تفسیر ماه رمضان ۸۹، جلسه سوم

جلسه سخنرانی تفسیر قرآن کریم با موضوع تفسیر آیات منتخب

(برنامه هر روز ماه مبارک رمضان)

تاریخ برگزاری: ۲۳ / ۵ / ۸۹

محل برگزاری: مسجد دانشگاه صنعتی شریف

لینک: فایل صوتی جلسه سوم – کیفیت ١۶ کیلو – حجم ۸٫۳ مگابایت

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین

جهت شادی ارواح طیبۀ شهدا روح حضرت امام، همه گذشتگان ، ذوی الحقوق ، پدرو مادرمون، معلمانمون، الفاتحة مع الصلوات

ص ۵۵۶ سوره مبارکه تغابن رو شروع کردیم . عرض شد که در سوره مبارکه تغابن سه بخش عمده تو این سوره وجود داره، و به دلیل اینکه من حداکثر امروز هستم و من گفتم من حتما انشاءالله فردا جواب میدم، این بخش اول و سومش رو تکمیل میکنیم ، بخش دومش که وسطشه انشاءالله فردا میگیم و بعد به همدیگه می چسبونیمش. سوره مبارکه تغابن در نوع هدایتی که این سوره بر عهده می گیره ، ابتدا یک سری بحثهای اعتقادی و نمایش علم و قدرت رو خدا تو این بخش از سوره میاد که قسمتهاییش رو خوندیم که :

بسم الله الرحمن الرحیم، یسبح لله ما فی السموات و الارض و له الملک و له الحمد و هو علی کل شیء قدیر که خدا همه کار می تونه بکنه. هوالذی خلقکم، اون کسیکه شما رو خلق کرده، فمنکم کافر، یه عده ای شما کافر شدید و منکم مومن، والله بما تعملون بصیر. خلق السموات و الأرض بالحق و صوّرکم، و شما رو صورتگری کرد. فأحسن صورکم و صورتون رو هم به بهترین نحو خلق کرد. که عرض شد که صورتها تونو به بهترین نحو،یعنی که روابط اجزای ورودی شما رو با هم و این کل با اون غایتی که براش خلق شده این به بهترین وجهه. و اگر کسی واقعا انسان رو بشناسه، یعنی خودش رو بشناسه و تواناییهاش رو بفهمه می فهمه که مال این دنیا نیست تو این دنیا هم خلق نشده. واقعا اینو می فهمه. و إلیه المصیر: و این شدن به سمت او ئه. این غایت شدن به سمت او، وخدایی شدن ، این إلیه المصیر با صاد ، یعنی نه الیه المسیر؛ مصیر، یعنی صار و شدننش به سمت خداست. خدا در بهترین نحو او را خلق کرده. یعلم ما فی السموات و الأرض و یعلم ما تسرّون و ما تعلنون. اینام نمایش علمشه. نمایش علم و قدرته  اینجا. یعنی هم می دونم هم می تونم. یعنی این، خب. و هو علیم بذات الصدور. تا اینجاشو خب گفتیم ، برای اینکه این بخش اولش تموم بشه تا این ۲-۳ آیه بعدش هم باید گفته شه.

وقتی که گفتش که یه عده مؤمنن، یه عده کافرن، میگه ألم یأتکم نبأالذین کفروا من قبل فذاقوا وبال أمرهم و لهم عذاب ألیم. به جهت اعتقادی شما بیا درست کن خودت رو اول. این خبر ها رو نگرفتی تا حالا؟ خبرها بهت نرسیده؟ خبر نبأ به اون خبر های مهم میگن نبأ.این خبرهای مهم بهت نرسیده. خبرهای کسایی که کافر شدن از این قبل. گفتیم یه عده و منکم مومن  یه عده کافر یه .. این کافرش رو بهت بگم فعلا.

کفارش این شدن. فذاقوا وبال أمرهم: این وبال و عاقبت کارشون رو تو همین دنیا چشیدن، و لهم عذاب ألیم و عذاب الیم اون دنیا هم، این رو بیا اول قبول کن از خدا ، این نکته رو که اون کسایی که کافر شدن، اون اقوامی که کافر شدن، فکر نکن تو این دنیا لذت بردن، اون دنیا مصیبت چشیدن. این نیست ، خبرش بهت نرسیده که این

ادامه مطلب…


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

نبوت دریافت، رسالت ابلاغ – حکومت ولایی، جلسه هفدهم

جلسه سخنرانی با موضوع «حکومت ولایی»

تاریخ برگزاری: ۱۹/ ۱۲ / ۸۸

محل برگزاری: مدرسه علمیه مشکات (واحد برادران)

لینک: فایل صوتی جلسه هفدهم– کیفیت ١۶ کیلو – حجم ۹٫۹۸ مگابایت

بسم الله الرحمن الرحیم

به جهت این که این بحث ادله ولایت فقیه بحث نقلی اش تمام بشه و این استدلال صحیحه قداح تمام بشود مطالبی را عرض می کنیم. اصل صحیحه رو که خوندیم، روایت أبی البختری رو هم خوندیم. استخوان بندی استدلال به صحیح قداح رو هم گفتیم. استخوان بندی رو اگر یک بار دیگه بخوایم تکرار کنیم اینه که می فرمایند: وإن العلماء ورثة الأنبیاء. اگر علما ورثه انبیا هستند و علما هم همین منظور فقها هستند، خوب آنچه که به عنوان شان از شئون نبی هست به عالم می رسد الا ما خرج بالدلیل. از جمله شئون انبیا همین شان ولایت بر امور سلطانیه و حکومت است. این شان هم به شئون فقیه اضافه می شود الا این که دلیل خارج بکنه و دلیل هم خارج نکرده. این استخوان بندی این استدلال هست. یک اشکالاتی در این استخوان بندی وجود دارد که خودشون مطرح می کنند و جواب می دهند.

چند تا مطلب رو باید ایشان جواب دهند:

۱-   مسئله ای به نام مسئله ولایت و حکومت جز مسائلی است که قابل میراث هست. منتها ورثه اون فرق دارد. مسائل مالی و مال جز چیزهایی است که مشخصا مربوط به میراث است، ورثه اون هم مشخص است که چه کسانی هستند. باید این رو امام جواب بدهند که آیا مسئله ولایت و امور سلطانیه هم جز مسائلی است که قابلیت بر میراث دارد و ورثه اون چه کسانی هستند. یعنی عملا قابلیت بر توریث دارد؟

امام جواب می دهند که دارد. می گویند از کجا می فهمیم که دارد؟ می گن این مسئله توریث و میراث یک مسئله عقلایی است. عقلا باید بگویند که این جز مواردی هست که میراث بردار باشد یا نه. عقلا هم می گویند که ولایت جز مسائلی است که میراث بردار است. مثلا می گویند که فلانی وارث فلان تخت و تاج شده، یعنی به همون معنای میراث رسیده. حالا این تاج و تخت از پدری به فرزندی می رسید شما می گفتید غلط است. بحث غلط بودن این یک مطلبی است، اینی که قابلیت بر میراث دارد یک مطلب دیگری است. از پدری به فرزندش میراثی رسیده است که به غلط به او رسیده، ولی میراث است. حتی اگر به فرزندش نمی رسید و به کس دیگری می رسید می گفتیم فلانی میراث تاج و تخت دارد. یا امیر المومنین راجع به مسئله ولایت و خلافت خودشون در اون جریان خطبه شقشقیه می گویند فَرَاَیْتُ اَنَّ الصَّبْرَ عَلى هاتا اَحْجى، فَصَبَرْتُ وَ فِى الْعَیْنِ قَذًى، وَ فِى الْحَلْقِ شَجاً! اَرى تُراثى نَهْباً.

دیدم صبر در این موضع به خرد نزدیکتر است، پس صبر کردم در حالى که گویى در دیده ام خاشاک بود و در گلویم استخوان! مى دیدم که میراثم به غارت مى رود.

 

ادامه مطلب…


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

تفسیر ماه رمضان ۸۹، جلسه دوم

جلسه سخنرانی تفسیر قرآن کریم با موضوع تفسیر آیات منتخب

(برنامه هر روز ماه مبارک رمضان)

تاریخ برگزاری: ۲۲ / ۵ / ۸۹

محل برگزاری: مسجد دانشگاه صنعتی شریف

لینک: فایل صوتی جلسه دوم – کیفیت ١۶ کیلو – حجم ۷٫۸۳ مگابایت

در توضیح سوره مبارکۀ جمعه ،عرض شد که این سوره یک جریان هدایت اجتماعی رو، مورد بحث قرار می ده. آیات ابتداییش رو که عرض کردیم این بود که خدا بواسطۀ حکمران بودنش قدرت حکمرانی داره و حکمرانیش رو تحت عنوان دین ابراز می کنه. اون چیزی که در مرحله دوم، این هدایت رو بحثش رو تکمیل می کنه، در آیات ۵ تا ۸ می بینید. محتوای این آیات این است که، و پیامش این است که شما تصور نفرمایید که اگر دین آمد این خودش کفایت می کنه برای اینکه اون ثمرات دین بیاد؛ هیچ موقع این طور نیست، که وقتی دین میاید، ثمرات دین هم میاید. دینو باید بهش عمل کرد.این جاست که رو میکنه به یهودیها (و من باب اینکه به در میگیم که دیوار بشنوه ) و شروع میکنه به یهودیها میگه که: “مثل الذین حمّلو التورات ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل أسفارا ”  مثل کسانی که تورات بهشون تحمیل شد ولی حمل نکردند، تلاش نکردند، این تحمیل شد،بار شد بهشون  که رو قلبشان حمل کنند و نکردند “کمثل الحمار یحمل اسفارا” مثل الاغ های بارکش می مونه -که “سفر” به معنای این کتابهایی که پرده از رازها برمی داره، کتاب های گران قیمت- این ها را بار کردند و این ها مثل الاغ بارکش شدند؛ یعنی چیزی به نفعشون نشد. اگه کسی در خدمت این معارف باشه و اون موقع کار دیگری بکنه، این نه تنها این معارف بدردش نمی خوره، بلکه زحمت است. این معارف برای کسی که نمی خواهد عمل بکنه(نه کسی که می خواد عمل کنه ولی نمی کنه) “کمثل الحمار یحمل اسفارا” مثل الاغ بارکشه که یه سری کتاب های قیمتی گرفته رو گرفته ، داره حمل میکنه فقط. این نتیجش اتفاقا بدتره.

بئس مثل القوم الذین کذّبوا بآیات الله والله علیم بالظالمین” بد مثلیه مثل قومی که تکذیب کردن آیات الهی رو. این تکذیب عملیه یعنی با عملشون تکذیب کردن ، یعنی گفتن دروغه. چونکه ما کفر عملی داریم، کفر اعتقادی داریم، تکذیب اعتقادی داریم، تکذیب عملی داریم. اگه یه نفر گفت این میوه خیلی شیرینه، گفتیم خودت بخور، گفت نمی خورم؛ این غذا خیلی خوبه، گفتم بخور، گفت من نمی خورم، این معلومه داره تکذیب میکنه خودش. اینکه کذّبوا بآیات الله، یا داره که، تو آیات مربوط به حج داره که حج برای کسیست که من استطاع إلیه سبیلا، کسیکه مستطیع میشه حج براش واجب میشه، بعدش دارد که کسیکه کافره، اون موقع خدا غنیه. این کافره ، به معنای کسیکه حج نمیره است.این کفر عملیه یعنی به لحاظ عملی کافره. اینام تکذیب های عملیه یعنی به جهت عملی تکذیب میکنه. داره یه سری معارف رو میگه ولی عمل نمیکنه. این معارفی که میگه و عمل نمیکنه، داره تکذیب میکنه خودش. میگه بد مثلیه مثل کسایی که کذّبوا بآیات الله والله لا یهدی القوم الظّالمین.

این سعی هم که حالا باید در فقره بعدی این بحث که می بینید تلاشی باید باشه، توی اشل خود آخرت. یعنی تلاشی باید باشه در

ادامه مطلب…


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

تفسیر موضوعی شیطان، جلسه ششم

جلسه سخنرانی تفسیر قرآن کریم با موضوع شیطان

(سه شنبه ها بعد از نماز ظهر و عصر)

تاریخ برگزاری: ۱۷ / ۹ / ۸۸

محل برگزاری: مسجد دانشگاه صنعتی شریف

لینک: فایل صوتی جلسه ششم – کیفیت ١۶ کیلو – حجم ۵٫۱۶ مگابایت

بحث شیطان را که خدمتتان عرض کردم از اول خدمتتون گفتم که هدف ما از این بحث یک بحث صرفا معنوی نیست که تصور بفرمایید میخوام بحث شیطان را با ابعاد معنوی قضیه بگویم.در جلسه گذشته هم یک سری اعتراضاتی کرده بودند نسبت به این قضیه و این اعتراضات سر جای خودش ادامه دارد که تشیع معنوی را ارائه دادن یکی از مشکلات ارائه تشیع است. یعنی تشیع را به صورت معنوی ارائه میدهند ،همه بحث ها را هم در قالب معنوی میکنند و در حال سلوک و سلوک های فردی اجتماعی. بحث شیطان ، بحث های تصویر شیطان است بحث ارتباط آنها با نفس است که انشالله به همه آنها در جای خود میپردازیم. هدف از اینکه ما عنوانی را به عنوان شیطان شروع کردیم صرفا یک کیف الله بازی نبود که بدانیم یک شیطان است ،چقدر بد است این شیطان و از این چیزها!

ما عملا از این بحث چون وظیفه ما در این دوره یا دوره ها بصیرت زایی است عملا بحث دیگری مد نظر ما است. شما صفحه ۵۴۴ قرآن را اگر بیارید بحث را در قالب قرآنی ارائه می دهم. صفحه ۵۴۴ سوره مبارکه مجادله ،شما یک عنوانی می بینید در آیه ۱۹ این سوره که حالا من معرفی می کنم و آیه را هم برایتان تلاوت می کنم، به نام (حزب شیطان) یعنی شیطان به عنوان یک حزب یعنی حزب شیطان. در مقابلش در آیه پایانی این سوره و در یک آیه دیگری از سوره مبارکه مائده که آن را هم با هم می بینیم یک عنوانی دارد به نام (حزب الله). من بی پایه وارد این بحث های سیاسی هم نمی خوام بشم، که فکر کنید بحث حزب الله است ! و از این چیزها . اگر وارد این ما بحث بشید بدون پایه های اعتقادی کلا معلوم نیست از کجا سر در میاورید نهایتا. اگر می خواهید چیزی را اثبات کنید با دلیل و منطق و مدرک اثباتش کنید ،اگر هم چیزی را می خواهید رد کنید همینطور. حتی می خواهید دشمنی کنید بدانید با چی دارد دشمنی می کنید .حداقل آن چیزی را که می خواهید با آن دشمنی کنید را بشناسید . به هر جهت تصور نفرمائید می خوام وارد این بحث های سیاسی شوم. اگر هم بخواهیم با زاویه کاملا قرآنی وارد می شویم. ببینید ما این صحبت را با هم دیگر گفتیم که ما در نظام تک قطبی الهی داریم فکر می کنیم ،نظام توحیدی . یعنی شیطان، خدا نداریم. ما نظام دو قطبی شیطان، خدا نداریم ، و این نظام وجود ندارد. نظام تک قطبی است شیطان زیر پر خدا است ولی چه شد که شما عنوان شیطان را در مقابل عنوان خدا می بینید؟ (حزب شیطان) (حزب خدا) .این آیه صحبت از مقامات و چینش نظام هستی دارد می کند . در چینش نظام هستی خدا داریم و شیطان و ملائکه و همه موجوداتی که زیر پر خدا قرار می گیرند.

لذا راجع به خلقت خدا ،چینش نظام هستی الان بحث نمی شود لابد. اگر راجع به چنین چیزی بخواهد بحث شود، ما شیطان را در مقابل خدا نداریم . ما شیطان را نهایتا در مقابل ملائکه داریم. خدا هم اصلا مقابل ندارد. اینجایی که سخن از حزب می شود و شما بحث از حزب را می بینید و اگر انگشت مبارکتون را در همین جا نگاه دارد و بیایید در سوره مبارکه مائده آیه ۵۶، صفحه ۱۱۷ برمی خورید به همان آیات کاملا point  شیعی ، یعنی تابلوترین آیات مربوط به بحث  شیعه که

ادامه مطلب…


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed