عنوان : متن کامل برنامه ثریا با حضور استاد قاسمیان
 

باسمه تعالی

روز چهارشنبه 6 آبان 1394 برنامه تلویزیونی ثریا با حضور حجت الاسلام و المسلمین قاسمیان و با موضوع "الزامات استکبارستیزی" برگزار شد. با توجه به سخنان مهم استاد قاسمیان در این برنامه و در آستانه روز 13 آبان، پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین قاسمیان اقدام به انتشار متن کامل این گفت و گو می نماید. 

هم چنین ضمن عرض تشکر از استقبال مخاطبان گرامی و پیام های ارسال شده در بخش تماس با ما،‌ فیلم کامل این برنامه در سایت بارگذاری شده و از طریق بخش آرشیو تصویری سایت و لینک زیر قابل دسترسی می باشد.

http://qasemian.ir/TVSeason.aspx

هم چنین گزیده مطالب این برنامه نیز از طریق کانال تلگرام (لینک زیر) و صفحه اینستاگرام (qasemian_ir) ارائه خواهد شد. جهت عضویت در کانال کلیک کنید:

https://telegram.me/qasemian_ir



مجری: (ضمن معرفی استاد قاسمیان و سوابق تحصیلی ایشان و سوابق حضور در هیئات دانشجویی و صراحت گفتار در زمینه آرمان های انقلاب) در مورد استکبارستیزی انقلاب ما خیلی صریح صحبت کرده و امام گفتند که می خواهیم نظام هایی که بر اساس سرمایه داری و استکبار شکل گرفته را نابود کنیم و تعارف نداریم و به فرض محال اگر با ما هم کاری نداشتند، ما قصد مبارزه داریم. از طرفی در فضای سیاسی و رسانه ای کشور می شنویم که باید با قدرت های جهانی تعامل کنیم و چرا باید شاخ و شانه بکشیم. نگاه دینی چیست و نوع نگاه جامعه اسلامی به استکبار و ظلم باید چگونه باشد و الزامات آن چیست؟

استاد قاسمیان: من صریح صحبت می کنم به این معنا نیست که نمی خواهیم مبانی را بگوییم. اخیراً شعار استکبار ستیزی خودش مورد مناقشه قرار می گیرد و حتی تئوری سازی می شود که کسی دیگر در 13 آبان هم مرگ بر امریکا نگوید. الان ایام عاشوراست و باید به عقب برگردیم. ببینیم ما باورهایی داشتیم و بر اساس آن باورها حرکت کردیم. انقلاب پیامبر هم باورهایی داشته و بر اساس آن باورها حرکت کرده. چه می شود که به راحتی و بعد از پنجاه سال و زودتر به نتایجی می رسند و سر زاده پیامبر را بالای نی میکنند؟
چیزی به اسم سازش با دشمن در قرآن نداریم.
در منطق دین چیزی به نام صلح و سازش با دشمن نداریم و شایعه ای بیش نیست! به عنوان شاهد بعضی آیات را می گوییم و برخی حوادث تاریخی مثل صلح حدیبیه و صلح امام حسن را ولو به مختصر عرض می کنیم. 
قرآن تصریح دارد که: إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفًا فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَارَ  (انفال - 15) اگر به صورت گروهی با کافران روبرو شدید و برخورد کردید، پشت به آنها نکنید و با آنها مبارزه کنید؛ الا در دو حالت که محتوای آن نیز جنگ و رزم است. یک حالت این که دارید جبهه و رزم را تغییر می دهید و به جبهه دیگری برای ضربه به دشمن می روید؛ یا این که با لشکر جدیدی وارد می شوید که ضربه بزنید. به تعبیر قرآن إِلاَّ مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَى فِئَةٍ (انفال - 16) در هیچ فرض دیگری صلح و سازش و اینکه موسی و فرعون برای حل مشکلات پای میز مذاکره بنشینند و مشکلاتشان را کلاً با هم حل کنند در منطق دین نداریم. متأسفانه امروزه چیزی که بدتر از حوادث اخیر در حال اتفاق افتادن است، تئوری سازی این است که می خواهیم دیوارهای بی اعتمادی با امریکا را کلا برداریم. این تفکر مشکلش یک نوع خوش بینی به دشمن است.
جریان حدیبیه چه بود؟
باز به عنوان بحث پایه ای، صلح حدیبیه را مرور کنیم که این روزها خیلی به آن اشاره می شود که پیامبر هم اهل صلح بود و مثال آن هم صلح حدیبیه. صلح حدیبیه اولاً بعد از جنگ احزاب انجام می شود. مسلمین حکومت را تشکیل داده اند ولی هنوز پیش مکه و ریاست حجاز رسمی نشده اند. اگر بخواهیم تشبیه کنیم، باید مثال حزب الله لبنان را بزنیم نسبت به فضای رژیم صهیونیستی. در واقع در جنگ احزاب پنج به علاوه یک آن موقع به جنگ آمد! یعنی دیدند برای ریشه کن کردن اسلام باید احزاب و همه گروهها وارد شوند. اتفاق های جالبی به جهت معرفتی افتاد. تحلیل وحیانی قرآن از این جنگ جالب است و آن این است که جنگ شد و عده ای از مسلمانان جانشان به لب رسید ـ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ ـ (احزاب - 10) بعد دارد که کم کم شروع کردند به گمان های بد کردن به خدا. تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا (احزاب - 10) که بله! بالاخره فریب خوردیم. اینجا قرآن به عده ای اشاره می کند که دچار ضعف ایمان شدند. اتفاقاً نمی گوید آدم های بدی هستند. بحث فی قلوبهم مرض در قرآن باید بررسی شود و شواهد دارد که در تاریخ، چه زهیر چه ابوموسی اشعری چه اشعث بن قیس چه عمر سعد، آدمهایی بودند با ضعف ایمان هایی که زمانی شکل گرفته بود. این جور افراد رفته رفته گفتند مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً . شروع کردند به پاشیدن بذر تردید در قلوب. این ها کسانی بودند که اتفاقا از ارکان بودند. این هایی که مردم عادی هستند، خیلی مواقع حرف های تعیین کننده و جریان ساز ندارند. آنهایی که شاخص هستند جریان سازی می کنند. گفتند پیغمبر ما را فریب داده.
سنت الهی در لحظات آخر اتفاق می افتد
این ولوله که افتاد، از آن طرف عده ای هم که کنار پیامبر بودند گفتند این وعده الهی است و اتفاقاً این نقاطی که کار به بیخ کشیده می شود ماجرا به نفع جامعه اسلامی تمام می شود و در احزاب این اتفاق افتاد و در مقاومت جانانه ای که کردند، طبق سنت الهی قضیه به بیخ رسید و به نفع مسلمین شد. اتفاقاً در قضیه احزاب، موضوع خندق موضوع مهمی نیست و قرآن اسم این قضیه را هم نمی آورد! روایت قرآن این است که کار به بیخ رسید و عده ای از مومنین گفتند هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ (احزاب - 22) این وعده خداست و تمام! این ها مقاومت کردند و پای قضیه ایستادند و ماجرای احزاب بدون درگیری تمام شد.
این که می گوییم سنت الهی است، این در ادامه احد هم اتفاق افتاده. بعد از احد شایعه ای شد که پنج به علاوه یک  آن موقع مجدد حمله کرده اند. عده ای خیلی وحشت کردند گفتند ما در احد که اینطور شکست خوردیم الان وضع خراب تر هم هست. قرآن می گوید یک عده این وسط گفتند الَّذينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ (آل عمران - 173) نظام های جهان جمع شدند و بترسید دیگه! این وسط عده ای مومن معتقد پیدا شد که در همان آیه دارد که فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ. اتفاقاً در آن ماجرا هم قرآن می گوید ماجرا بدون هیچ ضرری تمام شد، ولی یک نکته دارد که می گوید. إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيطانُ يُخَوِّفُ أَولِياءَهُ فَلا تَخافوهُم وَخافونِ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ (آل عمران - 175) شیطان رفقای خودش را می ترساند. در این درگیری ها می بینید با توجیهات کاملاً منطقی ولی بر اثر عدم باور وعده های خدا، یارانش را می ترساند. به حسب ظاهر می بینید توجیه مادی درست هست و عده ی یاران این طور هست و اگر در بدر هم آنطور شد شانس آوردید! گاهی تحلیل به شانس می کنیم در حالی که خدا می گوید وعده الهی است. اگر در بدر هم این طور شد و در جنگ تحمیلی خودمان هم اینطور شد وعده الهی بوده. این صحنه را آقا تعریف کردند که نوشته آن را دارند. عده ای نزد کارشناسان زبده هوایی رفتند و نوشته گرفتند که استعداد هوایی ما بیست سی روز بیشتر نبوده. این نوشته را نزد حضرت امام می برند و برخورد امام باید چطور باشد؟ امام می گویند بروید بجنگید! باید ببینیم امام روی چه چیزی حساب کرده که این طور حرفی را زده!؟ (مجری: جالب اینکه هنوز همان هواپیماها کار می کنند.) آن تلاشی که آن روز عده ای انجام دادند (که از آن جمله به شهید ستاری اشاره میکنند) و وعده های خدا محقق شد، هنوز سی و چند سال کار می کند.
حدیبیه، صلح مقتدرانه و مذاکره ای مبارزه گونه بود.
بعد از آن ماجرای احزاب اتفاق حدیبیه می افتد. پیغبر به همراه مسلمانان بدون آرایش نظامی به تعبیر قرآن "ببطن مکه" می روند، در دل دشمن در مکه. ببینید چه حرکت پیشروانه ای هست. مثل این می ماند که سید حسن نصرالله و نیروهای حزب الله به سرزمین های اشغالی بروند و بگویند برای زیارت مسجدالاقصی آمدیم! این چنین حرکتی. چیزی هم همراه نداشتند و گوسفند برای قربانی همراه برده بودند، با چنین هیبتی به مکه رفته بودند. پیامبر نماینده خودشان را ـ که از فامیل های ابوسفیان هم بود ـ می فرستند و در مکه نماینده پیامبر را دستگیر می کنند. شایعه می شود که نماینده کشته شده است. پیغمبر خدا زیر درختی با مومنین بیعت می کنند که اسم آن بیعت می شود بیعت تحت الشجره. که قرآن می گوید لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَه (فتح – 18) زیر درختی بیعت می کنند که می رویم و دمار از روزگار آن ها در می آوریم. به قدری این اقدام پیغمبر در دل دشمن وحشت انداخت که نماینده پیامبر را آزاد کردند. باز پیغمبر این بحث را مطرح کردند که اگر بخواهند با ما بجنگند می رویم و می جنگیم و قرآن می گوید چنانچه با شما بجنگند حتماً شما پیروز خواهید شد. ماجرا به صلح تبدیل می شود منتها جریان صلح این بوده که در دل دشمن رفته اند و در حرکتی تهاجمی، با تحقیر طرف مقابل، مذاکره ای از جنس مبارزه کردند. مذاکره اش مبارزه است. تحلیلی که قرآن از این صلح ارائه می دهد چیزی هست که اتفاقاً در کتاب های تاریخی هم نیست. قرآن می گوید ماجرا را به صلح تبدیل کردیم چون  عده ای از مؤمنین در مکه بودند که اگر شما با این ها می جنگیدید اشتباها این چند نفر مؤمن را هم می کشتید. من رعایت این چهار مؤمن را کردم و گفتم با این ها نجنگید و روی این هم قرآن تاکید می کند. لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً (فتح – 25) اگر جدا بودند فرمان جنگ می دادم تا دمار از روزگارشان در بیاورید. آن وقت این که به صلحنامه تبدیل می شود باید عواقبش را ببینیم. با این صلح حدیبیه همه می فهمند کار نظام ابوسفیانی تمام شده است و بعد از آن جمعیت مسلمانان به چند برابر می رسد. عوارض حرکت را باید دقت کرد. پیغمبر صلحی نوشتند که هیچ چیز در آن ندادند. فقط چیزهایی را قبول کردند که اگر مثلاً کسی مسلمان شد و به مدینه آمد او را به مکه برگردانند. اتفاقاً در یک نظام شکست خورده، با بازگشت یک مسلمان، این فرد خود مبلغ اسلام می شود. برای همین جمعیت مسلمانان یکباره متفاوت شد و آن مقدمات فتح مکه شد که قرآن اسم صلح حدیبیه را فتح مبین می گذارد. ولی این مدل چیزهایی که امروز می بینیم هیچ گونه ارتباطی به صلح حدیبیه ندارد.
مشکل دشمن با دکترین انقلاب اسلامی است.
مجری: اعتقاد با باورهای الهی در این میان خودش را نشان می دهد.
استاد قاسمیان: اسلام هست و همین باورهایش! آقا هم این را تاکید می کنند که دشمن با ما مشکل هسته ای ندارد، مشکل ساختاری دارد. اسلام و انقلاب اسلامی دکترینی ارائه کرده که برای طرف مقابل غیرقابل فهم و غیرقابل پیش بینی است. اصلاً این طرف تر بگوییم؛ دکترین اسلامی برخی مواقع برای خود ما غیرقابل پیش بینی است! یعنی فضا را برای ما غیرقابل پیش بینی می کند. می دانیم وعده های الهی هست ولی اینکه چطور می آید، رزق من حیث لایحتسب است. بیایید تصمیم بگیریم یا این وعده های الهی را باور کنیم یا نکنیم.
گزارش های قرآن از جنگ بدر جالب است. قرآن می گوید ما چشم بندی کردیم! که شما آن ها را کم ببینید و بگویید می زنیم لت و پار می کنیم و آن ها هم شما را کم ببینند و ضعیف به وسط میدان بیایند. در احد جور دیگر، قرآن می گوید سپاه رعب آمد. با لشکر یهودیان جور دیگر. در جنگ احزاب می گوید جنوداً لم تَرَوها، لشکرهای ندیدنی آمدند. رزق من حیث لا یحتسب که امام روی آن حساب کرده و از اول روی آن حساب کرده اند، تولید دکترین جدیدی هست که منطق آن برای دشمن غیرقابل فهم است. مشکل دشمن با ما مشکل ساختاری هست. من قبلا هم گفته بودم که اگر مرد هستیم باید آینده را پیش بینی کنیم.
قرآن می گوید که استکبار عمل به وعده هایش نمی کند
مجری: مشابه داستان تقدم ابوموسی اشعری، در بحث های ما با امریکا دیده می شود که هیچ وقت نظام استکبار به وعده هایش عمل نکرده. در قرارداد الجزایر، بعد از لانه جاسوسی، در اولین بند هست که فردای قرارداد ما باید گروگان ها را آزاد کنیم و در مقابل امریکا باید پولهای بلوکه شده ما را آزاد کند و تحریم ها را بردارد و امریکا به هیچ کدام از وعده ها عمل نمی کند. در سعدآباد و همکاری افغانستان هم همین طور. در حوزه تاریخی، آیا داریم در صدر اسلام که نظام سلطه و کفار به قراردادهایش عمل کرده باشد؟
استاد قاسمیان: این که به قراردادهایشان عمل نمی کنند یک بحث اعتقادی دارد که قرآن هم همین را می گوید که: لاَ يَرْقُبُواْ فِيكُمْ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً (توبه – 8) هیچ قراردادی شان را پایبند نمی مانند. با شما پایبند نمی مانند؛ ممکن است با نظام های دیگری پیابند بمانند ولی با شما پایبند نمی مانند. حالا قابل توجه است که چطور می شود وقتی شما قصد فروش خانه را دارید، فردی به شما بگوید شما باید خانه تان را به نام من بزنید، پول هم به شما نمی دهم و حالا شاید بعدا پولت را بدهم!؛ آیا فرد عاقلی حاضر است چنین قراردادی را ببندد، آن هم با یک فرد قالتاق و زیر میز بزن؟ به هر جهت این اتفاق افتاده و رهبر هم سعی کردند این را مقداری ترمیم کنند در بندهای نه گانه. اولاً دشمن پس هیچ وقت این کار را نکرده. حتی در حدیبیه هم این کار را نکرد و بعد از یک سال و نیم زیر قرار زد. منتهای مراتب آن جا آن قدر قرار عزتمدارانه بود و چیزی نداده بودند که فتح المبین بود و زیر میز زدن را تبدیل به هیچ کرد.
در جریان صلح امام مجتبی (ع)، آن واقعاً حرکتی بود که مردم به خفتی تن داده بودند و آن جا هم که زیر قرارداد زده بودند. در قرارداد بود که معاویه پس از خودش کسی را انتخاب نکند و کرد و صلح و بعد از آن منجر به جریان بعدی حضرت سید الشهدا (ع) شد. واقعاً بد هست برای اندیشمندان و اندیمشندنمایانی هست که بگویند مگر امام حسن (ع) صلح نکرد؟ صلح امام حسن (ع) واقعاً طوری بود که امام مجتبی (ع) تحت فشار بودند. به عبارتی حضرت گفته بودند برویم با معاویه بجنگیم و مردم گفته بودند ما زندگی با ذلت را ترجیح می دهیم! و آن جامعه و خواص ملعون تاریخ شدند. ما باید بگوییم مگر امام حسن (ع) صلح نکرد، لابد بعد از آن هم بیاییم و سر زاده زهرا (س) را بالای نی کنیم. در ماجرای حکمیت هم همین طور است.
حرکت بعدی استکبار را بشناسیم
نکته دیگر این که ما فرض کنیم که ما در قضیه هسته ای سه بر دو بردیم. نکته این است که حرکت بعدی امریکا ببینیم چه هست؟ از دو حالت خارج نیست که بین بد و بدتر است و یک حالت خوب دیگری هم هست که رهبری به آن اشاره کردند. حالت بد این است که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. یعنی به اندازه کافی برای خود چیزهای دیگر گذاشتند که تحریم ها را برندارند. نکته بدتری که می تواند اتفاق بیفتد و اعتقاد قرآنی با عنوان خطوات الشیطان است، این است که دو سه قسط را بدهد و مسئولین را ـ و در پس آن مردم را ـ به این نتیجه برساند که دیدید مذاکره با ما جواب داد؟ و موضوع بعدی را جلو بیاورد؛ حقوق بشر، موشک های بالستیک، فلسطین و ... و آن موقع به تعبیر قرآن لَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (بقره - 120) یعنی تا ته قضیه با شما خواهند آمد. یعنی تا زمانی که شما دست از تمام این دکترین برداری با شما پیش می آیند و تحت فشار قرار می دهند. مثال آن فردی می شود که به او گفتند بگو الف! گفت نمی گویم و هرچه اصرار می کردند و کتکش زدند گفت نمی گویم. گفتند چرا نمی گویی؟آخر گفت اگر بگویم الف، بعد می گویند ب را هم بگو و تا ی و بعد مدرسه و ...! لذا این اتفاق اعتقادی را باید حواسمان باشد.
اتفاق خوبی که میتواند بیفتد هم این است که این پدیده به عنوان پدیده ای عبرت آموز جلوی مردم قرار بگیرد که این پاراگراف را از کجا شروع کردیم و این برای ما عبرت آموز باشد که دیدید نشد و هیچ اتفاقی نیفتاد؟ و این بخش را با این کلام امیرالمومنین (ع) تمام می کنم که حضرت می گویند الحَذَر کل الحَذَر مِن عَدوِّک بعد صلحه، فإنّ العَدو رُبَما قارب لیَتَغَفَّل؛ چه بسیار که دشمن نزدیک می شود که غافلگیر کند!



رفاه طلبی، راحت طلبی و سازشکاری انسان را به سازشکاری می کشاند
مجری: ویژگی های یک جامعه انقلابی در سطح مسئولین و خواص و مردم چه باید باشد و از کجاها می تواند آن جامعه تغییر کند؟ 
استاد قاسمیان: من یک جمله از آقا بخوانم. حضرت آقا در ابتدای دوره رهبری شان ـ تقریبا اولین مکتوبه ای که دارند ـ مکتوبه ای به مناسبت چهلم حضرت امام (ره) است. من ارتباط بحث (فراموشی) روحیه و آرمان های انقلابی را با این اشرافیتی که متأسفانه اول در بخش قابل توجهی از مسئولین ما افتاده می دانم. ـ ما قصد نهی از منکر داریم که نهی از منکر صرفاً گیر دادن به موی چند خانم نیست و آقا هم در بحث هایشان گفتند این راـ آن جا معلوم است آقا قصد دارند میخ های خود را در ابتدای رهبری بکوبند: روحیه و آرمان انقلابی، بدین معنی است که میل به زندگی راحت و مرفه، جامعه و مسؤولان را به سازشکاری و تسلیم در برابر زورگویی قدرتهای جهانی و غفلت از توطئه‌ی استکبار و بی‌اعتنایی به پیام جهانی انقلاب نکشاند. سه عنصر را حضرت آقا می گویند. رفاه طلبی، راحت طلبی و اشرافی زندگی کردن انسان را هم به سازشکاری می کشاند، هم به غفلت از توطئه ها می کشاند و هم این که باعث می شود حواس ما به جایگاه انقلابمان در جهان نباشد و راحت از دست بدهیم!
رفاه طلبی، نقطه مشترک انحرافات در صدر اسلام است.
به لحاظ تاریخ اسلامی، اتفاقی که افتاده جالب است. در دوره های پس از پیامبر(ص) تا دوره امیرالمومنین(ع) به دلیل اینکه فتوحات زیاد بود و ثروت های فراوانی وارد می شد و منطق درست برخورد با این ثروت ها در مسئولین آن دوره نبود، بریز و بپاش هایی شده بود برای افرادی امثال زبیر. باور کنیم که ابوموسی اشعری مرد خوبی بوده، صوت قرآن خوبی داشته به نماز بسیار مقید بوده، آدم حسابی کوفه بوده! عمر سعد قاری قرآن بوده؛ فردی بوده که اهل حدیث کوفه موقعی بحث می کردند که اگر عمر سعد از پیامبر(ص) نقلی کند با یک واسطه (پدرش)، آیا نیاز به واسطه دیگری هم دارد یا خیر! اینقدر آدم معتبری بوده است. زبیر لقب سیف الاسلامش را از پیغمبر خدا (ص) گرفته بوده. منتهای مراتب یک نقطه مشترک در همه این ها بود، که من نمی خواهم بگویم این تنها عامل است، ولی قطعاً یکی از عوامل جدی است. آن نقطه این است که شروع کردند به بخور بخور اقتصادی و افراد دنبال معادلات اقتصادی جدی و اشرافی زندگی کردن رفتند و ایجاد طبقات اجتماعی فرودست و بالادست نمودند. وقتی که امیرالمومنین(ع) سر کار آمدند و به خلافت رسیدند و گفتند می خواهم عدل را اجرا کنم، همین زبیر پیغام داد که سخنرانی خوبی بود و استفاده کردیم، ولی شما کلاً به قبل نپرداز لطفاً! همان شد که زبیر را مقابل امیرالمومنین(ع) قرار داد. در تاریخ هست که پس از چهارصد سال کاخ های زبیر را می رفتند و می دیدند، آنقدر عظمت داشته و این طرف و آن طرف برای خودشان کاخ می ساختند.
مردم ما راضی به رفاع طلبی و اشرافیت مسئولین خود هستند؟
من می خواهم بگویم انقلاب سطح زندگی مردم را از نظر رفاهی واقعاً عوض کرده. من اهل اردوی جهادی هستم و پیرغلام آن محسوب می شوم. واقعاً در مناطق روستایی کار شده، راه ساخته شده، آب و برق و ... ولی تبعیض ملت را اذیت می کند و جالب است که این تبعیض در حال تئوریزه شدن هم هست.
من یک موقعی گفته بودم که در نقشه ای که دوستان ما تهیه کرده بودند، منزل بسیاری از مسئولین از گذشته تا امروز روی آن نقشه علامتگذاری شده بود. صداسیما جسارت کند و آن نقشه را یک بار نمایش دهد! بعد از مردم رأی بگیرد که آیا راضی هستند که مسئولین در بهترین مناطق از سعادت آباد و نیاوران و فرمانیه زندگی کنند و مردم دست در پنجه تحریم باشند؟ این ها هست که مقاومت شکن هست؛ اولاً برای خود مسئول. چرا دم از امیرالمومنین(ع) می زنیم؟ چون حضرت می گویند در جامعه اسلامی مسئولین باید خود را با ضعیف ترین مردم متر کنند نه با بالاترین طبقات. این رفاه طلبی مسئول را خرد میکند، حس مبارزه را از او میگیرد و بعد حس مردم را هم پایین می کشد. عبارت دیگری هم از حضرت آقا بخوانم: من و شما همان طلبه یا معلم پیش از انقلابیم. یکی از شماها معلم بود، یکی دانشجو بود، یکی طلبه بود، یکی منبری بود، همه‌مان این‌طور بودیم؛ اما حالا مثل عروسی اشراف عروسی بگیریم، مثل خانه‌ی اشراف خانه درست کنیم، مثل حرکت اشراف در خیابانها حرکت کنیم! اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آنها فقط ریششان تراشیده بود، ولی ما ریشمان را گذاشته‌ایم، همین کافی است!؟ نه، ما هم مترفین میشویم. (دیدار کارگزاران نظام، 23/05/1370) بعد ایشان در همین بحث به یک آیه استدلال میکنند. قرآن نصاب هلاکت امت را به دست مترفین داده. وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْیةً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُواْ فِیهَا فَحَقَّ عَلَیهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تدْمِیرًا (اسراء - 16) مترفین همان مرفهین بی درد نازپرورده خوشگذران هستند که خیلی وقت ها به حسب ظاهر هم از راه حلال کسب کرده اند. ما می گوییم به حسب ظاهر، و الّا امام حسین (ع) وقتی نمی گذارند در عاشورا خطبه بخوانند می فرمایند دلهایتان از حرام پر شده. این ها که از دیوار مردم بالا نمی رفتند! بعضاً ساختارها جوری شده بوده که مردم حرامخوار شده بودند. ما باید قبول کنیم که در حال جنگ با دشمن هستیم. اگر قبول نداریم که همین حالت بخور بخور که داریم می توانیم ادامه دهیم.
رفاه طلبی در افول سه انقلاب بزرگ هم نقش داشته است.
مجری: در پیام قطعنامه امام از صلح نمی گویند و می گویند جنگ ما تازه شروع شده است، جنگ مرفهین بی درد و پابرهنه ها آغاز شده است و در همان پیام امام پاشنه آشیل را مطرح میکنند و می گویند و مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست. دقیقا همان نکته ای که می فرمایید. 
استاد قاسمیان: شما کوهنوردی را فرض کنید که به جایی برسد در میان راه و بعد شروع کند به بخور بخور. خب این بقیه مسیر قله را نمی تواند طی کند! آقا مسئله ای را به دانشجویان می گویند که در کتاب دغدغه های فرهنگی آمده است. می گویند بروید و سرنوشت این سه انقلاب بزرگ را ببینید: انقلاب الجزایر، انقلاب روسیه و انقلاب فرانسه. می گویند بروید ببینید که آرمان های این انقلابها به سرعت به دست صاحبان این انقلاب ها عوض شد و این ها هم خیلی مرتبط با همین جریان اشرافیت  بود. جالب است در خود اسلام هم بعد از شروع فتوحات و به اوج رسیدن آن به همین دلیل فرود آمد و شکست خورد. یکی از دلایل عمده اش همین است. در جریان اعتقادی هم اگر بخواهیم بگوییم، در جریان طالوت و جالوت هم همین معنا هست که می گویند به اندازه کف دست آب بخورید. تا این ها شروع به قورت قورت آب خوردن کردند گفتند ما دیگر حوصله جنگیدن نداریم. ما باید به صورت جدی مواظب این جریانات باشیم. ما واقعاً از مسئولینمان خواهش می کنیم (و من یکی از مسئولین را می شناسم که قبول کرده) که بیایند و در مناطق پایین شهر زندگی کنند.
مجری: باید چه کنیم؟
استاد قاسمیان: من چیزی را تعجب می کنم که واقعاً چرا تصویب شد که درآمد مسئولین مورد بازبینی قرار نگیرد. خوب است دلایل آن برای مردم توضیح داده شود. ما همه تعجب کردیم.
مجری: این موضوع چقدر می تواند راه نفوذ باشد؟ این رفاه طلبی و اشرافیت در سطح مسئولین و فرزندان آن ها که بعضاً دیده می شود...
استاد قاسمیان:  الان زبیر زبیر که می گویید، امیرالمومنین(ع) در موردش می گویند با بچه اش شکست خورد. یعنی حضرت می گویند زبیر با ما اهل بیت بود تا وقتی که بچه شومش به دنیا آمد. تئوری دشمن برای نفوذ، خیلی وقت ها نفوذ در خانواده افراد است که می رود و فلان قرارداد را با فرزند طرف می بندد. چرا قرآن از اولاد و اموال به عنوان فتنه نام برده؟ چون این ها می تواند آزمایش های بزرگی پیش بیاورد. این علاقه ها و علقه های به فرزندان. این چیزی هست که مثل زبیری را از امیرالمومنین(ع) جدا کرد. این شفافیت ها باعث می شود بخشی از راه نفوذ دشمن در راه مسائل مالی بسته شود.
ولایت، نقطه ثبات استکبارستیزی در سال های پس از انقلاب بوده و هست.
مجری: می خواهیم قیاسی کنیم که بینندگان وضعیت طرف مقابل را هم بدانند و حس ناامیدی پدید نیاید. در همین فضا مسئولین ساده زیست داریم و هم موج استکبارستیزی در جوانان ما شکل گرفته که شاید قابل قیاس با فضای صدر اسلام نباشد.
انقلاب ما ویژگی و نکته ممتاز دارد و آن این که جریان ولایت هنوز همان چیزی که باید باشد هست. چرا آرمان های خیلی افراد تغییر کرده ولی هنوز ملت مرگ بر امریکا می گویند؟ این آرمان ها را ولیّ جامعه نگه می دارد. بنابراین واقعا رویش هایی که در حال رخ دادن هست، حتی من وقتی زمان دانشجویی خودمان را با امروز دانشگاه شریف مقایسه می کنم، والله شهادت می دهم این ها از دانشجویان زمان ما انقلابی تر هستند. یعنی رویش های جدیدی در حال ایجاد هست به دلیل همان آرمان هایی که از طرف ولی و همراهان او در حال پمپاژ در سطح جامعه است. این رمز ماندگاری انقلاب ماست اما باید حواسمان را جمع کنیم. همین الان کم کم دارند می گویند برای 13 آبان کسی این حرف ها را نزند. این استکبارستیزی به لحاظ آرمانی جزو آرمان های اصلی انقلاب است که نباید این شعارها از دهان مردم بیفتد. 
با دقت در انتخاب اصلح، ابوموسی اشعری ها را باید کنار گذاشت.
مجری: این باور درمسئولین چطور باید تقویت شود؟ حضرت امام(ره) در انتخابات مختلف مثلاً تاکید داشتند مردم نمایندگانی انتخاب کنند که از مستضعفین باشند و طعم فقر و استضعاف را چشیده باشند. این موضوع و این باور توکل به خدا را چطور باید بین نخبگان و مسئولین برگرداند تا بتوانیم این فضای استکبارستیزی را ادامه دهیم؟
استاد قاسمیان: من گمانم این است که اولاً نباید از حرف ها و باورهای خودمان کوتاه بیاییم. ـ طرف می گفت ما بچه بودیم فکر میکردیم رزق را خدا می دهد بزرگتر که شدیم با واقعیت ها آشنا شدیم که رزق را خدا نمی دهد! ـ گاهی اوقات باید این ها را پخش کنیم. بعد از آن از مسئولین هم باید مطالبه گری کنیم و آرمانخواه باشیم. موقعی دانشجویان خدمت حضرت آقا رفتند و پرسیدند ما آرمانخواه باشیم یا مصلحت اندیش؟ آقا فرمودند ما مصلحت اندیش باشیم شما هم مصلحت اندیش که دیگر هیچ! شما آرمانخواه باشید. بعضی اوقات ما هم مصلحت اندیش می شویم. ما محترمانه دست مسئولینمان را می بوسیم و از آن ها خواهش میکنیم به این عنصر توجه داشته باشند. جریان رسانه ای راه می اندازیم و کوتاه نمی آییم و در انتخابات هایمان هم دقت میکنیم. در انتخاب دقت نکردند و ابوموسی اشعری را به امیرالمومنین(ع) تحمیل کردند. ما جنگ پیروز را در جریان حکمیت به دلیل همین تحمیل باختیم. شخصیت ابوموسی اشعری جزو ساکتین فتنه جمل بود. یعنی فکر کرده بود (چون به ظاهر فرد خیلی روشنفکری بود) که در درگیری بین امثال زبیر و امیرالمومنین(ع) وجاهت خودش را نگه دارد و هیچ موضعی نگیرد. اتفاقاً خیلی هم مورد شماتت حضرت واقع شد. آن جا آبروی الکی کسب کرد و در جریان حکمیت فرد صحنه گردان داستان شد و مردم به عنوان فرد عاقل شناختند و به جای انتخاب فردی که در جمل به نفع حضرت موضع گرفته باشد، فردی را انتخاب کردند که در جمل ساکت بوده! این هاست که باید در مجموع انتخابات مدنظر قرار بگیرد.



اطلاع رسانی و عضویت
برای عضویت در سامانه پیامکی عدد 5 را به 02166455810 ارسال نمایید
بازتاب آرشیو محتوای نوشتاری آرشیو
درباره سبل السلام پرونده ها تفسیر قرآن کریم
درباره حجت الاسلام قاسمیان امت واحده منبرها و سخنرانی ها
پیوندها فرهنگ جهادی آرشیو صوتی
محصولات فرهنگی دروس حوزوی
برنامه جلسات آرشیو تصویری
کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت و محتوای آن متعلق به دفتر مطالعات اسلامی سبل السلام می باشد.
هرگونه استفاده تجاری از مطالب و آرشیو این سایت غیرمجاز بوده و هرگونه نسخه برداری جهت مقاصد غیراقتصادی، با ذکر منبع (qasemian.ir) بلامانع می باشد.