عنوان : گزارش جلسه تفسیر قرآن در سایت وارث - 5 شهریور 1394
 

پایگاه اطلاع رسانی هیئات مذهبی (وارث)، در تاریخ 5 شهریور 1394 اقدام به ارائه گزارش مکتوب و تصویری از جلسه تفسیر قرآن حجت الاسلام قاسمیان در تاریخ 4 شهریور نموده است که متن و تصاویر جلسه در ادامه ارائه می گردد. این جلسه همراه با جشن میلاد امام رضا (علیه السلام) با مداحی برادر امیر عباسی برگزار گردید.



امام رضا علیه السلام در زمینه تفسیر قرآن بیشترین آثار را نسبت به ائمه دیگر دارد و به دلیل شرایطی که در آن بودند بیشتر سوالاتی که از ایشان می پرسیدند، سوالات قرآنی بوده است.

در آیات قرآن در داستان فوق العاده ای که شاید سخت ترین و پرمحتواترین و تمثیلی ترین داستان قرآن که ماجرای سجده بر آدم است، آیه 34 سوره مبارکه بقره را که نگاه کنید، یک قسمت ازاین آیه بین چند سوره این مطلب مشترک است. سوره های اعراف و بقره و طاها و اسراء و حجر و ص این مطلب را بیان کرده است.

اولین عصیانی که اتفاق افتاده است، در این آیه آمده است. اولین اتفاقی که به عنوان عصیان در این آیات به آن پرداخته می شود، عصیان استکبار و کبر و بزرگ بینی و عدم عبودیت است. این اولین و سرسلسلۀ عصیان ها است.

این آیه می فرماید: ”وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ.”

به ملائکه گفته اند اسجدوا لادم، آیا این سجده برای آدم بوده یا در پیشگاه آدم، برای خدا بوده است؟

حافظ می گوید:

ملک در سجده ی آدم زمین بوس تو نیت کرد / که در حسن تو چیزی یافت به جز طور انسانی

یعنی سجده برای خود آدم نبوده است. چون که می گویند سجده اگر به معنای عبادت باشد، ما عبادت غیرخدا نداریم.

در آیه 78 سوره مبارک اسراء می بینیم، "لام" گاهی به این معنا می آید که الزامآ به معنی سجده برای خود آدم نبوده است.

آیا سجده جزء عبادات ذاتی است که می گویند فقط برای خدا سجده کنید یا برای افراد دیگر هم می توان سجده کرد؟

آن چیز که ذوق شرعی ما می گوید احترام و اکرام به شیوه سجده، برای غیرخدا اتفاق نمی افتد. یعنی فقط به خدا می توان سجده کرد.

خداوند در این آیه می فرماید: ”اقم الصلاة لدلوک الشمس”

لدلوک الشمس اینجا یعنی عند دلوک الشمس. یعنی شما اقامه نماز کن، درنزد این که خورشید به جانب مغرب می رود. در این آیه به جای عند دلوک الشمس می گوید: لدلوک الشمس. پس لام گاهی به این معنا می آید.

لذا مانعی ندارد که از “اسجدوا لادم”، تعبیر “اسجدوا عند ادم”، به معنای در پیشگاه آدم شود.

فقط یک اشکال پیش می آید این است که در آیه 100سوره مبارکه یوسف آمده است:

“وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا”

این که حضرت یوسف علیه السلام در عرش نشست و پدرش را بر عرش نشاند و همه برادران سجده کردند و طبیعتاً حضرت یوسف هم چیزی نگفته است، بعضی ها تعبیر کرده اند که این سجده، سجده احترام و اکرام بوده، شاید هم این بوده که آنها در “نزد” او سجد کردند. برای خدا، در نزد پدرش به سجده افتادند.

مثل این که در جریان سَحرۀ فرعون، همه به سجده می افتند. این به سجده افتادن، برای حضرت موسی نیست، بلکه در پیشگاه خدا به سجده می افتند.

ولی این کاملاً خلاق ذوق شرعی است که کسی برای احترام به کسی سجده کند.

شما تاحالا عالمی را دیده اید که در حرم یکی از امامان خم شود و برای ایشان سجده کند؟!

خداوند در آیه 27 سوره حج می فرماید :

“وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ” تو مردم را به حج اعلام کن. بعد پیاده یا روی شتر لاغر، یعنی با هر بدبختی که شده بیایند و خودشان را به امام برسانند. نقطه اصلی امام است.

در ”وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ”، بعضی ها خواسته اند بگویند سار من الکافرین. یعنی از کافرین شد. بعد اینها توجیحات قرآنی دارد.

مثلاً در آیات 42 و 43 سوره هود آمده است :

“وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَب مَّعَنَا وَلاَ تَكُن مَّعَ الْكَافِرِينَ”

“قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاء قَالَ لاَ عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِلاَّ مَن رَّحِمَ وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ”

در ماجرای حضرت نوح و فرزند ایشان، نوح به فرزندش می گوید: يَا بُنَيَّ ارْكَب مَّعَنَا وَلاَ تَكُن مَّعَ الْكَافِرِينَ، من به بلندی ای می روم که من را از آب نجات دهد. امروز دیگر از امر خدا پناه نیست، مگر کسی که خدا به او رحم کند. موج بین آنها قائل شد. اینجا کان من المغرقین، یعنی سار من المغرقین. پس کان به معنی سار هم وجود دارد ولی در مورد ابلیس قضیه این نیست.

ماجرا این است که این انسان محل رشد و تکاملش زمین استT منتهی ماجراهای دوست و دشمن را زودتر به او گفته اند. این دوست شناسی و دشمن شناسی زودتر در فطرت او کار گذاشته شده است.

اینگونه نیست که کسی به صورت لوح ننوشته ای روی زمین بیاید و تازه رسلی بیایند تا او مکلف شود. انسان یک لوح نوشته شدۀ دوست و دشمن شناخته شده است. بابت آن مکلف هم هست.

در آیه 11سوره اعراف آمده است ”وَ لَقَدْ خَلَقْناکُمْ ثُمَّ صَوَّرْناکُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ لَمْ يَکُنْ مِنَ السَّاجِدينَ”

می فرماید: لَمْ يَکُنْ مِنَ السَّاجِدينَ. اصلاً سجده کن نبوده است. این اولین ویژگی برای انحراف در آدم است. تمام انحرافات و هبوط ها برمی گردد به این که عبودیت داریم یا نه. روی نظرات خودت بنده ای یا شخص دیگر.

در ذیل آیات خلقته من نار و خلقته من طین، از امام صادق علیه السلام روایت داریم: ”فَاَوَّلُمَن قاسَ اِبلیس وَاستَکبَرَ وَ الاِستِکبارُ هُوَاَوَّلُمَعصِیَهٍ عُصیَ اللهُ بِها” خودش را قیاس کرد و گفت من برترم. اولین معصیتی که خدا با آن عصیان شد، معصیت استکبار بود. خود بزرگی یک کفر مستتری داشت که او سجده کننده نبود. خداوند فرمود: َلمْ يَکُنْ مِنَ السَّاجِدينَ.

“فَقَالَ إِبْلِیسُ: یَا رَبِّ اعْفُنِی مِنَ السُّجُودِ لِآدَمَ ع وَ أَنَا أَعْبُدُکَ عِبَادَةً لَمْ یَعْبُدْکَهَا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ. “

سپس ابلیس فرمود: بگذار من به آدم سجده نکنم، جوری عبادت می کنم که هیچ ملک مقرب دیگری و نبی مرسلی عبادت نکرده باشد.

“قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى: لَا حَاجَةَ لِی إِلَى عِبَادَتِکَإِنَّمَا أُرِیدُ أَنْ أُعْبَدَ مِنْ حَیْثُ أُرِیدُ لَا مِنْ حَیْثُ تُرِیدُ” فَأَبَى أَنْ یَسْجُدَ؛من نیازی به عبادت تو ندارم. من می خواهم عبادت شوم از آن طریقی که خودم می خواهم، نه آن طریقی که تو می خواهی. اگر می خواهی به من نزدیک شوی از آن طریق نزدیک شو.

از امام کاظم علیه السلام می پرسند: ”عن الکفر و الشرک أيهما أقدم؟ قال: فقال لي: ما عهدي بك تخاصم الناس، قلت: أمرني هشام بن سالم أن أسألك “ از کفر و شرک کدام گناه قدیمی تر است؟ می فرمایند به نظرم نمی آید که این سوال، سوال تو باشد. گف: هشام گفت که بپرسم..

عن ذلك، فقال لي: الكفر أقدم و هو الجحود، قال الله عزوجل: “الا ابليس أبي و استكبر و كان من الكافرين”کفر اقدم است. کفر همان انکار است. جهود انکار کردن به معنای قبول نکردن نیست. گاهی به آن نمی رسد، که هیچ. گاهی شک دارد که رسید، این است. اگر آنجا شروع به دست و پا زدن، دارد به انکار و جهود می رسد.

خداوند در سوره اعراف آیه 12 می فرماید: ”قالَ ما مَنَعَکَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَني‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ” چه چیزی مانع از این شد که وقتی به تو امر کردم سجده کنی، سجده نکردی؟

نمی گوید چون به من نرسید، می گوید چه کسی بالاتر است، او یا من.

امیرالمومنین علیه السلام در خطبه قاصعه نهج البلاغه می فرماید: ”الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْكِبْرِيَاءَ وَ اخْتَارَهُمَا لِنَفْسِهِ دُونَ خَلْقِهِ وَ جَعَلَهُمَا حِمًى وَ حَرَماً عَلَى غَيْرِهِ وَ اصْطَفَاهُمَا لِجَلَالِهِ وَ جَعَلَ اللَّعْنَةَ عَلَى مَنْ نَازَعَهُ فِيهِمَا مِنْ عِبَادِهِ” حمد خدایی که عزت و کبریایی را به خودش پوشانده است. و عزت و کبریایی را برای خودش گذاشته. عزت و کبریایی را منطقه ممنوعه اعلام کرده است. لعنت را بر کسی گذاشته که در این رداء بخواهد با خدا منازعه کند.

سپس می فرماید: “ثم اختبر بذلک ملائکته المقربین،لیمیز المتواضعین منهم من المستکبرین”. بعد این صحنه را درست کرده تا متواضع را از مستکبر جدا کند.

“قَالَ سُبْحَانَهُوَهُوَ اَلْعَالِمُبِمُضْمَرَاتِاَلْقُلُوبِوَ مَحْجُوبَاتِ اَلْغُيُوبِ” با این که خداوند همه چیز را می داند، می فرماید: “إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ اعْتَرَضَتْهُ الْحَمِيَّةُ فَافْتَخَرَ عَلَى آدَمَ بِخَلْقِهِ وَ تَعَصَّبَ عَلَيْهِ لِأَصْلِهِ فَعَدُوُّ اللَّهِ إِمَامُ الْمُتَعَصِّبِينَ وَ سَلَفُ الْمُسْتَكْبِرِينَ الَّذِي وَضَعَ أَسَاسَ الْعَصَبِيَّةِ وَ نَازَعَ اللَّهَ رِدَاءَ الْجَبْرِيَّةِ وَ ادَّرَعَ لِبَاسَ التَّعَزُّزِ وَ خَلَعَ قِنَاعَ التَّذَلُّلِ.لباس تعزز پوشید و قناع تذلل را از خود در آورد.

أَ لَا تَرَوْنَ كَيْفَ صَغَّرَهُ اللَّهُ بِتَكَبُّرِهِ وَ وَضَعَهُ بِتَرَفُّعِهِ. خدا او را با ترفع زمین زد.


فَجَعَلَهُ فِي الدُّنْيَا مَدْحُوراً وَ أَعَدَّ لَهُ فِي الْآخِرَةِ سَعِيراً. وَ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَخْلُقَ آدَمَ مِنْ نُورٍ يَخْطَفُ الْأَبْصَارَ ضِيَاؤُهُ وَ يَبْهَرُ الْعُقُولَ رُوَاؤُهُ وَ طِيبٍ يَأْخُذُ الْأَنْفَاسَ عَرْفُهُ لَفَعَلَ وَ لَوْ فَعَلَ لَظَلَّتْ لَهُ الْأَعْنَاقُ خَاضِعَةً وَ لَخَفَّتِ الْبَلْوَى فِيهِ عَلَى الْمَلَائِكَةِ وَ لَكِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يَبْتَلِي خَلْقَهُ بِبَعْضِ مَا يَجْهَلُونَ أَصْلَهُ تَمْيِيزاً بِالِاخْتِبَارِ لَهُمْ وَ نَفْياً لِلِاسْتِكْبَارِ عَنْهُمْ وَ إِبْعَاداً لِلْخُيَلَاءِ مِنْهُمْ . فَاعْتَبِرُوا بِمَا كَانَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ بِإِبْلِيسَ. از بحث ابلیس عبرت بگیرید.

إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِيلَ وَ جَهْدَهُ الْجَهِيدَ. ببین خدا چگونه کار او را حبط کرد.

وَ كَانَ قَدْ عَبَدَ اللَّهَ سِتَّةَ آلَافِ سَنَةٍ لَا يُدْرَى أَ مِنْ سِنِي الدُّنْيَا أَمْ مِنْ سِنِي الْآخِرَةِ عَنْ كِبْرِ سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ.

یک لحظه کبر این همه عبادت را نابود کرد.

فَمَنْ ذَا بَعْدَ إِبْلِيسَ يَسْلَمُ عَلَى اللَّهِ بِمِثْلِ مَعْصِيَتِهِ كَلَّا مَا كَانَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِيُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بِأَمْرٍ أَخْرَجَ بِهِ مِنْهَا مَلَكاً. کسی که ملکی را از بهشت اخراج کرد، بشری اینگونه را وارد بهشت نمی کند.

إِنَّ حُكْمَهُ فِي أَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلِ الْأَرْضِ لَوَاحِدٌوَ مَا بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ هَوَادَةٌ فِي إِبَاحَةِ حِمًى حَرَّمَهُ عَلَى الْعَالَمِين .”

حکم او در آسمانها و زمین یکی است. بین خدا و خلقش هیچ ساخت و پاخنی نیست. که به مناطق ممنوعه او وارد شود.این داستان تمثیلی می گوید گردنت را پایین بیانداز و هرچه خدا می گوید اجرا کن. راس این گناه ها و خباثت ها و کفرها این است که فرد در برابر خدا برای خودش هم حسابی وا کرده است.








اطلاع رسانی و عضویت
برای عضویت در سامانه پیامکی عدد 5 را به 02166455810 ارسال نمایید
بازتاب آرشیو محتوای نوشتاری آرشیو
درباره سبل السلام پرونده ها تفسیر قرآن کریم
درباره حجت الاسلام قاسمیان امت واحده منبرها و سخنرانی ها
پیوندها فرهنگ جهادی آرشیو صوتی
محصولات فرهنگی دروس حوزوی
برنامه جلسات آرشیو تصویری
کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت و محتوای آن متعلق به دفتر مطالعات اسلامی سبل السلام می باشد.
هرگونه استفاده تجاری از مطالب و آرشیو این سایت غیرمجاز بوده و هرگونه نسخه برداری جهت مقاصد غیراقتصادی، با ذکر منبع (qasemian.ir) بلامانع می باشد.