عنوان : گزارش جلسه تفسیر قرآن در سایت وارث - 16 مهر 1394
 

پایگاه اطلاع رسانی هیئات مذهبی (وارث)، در تاریخ 19 شهریور 1394 اقدام به ارائه گزارش مکتوب و تصویری از جلسه تفسیر قرآن حجت الاسلام قاسمیان در تاریخ 18 شهریور نموده است که متن و تصاویر جلسه در ادامه ارائه می گردد. 



گناه حضرت داود (ع) لطمه ای به عصمت نبی می زند یا نه؟
در جلسه گذشته گفتیم شیطان اخراج شده است و دوباره به بهشت آورده شده است. در آیات سوره اعراف آمده است که یک بار به واسطه اینکه سجده نکرده است، از بهشت اخراج می شود و باز دوباره در بهشت با آدم مشغول مذاکراتی است. این که دوباره در بهشت است این تامل را بر می انگیزد که به عنوان مسکن موقتی دوباره وارد بهشت شده است. خلاصه این بود که عرض شد شیطان و شیطان ها هم گاهی می توانند در بهشت هم باشند و بشود با آدم در بهشت مذاکره داشته باشد. هبوط بعدی شیطان آمدن به این دنیا است.آدم هبوطی که می کند در آیه 121 سوره طه آمده: هبوطی که برای آدم اتفاق می افتد این است که بنده برگزیده الهی می شود. عصیان آدم در زمین نبوده است و در جای دیگری بوده است.
تمثلاتی که برای نبی خدا به وجود می آید نشان می دهد در وجود او یک چیزهایی بوده است. منجر به یک امتحانی به این شیوه شده است. در روایات در ذیل آیه 22 سوره ص داستان را که ببینیم عجیب و غریب است که از دیوار پریدند. جای بسیاری از تمثلاتی که برای کسانی می افتد در محراب است. “إِذْ دَخَلُوا عَلَى دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَى بَعْضُنَا عَلَى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَى سَوَاءِ الصِّرَاطِ” هنگامي كه بي هيچ مقدمه بر او وارد شدند و او از مشاهده آنها وحشت كرد، گفتند نترس، دو نفر شاكي هستيم كه يكي از ما بر ديگري تعدي كرده، اكنون در ميان ما به حق داوري كن و ستم روا مدار، و ما را به راه راست هدايت فرما. شبیه همان حالاتی است که برای حضرت ابراهیم علیه السلام اتفاق می افتد.
 در روایات آمده است: “انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون. و من يتول الله و رسوله و الذين آمنوا فان حزب الله هم الغالبون “1 را به صورت تمثل از همه می گیرند. همه ائمه این کار را می کنند. یعنی ملکی به صورت یک گدا بر آنها وارد می شود و ائمه همین کار را باید انجام بدهند و شاخصه انبیاء است. “ إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ”2 اين برادر من است 99 ميش دارد، و من يكي بيش ندارم، اما او اصرار مي‏ كند كه اين يكي را هم به من واگذار! و از نظر سخن بر من غلبه كرده است.
عصمت انبیا تشریعی نبوده است
یک آزمایش که ایشان از پس آن خوب برنیامد منتها در جای دیگر. به صورت تمثلی این اتفاق برایش می افتد. به هر جهت جمع بندی اینکه بخواهیم عصمت انبیاء را نگاه داریم این است که تشریعی نبوده است. تازه از اینجا هبوط می کند و به این دنیا می آید. هر کسی از شما هدایت را گرفت بالا می رود. آن عالم، عالم برزخ است. این داستان حاوی پیام هایی است. شیطان هم در آن عالم بوده است و شروع به اغواء کردن او کرده است. قرآن تصریح می کند که این کار در دنیا نبوده است و بعد از این وارد دنیا شده اند. نکته ای که وجود دارد این است که همه این اتفاق ها اشاره ای نشده است که در زمین انجام شده است تازه بعد از این کارها به زمین می آید. قبل از این چیزی به نام تشریع نیست. حضرت آدم عصمتش در جای خودش هست. غیر این است که شیطان به این دنیا می آید. شیطان یک موقع با تکبر به این دنیا هبوط می کند. هبوطی که از سر تکبر است. شیطان در عالم ماده نمی تواند کار چندانی انجام بدهد. در وهم تنها می تواند کارهایی انجام دهد. در اینجا روی این قضیه پافشاری می کند که کاری که شیطان می کند این است که به انسان وعده می دهد. بعد به دلیل این که در بهشتی قرار گرفته ایم حرف های او را باور می کنیم.
سوره مبارکه اعراف آیه 20 صفحه 152 یکی بحث این است که شیطان آنها را لغزاند به این معنا نیست که واقعا می تواند بلغزاند ولی سوار می شود.
شیطان همیشه خودش را به عنوان یک چهره برتر نشان می دهد
می فرماید: “ فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمّا كانا فِيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْض عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الاَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِين”3 اینکه شیطان لغزاند یعنی وسوسه کرد. شیطان نهایت کارش این است که وسوسه می کند. برای طرف آرزوسازی می کند و خیال سازی می کند. یک نفر را با پول و یک نفر را با علم وسوسه می کند. شیطان برای هر کسی تخیلی ایجاد می کند و با این امر وسوسه می کند. شیطان در امور بین المللی حرف های دیپلماتیک می زند. شیطان همیشه خودش را به عنوان یک چهره برتر نشان می دهد. حرف شیطان را گوش کردن باعث خراب شدن برنامه های خودمان هم می شود.
آیات 171 سوره آل عمران می فرماید: “يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ” در اینجا یک سطح عظیمی از مومنین را می خواهد تعریف کند. در قرآن و روایات اینطور است که سطوح بزرگی از مومن را تعریف می کنند. بعضی ها یک آیه را می خوانند و می روند ویژگی های مثلا متقین را در کنارش می گذارند و نتیجه گیری اشتباه می کنند. داستان به گونه ای بیان شده است که هم ظرفیت جن را به خودش بگیرد و هم انس را به خود بگیرد. عنوان شیطان در اینجا مهم است برای آنکه این ظرفیت ها را بپذیرد.
بچه تا وقتی بچه است از کمد که پول برمی دارد فکر می کند مادرش پول می دهد ولی بزرگتر که شد می فهمد پدرش پول داده است. یک مقدار که بگذرد می فهمد پول را پدر هم نمی دهد بلکه خداوند می دهد. ما تا پدر می رویم ولی از این جا به بعد را مشکل داریم. چون ایمان به غیب می خواهد. “ أَلَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ”4 به تکامل برسد می فهمد خدا رازق است. حال قبول اینها ساده نیست. “الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ”5 یک سطح معرفتی است خودش. اینها کسانی بودند که بعضی از مردم، به آنان گفتند: “مردم برای حمله به شما اجتماع کرده‌اند؛ از آنها بترسید!” اما این سخن، بر ایمانشان افزود و گفتند: “خدا ما را کافی است؛ و او بهترین حامی ماست.”
یک عده آدم مجروح می رسند به آن اجتماع و کسانی که جواب رسول خدا صلی الله علیه و آله را دادند گفتند خدا برای ما کافی است. “ فَانقَلَبوا بِنِعمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضلٍ لَم يَمسَسهُم سوءٌ وَاتَّبَعوا رِضوانَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ ذو فَضلٍ عَظيمٍ”6 بدون اینکه کوچکترین سوء و گزندی به آنها برسد برگشتند. ائمه علیهم السلام استفاده کرده اند و فرموده اند بی خون ریزی ترین حالتش این است که شبیه اینجا باشد. “إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ”7 شیطان اولیاء خودش را می ترساند. اگر ایمان دارید از من بترسید. پذیرش این حرف سخت است.
در سوره مبارکه نحل 94 می فرماید: “وَلَا تَتَّخِذُوا أَيْمَانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهَا”8 قسم هایتان را مایه خیانت بین خودتان قرار ندهید. یک عده راه می افتند و قسمی می خورند که مایه خیانت است. آن چیزی که وجود دارد این است که عده ای می آیند اینها را وسیله قرار می دهند و خودشان گرفتار می شوند.
نحوه تسلط شیطان
شیطان وسوسه می کند یا نفس؟ 
ما در بحث وسوسه “ فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ” یعنی وسوة الشیطان. حالا این وسوسه یک نکته دیگری هم دارد. سوره مبارکه ق آیه 16 می فرماید: “ولقد خلقنا الإنسان ونعلم ما توسوس به نفسه ونحن أقرب إليه من حبل الوريد” ما انسان را آفریده ایم و می دانیم آنچه را که نفسش به او وسوسه می کند. پس بلاخره شیطان وسوسه می کند یا نفس؟ ببینید هر دو به صورت طولی است. طولی آن طور است که شیطان نفس را وسوسه می کند و انسان هم آن وسوسه را می گیرد و کار می کند. اگر نفس قابلیت پذیرش نداشته باشد اصلا انسان وسوسه نمی شود. مثل این است که یک نفر سم را بگیرد و به جیبش بریزد یا هاضمه اش سم را قبول نکند و اصلا مریض و مسموم نمی شود. لذا اگر شیطان وسوسه می کند کسی را وسوسه می کند که هاضمه او می طلبد که این وسوسه را بپذیرد و انجام دهد.  وقتی به شیطان لعنت می کنیم باید یکی هم به خودمان بدهیم که این زمینه را برای شیطان آماده کرده است. یک عده از آدم ها هستند که از وسوسه در امان هستند.
وقتی قرآن بخوانیم و پناهنده نشویم شیطان فهممان را کلا از بین می برد و تصویر دیگری از قرآن برای ما درست می کند. “إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ”9 شیطان بر کسانی که بر خداوند توکل می کنند تسلطی ندارد. “ إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ”10 سلطنت برای شیطان زمانی به وجود می آید که آن شخص یتولی و ولایت به او می دهد و شیطان را خودشان بر خودشان مسلط می کنند اینطور نیست که خدا شیطان را بر ما مسلط کند. انسان خودش با فرامینی که گوش می دهد و خورد خورد گوش بدهد لغزشی برای او به وجود می آید. در فاصله بین بدر و احد کاری کردند که آنها را بعدها در موقعیت احد لغزاند. “ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا ۖ”11
سوره احزاب آیه 36 می فرماید: “ وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَي اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَکُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً”
مومن کسی نیست که اختیاردار باشد. اختیار از خودش ندارد و بگوید کار دیگری می کنم و کسی خدا و رسولش را نافرمانی کند، در ضلالت مبین است. ولی در بحث هایی که در مورد شیطان است در سوره نساء آیه 60 در بحث های طاغوت و حکومت ها نباید فکر کنیم شیطان کاری را بلد نیست. اتفاقا شیطان در آنجا بزرگ است. یعنی اتفاقا در آنجاها خیلی هنرمندتر است. “یاأَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الاَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَیرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً أَ لَمْ تَرَ إِلَي الَّذينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ يُريدُونَ أَنْ يَتَحاکَمُوا إِلَي الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَکْفُرُوا بِهِ وَ يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعيداً “ واقعا خودش گمانش بر این است نه اینکه شارلاتان بازی در می آورد. بعضی گمان اینجوری می کند. کسی که ایمان بر آنچه بر تو نازل می وشد گمان می کند ایمان دارد چون نماز می خواند و خمس ... می دهد. منتها اراده می کنند که تحاکم ها را در پیش طاغوت انجام بدهند. قضاوت ها و مناسبات به مناسبات بین المللی برود. نماز و روزه را هستیم ولی دیپلماسی را در فضای دیگری باید حل کنم. امر شده بودند که کفران کنند. اگر می خواهیم خط را بگیریم از این طرف بگیریم که خدا و رسولش گفته اند. در اینجا ضلال مبین نیست و سخت و پیچیده است. “فکیف اذا اصبتهم مصیبه بما قدمت ایدیهم ثم جاوک یحلفون بالله ان اردنا الا احسنا و توفیقا” پس چگونه موقعی که بر اثر اعمالشان گرفتار مصیبتی می شوند به سراغ تو مـی آیـنـد و سـوگند یاد می کنند که منظور ما (از بردن داوری به نزد دیگران) جز نیکی کردن و توافق (میان طرفین نزاع) نبوده است؟!
دشمن با شما تا تسلیم مطلق ادامه خواهد داد. فکر نکنید اگر در جایی کوتاه بیاییم در نقطه بعدی می شود آنها را زد.حافظه تاریخی ملت کم است. سر شعار مرگ بر آمریکا، سر دفاع از مظلومین، سر تروریست بودن حزب الله و ... هم مذاکره می کنیم. این مسیر انتهایی ندارد. “ وَلَن تَرضىٰ عَنكَ اليَهودُ وَلَا النَّصارىٰ حَتّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم ۗ قُل إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُدىٰ ۗ وَلَئِنِ اتَّبَعتَ أَهواءَهُم بَعدَ الَّذي جاءَكَ مِنَ العِلمِ ۙ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلا نَصيرٍ”12 آنها با ما مشکل دارند چون ما مهم هستیم. نکته جالبی که در دنیا اتفاق افتاده است و ما حواسمان به آن نیست این است که تبلیغات نسبت به دنیا آنقدر زیاد است که همه کنجکاو شده اند که در ایران چه خبر است. خودشان با دست خودشان دارند ما را معروف می کنند. استقامت ما این آثار را هم دارد. همه می گویند چرا با هیچ کجا بد نیستند که با مردم بد هستند. اراده را شیطان کرده است ولی بلندگو دست کسی دیگر است.

پی نوشت:
1.     سوره المائدة آیه 55
2.     سوره ص آیه 23
3.     سوره : البقرة آیه : 36
4.     سوره بقره آیه 3
5.     سورة آل عمران - الآية 173
6.     سوره آل عمران آیه 174
7.     سوره : آل عمران آیه : 175
8.     سوره نحل آیه 94
9.     سوره نحل آیه 99
10. سوره نحل آیه 100
11.  سوره آل عمران آیه 155
12.  سوره بقره آیه 120







اطلاع رسانی و عضویت
برای عضویت در سامانه پیامکی عدد 5 را به 02166455810 ارسال نمایید
بازتاب آرشیو محتوای نوشتاری آرشیو
درباره سبل السلام پرونده ها تفسیر قرآن کریم
درباره حجت الاسلام قاسمیان امت واحده منبرها و سخنرانی ها
پیوندها فرهنگ جهادی آرشیو صوتی
محصولات فرهنگی دروس حوزوی
برنامه جلسات آرشیو تصویری
کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت و محتوای آن متعلق به دفتر مطالعات اسلامی سبل السلام می باشد.
هرگونه استفاده تجاری از مطالب و آرشیو این سایت غیرمجاز بوده و هرگونه نسخه برداری جهت مقاصد غیراقتصادی، با ذکر منبع (qasemian.ir) بلامانع می باشد.