برنامه تفسیر ماه مبارک رمضان

سلام علیکم.

ضمن تبریک فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و آرزوی قبولی طاعات و عبادات و التماس دعا از همه دوستان و سروران به اطلاع می رساند برنامه سخنرانی و تفسیر قرآن ویژه ماه مبارک رمضان سال ۸۹ استاد قاسمیان به شرح زیر می باشد. شرکت در این برنامه برای عموم بلامانع است و عزیزانی که مایل هستند می توانند در این برنامه شرکت نمایند و از برکات معنوی آن بهره مند گردند ان شاء الله.

زمان: دهه اول و دوم ماه مبارک رمضان به مدت ۲۰ روز، از ساعت ۵:۳۰ تا ۷ صبح

مکان: تهران، خیابان آزادی، دانشگاه صنعتی شریف، مسجد دانشگاه

سخنران: حجت الاسلام و المسلمین غلامرضا قاسمیان

موضوع: تفسیر قرآن، آیات منتخب


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

ولایت و حکومت امری موروثی است!– حکومت ولایی، جلسه شانزدهم

جلسه سخنرانی با موضوع «حکومت ولایی»

تاریخ برگزاری: ۱۶/ ۱۲ / ۸۸

محل برگزاری: مدرسه علمیه مشکات (واحد برادران)

لینک: فایل صوتی جلسه شانزدهم – کیفیت ١۶ کیلو – حجم ۸٫۴۶ مگابایت

بسم الله الرحمن الرحیم

من اول سه چهار تا مطلب درباره قسمت قبل عرض می کنم.

مطلب اول در بحث عمر ابن حنظله محتوای اصلی و فشار استدلالی در این بود که غیر حکم قاضی حکم والی رو می گیره، ولی به یک نکته ای باید توجه کرد: اسلام اساسا توی رفتار و توجیح معارف به اون عملیاتی بودن معارف نگاه می کند. یعنی معارف رو در قالبی ارائه می ده که عملیاتی هم باشه. در ولایت اهل بیت هم این بحث شد. مثلا شما آیات اولیه ای که راجع به اهل بیت می بینید بحث مودت است. اول باید مودت اهل بیت رو به دست آورد تا به پذیرش ولایتشون رسید، وگرنه نمی شه. اگر خود مودت اهل بیت و ذوی القربی درست بشه، رفته رفته زمینه ها می تونه برای پذیرش ولایت درست بشه. از اول یهو با چیزی به نام ولایت اهل بیت شروع نمی شه.در همین بحث هم رگه هایی واقعا دیده می شود، فلیرضوا به حکماً بعدش انی جعلتُ علیکم حاکما. باید به این روال دقت کرد.

 در زمانی که مبسوط الید نیست امام.  سرِ سیاسی عمیقی که امام دارند ازش یاد می کنند همین است. ببینید در زمانی که امام مبسوط الید نیست چطور می توان اصلا به پدیده ای به نام ولایت فقیه رسید؟ چطور می توان به حکومت اسلامی رسید؟ شما در مقدمات قضیه باید اول این رو به عنوان حکم لااقل قبول کنید. در پذیرش حکمیت او گاهی اوقات خیلی از مشکلات حل می شه. شما نگاه کنید در همین قضایای اخیری که اتفاق افتاده. شما اصلا ولی فقیه در نقش ولی هم نه، در نقش قول فصل هم نه، در حد نقش فلینظر به حکما ( انقدرشو که همه قبول دارند تو مقوله عمر ابن حنظله) اگر فقط حساب کنیم. اگر همین قدرش هم اتفاق می افتاد خیلی اتفاقهای دیگه نمی افتاد. یعنی اندازه حکمیت می شد قبول کرد که بابا ایشان بالاخره حرفشان یک حکم است، مقوله عمر ابن حنظله هم پشتوانه اش. کسی اگر ولایت رو هم نگوید، حکمیت رو که می گوید. مقام قاضی بودن رو که می گوید. ولو اینکه شما انی قد جعلت و علیکم حاکما را کنار بگذاری. راه رسیدن به خیلی از این حاکمیت ها پذیرش حکمیت ها است. یعنی از اونجاها شروع می شه تا حاکمیت ها خودشو بتونه جا بندازه. طبیعتا برای پیش یکی حکمیت بردن، آدم باید از خودش مایه بذاره و خودشو یکم بیاره پایین. لذا باید به این قضیه توجه بکنیم که به جهت عملیاتی، خود پذیرش حکمیت ها زمینه حاکمیت ها رو درست می کنه.

مطلب دوم این است که نظام هایی که تحت نظام اسلامی، رژیم های حقوقی دنیا رو می پذیره و خودش رو پیشِ دادگاه لاهه می بره، اینها باید در یک افق سطح بالاتری نگاه بکنند. اگر نظام های اسلامی به جای این که مشکلات خودشون رو پیش دادگاه های بین المللی ببرند، پیش خودشون ببرند « فلیرضوا به حکما» همین چیزی که تحت عنوان کنفرانس های اسلامی به وجود اومد، اگر پیش اینها ببرند وهمه هم به این حکمیت رضا بدهند شما می بینید که رفته رفته نظام استکبار ضعیف می شه. این ادامه همان سر سیاسی عمیقی است که یک نظام رو به یک نظام اسلامی و حاکمیت رو به حاکمیت اسلامی تبدیل می کنه. دنیا رو هم می تونه تبدیل کنه به یک دنیای اسلامی. رفته رفته اون نظام های استکباری کم می شه. هیچ بعید ندونید.

 

ادامه مطلب…


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سوره توبه. جلسه سی و دوم. ۳۱ تیر ۸۹

تاریخ برگزاری جلسه: ۳۱ / ۴ / ۸۹

لینک: دریافت فایل صوتی جلسه سی و دوم – حجم ۱۱٫۲ مگابایت

بسم الله الرّحمن الرّحیم

إِنَّمَا السَّبیلُ عَلَى الَّذینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ وَ هُمْ أَغْنِیاءُ رَضُوا بِأَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ وَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا یَعْلَمُونَ (۹۳)
یَعْتَذِرُونَ إِلَیْکُمْ إِذا رَجَعْتُمْ إِلَیْهِمْ قُلْ لا تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَکُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبارِکُمْ وَ سَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (۹۴) سَیَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَکُمْ إِذَا انْقَلَبْتُمْ إِلَیْهِمْ لِتُعْرِضُوا عَنْهُمْ فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ جَزاءً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ (۹۵) یَحْلِفُونَ لَکُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا یَرْضى‏ عَنِ الْقَوْمِ الْفاسِقینَ (۹۶)

مروری بر فصل سوم سوره نور؛ سوره روابط اجتماعی
یک بحثی را ولو مختصر در مورد « اذن» خواهیم داشت. چند جا در این آیات دیده می شود که می آیند اذن می گیرند برای اینکه بیایند جبهه، اذن می گیرند برای اینکه نیایند جبهه. مراجعه ای بفرمایید به سوره‌ی مبارکه ی نور تا این را از خود سوره برایتان توضیح بدهم.
اگر این سوره را نگاه کنید، می بینید که این سوره دو بخش عمده دارد و اصلا سوره ی روابط اجتماعی است. آیه ی ۱ آن با یک بیانی شروع می شود که :سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَ فَرَضْناها وَ أَنْزَلْنا فیها آیاتٍ بَیِّناتٍ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ (۱)آیات بیّنات برای اینکه شما متذکّر شوید و سپس بیاناتی مطرح می شود که چون منظور نظر ما نیست، رد می شویم تا می رسد به فصل بعدی. در آیه ی ۳۴ سوره، با آیه ای مشابه فصل دوم خود را شروع می کند:وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ آیاتٍ مُبَیِّناتٍ وَ مَثَلاً مِنَ الَّذینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقینَ (۳۴) با این فصل هم کاری نداریم تا آیه ی ۴۶٫ در آیه ی ۴۶ فصل سوم آغاز می‌شود. این سوره اگر یک زمانی مستقلا بخواهد بحث شود، می شود ولی همین قدر بدانید که رابطه ی اجتماع با هم و رابطه‌ی اجتماع و این کل با امام خودش در کل سوره دیده شده است. اجتماع چگونه باید با هم ارتباط پیدا کنند و این کل با امام خودش چگونه باید ارتباط برقرار کند یعنی رابطه ی طولی‌اش چگونه باید باشد با امام خودش. این کل سوره است و یک پروژه ی کاملی از اعتصام به حبل الله را که عرض کردیم باید یک اعتصام جمعی باشد- واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرّقوا- را دارد دنبال می کند این سوره. حالا به این قسمتش کار داریم. در اینجا قسمت سوم را شروع می کند. لَقَدْ أَنْزَلْنا آیاتٍ مُبَیِّناتٍ وَ اللَّهُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ (۴۶) در آیات قبل، بحث صراط مستقیم را طرح نکرده بود. آنجا مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقینَ بود و تَذَکَّرُ بود ولی اینجا که می خواهد رابطه ی امت و امام شکل بگیرد، با بحث صراط مستقیم است. یعنی اینگونه است که این جامعه به صراط مستقیم رهنمون می شود.

ادامه مطلب…


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

اجتهاد و تقلید– حکومت ولایی، جلسه پانزدهم

جلسه سخنرانی با موضوع «حکومت ولایی»

تاریخ برگزاری: ۱۰/ ۱۲ / ۸۸

محل برگزاری: مدرسه علمیه مشکات (واحد برادران)

لینک: فایل صوتی جلسه پانزدهم – کیفیت ١۶ کیلو – حجم ۸٫۲۰ مگابایت

خلاصه مطالب:

در بحث اجتهاد و تقلید، امام دوباره به این مقوله عمر ابن حنظه می پردازند و یک خلاء که اینجا دارد بنده از اونجا تکمیل می کنم.

در شروع متن این عبارت را دارد: عبارت « مِمَن رَوی حدیثنا » کسی که روایت حدیث ما می کند. امام می گویند این عبارت مال کسانی است که شغلشون نقل روایت بوده. کسانی هم که این کاره بودند و شغلشون نقل حدیث بوده فقها بودند. فقهای اون دوران بودند. چون که فقاهت در اون دوره، نقل روایت بوده. حتی در اون دوره که هیچ، شما بیاید صد و خورده ای سال جلوتر به شیخ صدوق می رسید، فقاهت شیخ صدوق هم نقل روایت هست. نه این که راوی باشد ها، یعنی فقاهت در قالب نقل حدیث. روایت شناسی کارشونه. یعنی می دونه کدوم روایت درسته، کدومش درست نیست، کدام تقیه ای است و کدام نیست. اینها را می داند و به اصطلاح فقیه است.

بعضی وقتها بوده  که از ائمه سوال می کردند. آنها می فرمودند چرا پیش محمد ابن مسلم نمی ری. او نقل روایت می کرده. منتها این کاره بوده. فقیهی بوده که نقل روایت می کرده. می نشسته در جامعه کوفه و مردم می آمدند از او سوال می پرسیدند و او هم جواب می داده. یا یونس ابن عبد الرحمن برای امام رضا (ع) یک همچین حالتی داشته. فقهایی بودند که می نشستند نقل روایت می کردند. اینها کسانی هستند که «مِمَن قد روی حدیثنا» هستند. نه این که بحث راوی باشد. پس روی حدیثنا مساله راوی نیست بلکه مساله فقیه است.

« نظر فی حلالنا و حرامنا » یعنی نگاه می کند در حلال و حرام. یکی بحث نظر است که یعنی صاحب نظر باشد. این باز عبارتی از عبارت فقها است. شأنی از شئون فقها است. نظر را بگذار کنار. امام یک عبارت فنی اینجا می گویند. می فرمایند بحث در حلال ما و حرام ما است نه در حلال الله و حرامه. در حلال ما و حرام ما نگاه می کنند. این کار فقیه است. کار عامی مراجعه به حلالنا و حرامنا نیست، کار عامی مراجعه به خود حلال و حرام های الهی است. نگفته نظر فی حلالٍ و حرامٍ که یعنی صاحب نظر در حلال و حرام است. گفته حلالنا و حرامنا. کسانی هستند که این حلال و حرام هایی که ما ( ائمه ) گفتیم را نگاه می کنند. شان فقیه است که نگاه در روایت بکند. وگرنه شان عامی این است که نگاه در فتوای فقیه بکند.

یک قسمت دیگر هم دارد که خیلی مهم است و اون این است که می فرمایند: گفتند در اون عبارت عمر بن حنظله در انتها می گوید که اگر این دو نفر را ما انتخاب کردیم و این دو نفر در حدیثشان  با هم اختلاف کردند کدام رو بگیریم؟ که می گویند همونی که اعدل و افقه است.  امام این نکته رو هم یک توضیحی می دهند. می فرمایند: «هر دو در حدیث اختلاف کردند» امام می فرمایند اختلافی که اینجا مد نظر است اختلاف در معنای حدیث است نه در خود حدیث، که این اختلاف در معنای حدیث هم، باز هم کار فقیه است. بلکه حتی اختلاف در حکم که ناشی از اختلاف در دو روایت باشد این هم حلش احتیاج به نوعی از اجتهاد دارد. از عامی که برنمی آید حل تعارضات دو روایت بکند.

یک شبهه ای در بعضی از اذهان اثر می گذارد. خلاصه ی این شبهه این است که می گویند: امام جعفر صادق قبول شد، یک فقیهی را ولایت و حکومت بهش داد و او را نصب کرد. امام صادق به رحمت خدا می رود، موکل به رحمت خدا می رود. خوب وکیل هم از منصب خودش عزل می شود. یک همچین شبهه ای که گفتند فقط امام صادق این را گفته. ایشان هم جواب می دهند نه این طور نیست. امام بعدی می تواند عزل بکند اما این جور نیست که اگر خودش بمیرد مناصب هم عزل بشوند.کما این که روش عقلا در حکومت داری همین است. این جوری نیست که اگر یک رئیس جمهور عوض شود تمام مادون عوض بشود که.

شبهه ای دیگر: امام  خلیفه و رسول الله هست و ولی امر هست و چنین حقی دارد که نصب ولاة و قضاة کند. ما قبول داریم که چنین حقی دارد. دست بسته است، دستش باز نیست که. در سیطره خلفا جور است.  شما می گویی والی را نصب می کند. چه اثری دارد امام والی نصب کند؟ این که قاضی نصب می کنند فی الجمله یک اثری دارد لاقل. اثر فی الجمله اش چیه؟

جواب: کی گفته اثری ندارد جعل ولایت؟ فی الجمله یک اثری دارد. جعل مرجع برای شیعه موجب رجوع ملت به او می شود، ولو به لحاظ سری می آیند با مراجع خودشون در امور صحبت می کنند. یعنی یک جور حکومت در حکومت تشکیل می دهند. یک سر سیاسی عمیقی در همین جعل والی وجود دارد. در همون جایی که امام دست بسته است، دارد طرح حکومت عادل الهی می کند و بعضی از اسبایش رو آماده می کند. دارن اسباب رو آماده می کنن برای این که حکومت رو بگیرن.  برای این که متفکرون متحیر نشوند. اگر خدا توفیقشون داد که تشکیل حکومت الهی بدهند یهو گیج نشن که حکومت الهی باید چطور باشه. نه تنها دارند طرح حکومت الهی رو مشخص می کنند بلکه دارند انگیزه ایجاد می کنند که برید حکومت اسلامی ایجاد کنید.

متن کامل این جلسه در ادامه مطلب

 

ادامه مطلب…


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed