیلی این بحث شده است که یک عده کسانی که زنهار می‌دهند، تذکر می‌دهند، اینها اسمشان را در قرآن به نام مرجون بعضی ثبت کرده اند. این حرف بدی است. مرجفین منافقینی هستند که بیرون گود ایستاده اند و هی دارند رجفه ایجاد می کنند و می لرزانند. نه کسانی که در خود گود هستند، جزو جامعه ایمانی‌اند و دارند زنهار میدهند از یک طرف و از یک طرف دستور می‌دهند، امیدآفرینی می‌کنند. اگر قرار باشد هر زنهاری اسمش مرجفون باشد، در این صورت خود قرآن هم همین کار را می‌کند. بالاخره حرفهایش را می‌زند، زنهار را می‌دهد. آن که در قرآن مرجفون داریم و کسانیکه لرزه بر اندام ها می اندازد، یعنی در حقیقت خود داخلی نظام نیست. او دارد زنهارش را می دهد، حرفش را می‌زند. این را نروید به نام مرجفون بزنید که اگر اینطور باشد که خود قرآن هم دارد همین کار را میکند، امیرالمؤمنین هم همین کار را می‌کند، حضرت آقا هم همین کار را می‌کند.

یعنی می‌بینید که زنهار می‌دهند، خطر انفعال را می‌گویند. می‌گویند این‌جوری است، آن‌جوری است، خلاصه این‌جوری عمل نمی کنند (که بگویند) من می‌دانم ما را شکست خوردیم و این دیگر را نمی‌توان جمع کرد. اینجوری خواهد شد. همین مقدار باشد دیگر. صلی الله علی سیدنا محمد.

&nbsp;]]>
        </content:encoded>
        <enclosure type="audio/mpeg"
                   url="https://dl.qasemian.net/upload/2024/12/SHarhBayanat_001.mp3"/>
        <itunes:subtitle><![CDATA[شرح بیانات مقام معظم رهبری درباره سقوط سوریه]]>
        </itunes:subtitle>
        
    </item><item>
        <title>برنامه تلویزیونی ثریا آذر 1403</title>
        <itunes:title>برنامه تلویزیونی ثریا آذر 1403</itunes:title>
        <pubDate>Thu, 28 Nov 2024 12:39:09 +0000</pubDate>
        <guid isPermaLink="false"><![CDATA[9651]]></guid>
        <link><![CDATA[https://qasemian.ir/lecture/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%aa%d9%84%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%ab%d8%b1%db%8c%d8%a7-%d8%a2%d8%b0%d8%b1-1403/]]></link>
        <description><![CDATA[از ضرورت پاسخ کوبنده ایران تا صدور قطعنامه شورای حکام آژانس]]>
        </description>
        <content:encoded><![CDATA[از ضرورت پاسخ کوبنده ایران تا صدور قطعنامه شورای حکام آژانس]]>
        </content:encoded>
        <enclosure type="audio/mpeg"
                   url="https://dl.qasemian.net/upload/2024/11/Sorayya_14030904.mp3"/>
        <itunes:subtitle><![CDATA[از ضرورت پاسخ کوبنده ایران تا صدور قطعنامه شورای حکام آژانس]]>
        </itunes:subtitle>
        
    </item><item>
        <title>برنامه تلویزیونی ثریا آبان 1403</title>
        <itunes:title>برنامه تلویزیونی ثریا آبان 1403</itunes:title>
        <pubDate>Thu, 07 Nov 2024 15:38:43 +0000</pubDate>
        <guid isPermaLink="false"><![CDATA[9509]]></guid>
        <link><![CDATA[https://qasemian.ir/lecture/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%aa%d9%84%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%ab%d8%b1%db%8c%d8%a7-%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d9%86-1403/]]></link>
        <description><![CDATA[خطای محاسباتی دشمن چگونه به هم می‌خورد؟]]>
        </description>
        <content:encoded><![CDATA[خطای محاسباتی دشمن چگونه به هم می‌خورد؟]]>
        </content:encoded>
        <enclosure type="audio/mpeg"
                   url="https://dl.qasemian.net/upload/2024/11/Sorayya_14030806-1.mp3"/>
        <itunes:subtitle><![CDATA[خطای محاسباتی دشمن چگونه به هم می‌خورد؟]]>
        </itunes:subtitle>
        
    </item><item>
        <title>مراسم بزرگداشت شهید سید حسن نصرالله</title>
        <itunes:title>مراسم بزرگداشت شهید سید حسن نصرالله</itunes:title>
        <pubDate>Sun, 20 Oct 2024 06:16:13 +0000</pubDate>
        <guid isPermaLink="false"><![CDATA[9454]]></guid>
        <link><![CDATA[https://qasemian.ir/lecture/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d9%86%d8%b5%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87/]]></link>
        <description><![CDATA[مسجد فائق]]>
        </description>
        <content:encoded><![CDATA[مسجد فائق]]>
        </content:encoded>
        <enclosure type="audio/mpeg"
                   url="https://dl.qasemian.net/upload/2024/10/Nasrollah_14030727.mp3"/>
        <itunes:subtitle><![CDATA[مسجد فائق]]>
        </itunes:subtitle>
        
    </item><item>
        <title>مراسم سوگواری سید مقاومت و سرداران اسلام</title>
        <itunes:title>مراسم سوگواری سید مقاومت و سرداران اسلام</itunes:title>
        <pubDate>Tue, 01 Oct 2024 07:07:11 +0000</pubDate>
        <guid isPermaLink="false"><![CDATA[9393]]></guid>
        <link><![CDATA[https://qasemian.ir/lecture/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b3%d9%88%da%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%aa-%d9%88-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d9%84/]]></link>
        <description><![CDATA[هیئت الزهرا (س)]]>
        </description>
        <content:encoded><![CDATA[هیئت الزهرا (س)]]>
        </content:encoded>
        <enclosure type="audio/mpeg"
                   url="https://dl.qasemian.net/upload/2024/10/Nasrollah_Azzahra.mp3"/>
        <itunes:subtitle><![CDATA[هیئت الزهرا (س)]]>
        </itunes:subtitle>
        
    </item><item>
        <title>برنامه تلویزیونی ثریا</title>
        <itunes:title>برنامه تلویزیونی ثریا</itunes:title>
        <pubDate>Mon, 05 Aug 2024 09:19:29 +0000</pubDate>
        <guid isPermaLink="false"><![CDATA[9085]]></guid>
        <link><![CDATA[https://qasemian.ir/lecture/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%aa%d9%84%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%ab%d8%b1%db%8c%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%af-1403/]]></link>
        <description><![CDATA[تحلیل قرآنی وقایع اخیر و ترور شهید اسماعیل هنیه]]>
        </description>
        <content:encoded><![CDATA[تحلیل قرآنی وقایع اخیر و ترور شهید اسماعیل هنیه]]>
        </content:encoded>
        <enclosure type="audio/mpeg"
                   url="https://dl.qasemian.net/upload/2024/08/Sorayya_14030514.mp3"/>
        <itunes:subtitle><![CDATA[تحلیل قرآنی وقایع اخیر و ترور شهید اسماعیل هنیه]]>
        </itunes:subtitle>
        
    </item><item>
        <title>مراسم سوگواری شهید جمهور و هیأت همراه</title>
        <itunes:title>مراسم سوگواری شهید جمهور و هیأت همراه</itunes:title>
        <pubDate>Thu, 23 May 2024 08:23:30 +0000</pubDate>
        <guid isPermaLink="false"><![CDATA[8795]]></guid>
        <link><![CDATA[https://qasemian.ir/lecture/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b3%d9%88%da%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1/]]></link>
        <description><![CDATA[هیئت الزهرا (س)]]>
        </description>
        <content:encoded><![CDATA[هیئت الزهرا (س)]]>
        </content:encoded>
        <enclosure type="audio/mpeg"
                   url="https://dl.qasemian.net/upload/2024/05/Shahid_Jomhour.mp3"/>
        <itunes:subtitle><![CDATA[هیئت الزهرا (س)]]>
        </itunes:subtitle>
        
    </item><item>
        <title>جایگاه مشارکت مردم در حکمرانی اسلامی</title>
        <itunes:title>جایگاه مشارکت مردم در حکمرانی اسلامی</itunes:title>
        <pubDate>Thu, 01 Feb 2024 10:29:08 +0000</pubDate>
        <guid isPermaLink="false"><![CDATA[8324]]></guid>
        <link><![CDATA[https://qasemian.ir/lecture/%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%da%a9%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c/]]></link>
        <description><![CDATA[برنامه تلویزیونی جهان‌آرا]]>
        </description>
        <content:encoded><![CDATA[برنامه تلویزیونی جهان‌آرا]]>
        </content:encoded>
        <enclosure type="audio/mpeg"
                   url="https://dl.qasemian.net/upload/2024/02/JahanAra_14021111.mp3"/>
        <itunes:subtitle><![CDATA[برنامه تلویزیونی جهان‌آرا]]>
        </itunes:subtitle>
        
    </item><item>
        <title>جلسه پرسش و پاسخ معرفتی پیرامون مسائل امنیتی</title>
        <itunes:title>جلسه پرسش و پاسخ معرفتی پیرامون مسائل امنیتی</itunes:title>
        <pubDate>Sun, 14 Jan 2024 07:44:58 +0000</pubDate>
        <guid isPermaLink="false"><![CDATA[8207]]></guid>
        <link><![CDATA[https://qasemian.ir/lecture/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%b4-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae/]]></link>
        <description><![CDATA[خانه اندیشه‌ورزان]]>
        </description>
        <content:encoded><![CDATA[خانه اندیشه‌ورزان]]>
        </content:encoded>
        <enclosure type="audio/mpeg"
                   url="https://dl.qasemian.net/upload/2024/01/PorseshPasokhAmniati.mp3"/>
        <itunes:subtitle><![CDATA[خانه اندیشه‌ورزان]]>
        </itunes:subtitle>
        
    </item><item>
        <title>گرامیداشت شهدا و محکومیت حادثه تروریستی گلزار شهدای کرمان</title>
        <itunes:title>گرامیداشت شهدا و محکومیت حادثه تروریستی گلزار شهدای کرمان</itunes:title>
        <pubDate>Sun, 07 Jan 2024 10:34:53 +0000</pubDate>
        <guid isPermaLink="false"><![CDATA[8152]]></guid>
        <link><![CDATA[https://qasemian.ir/lecture/%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%b4%d9%87%d8%af%d8%a7-%da%a9%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86/]]></link>
        <description><![CDATA[هیئت الزهرا (س)]]>
        </description>
        <content:encoded><![CDATA[هیئت الزهرا (س)]]>
        </content:encoded>
        <enclosure type="audio/mpeg"
                   url="https://dl.qasemian.net/upload/2024/01/ShohadaKerman.mp3"/>
        <itunes:subtitle><![CDATA[هیئت الزهرا (س)]]>
        </itunes:subtitle>
        
    </item><item>
        <title>برنامه تلویزیونی به افق فلسطین</title>
        <itunes:title>برنامه تلویزیونی به افق فلسطین</itunes:title>
        <pubDate>Tue, 28 Nov 2023 13:01:33 +0000</pubDate>
        <guid isPermaLink="false"><![CDATA[7876]]></guid>
        <link><![CDATA[https://qasemian.ir/lecture/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%aa%d9%84%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%81%d9%82-%d9%81%d9%84%d8%b3%d8%b7%db%8c%d9%86/]]></link>
        <description><![CDATA[تحلیل‌های قرآنی از آتش‌بس صهیونیست‌ها با حماس]]>
        </description>
        <content:encoded><![CDATA[تحلیل‌های قرآنی از آتش‌بس صهیونیست‌ها با حماس]]>
        </content:encoded>
        <enclosure type="audio/mpeg"
                   url="https://dl.qasemian.net/upload/2023/11/BeOfoghFelestin_14020906.mp3"/>
        <itunes:subtitle><![CDATA[تحلیل‌های قرآنی از آتش‌بس صهیونیست‌ها با حماس]]>
        </itunes:subtitle>
        
    </item><item>
        <title>برنامه تلویزیونی ثریا</title>
        <itunes:title>برنامه تلویزیونی ثریا</itunes:title>
        <pubDate>Thu, 23 Nov 2023 11:20:42 +0000</pubDate>
        <guid isPermaLink="false"><![CDATA[7855]]></guid>
        <link><![CDATA[https://qasemian.ir/lecture/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%aa%d9%84%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%ab%d8%b1%db%8c%d8%a7/]]></link>
        <description><![CDATA[تحلیل‌های قرآنی از جنگ صهیونیست‌ها با ملت فلسطین]]>
        </description>
        <content:encoded><![CDATA[تحلیل‌های قرآنی از جنگ صهیونیست‌ها با ملت فلسطین]]>
        </content:encoded>
        <enclosure type="audio/mpeg"
                   url="https://dl.qasemian.net/upload/2023/11/Sorayya_14020830.mp3"/>
        <itunes:subtitle><![CDATA[تحلیل‌های قرآنی از جنگ صهیونیست‌ها با ملت فلسطین]]>
        </itunes:subtitle>
        
    </item>        </channel>
    </rss>
    